استقبال تاجیک از یک مانیفست خطرناک در جبهه اصلاحات

استقبال تاجیک از یک مانیفست خطرناک در جبهه اصلاحات

کمیته سیاسی جبهه اصلاحات اخیراً یک نامه عجیب و غریب به خاتمی نوشت و طی آن بر لزوم قرار گرفتن اصلاح‌طلبان در کنار خشم مردم به جای اصلاح آن تأکید کرد!

ما طی یادداشتی با عنوان “فعال شدن جبهه پشتیبانی دشمن از درون” که در وبلاگ مشرق منتشر شد، ‌ در این رابطه توضیحاتی را به مخاطبان محترم ارائه کردیم و خطر آنرا هشدار دادیم.

در ادامه این قضایا، محمدرضا تاجیک، از تئوریسین‌های اصلاحات اخیراً طی یادداشتی که انصاف‌نیوز آنرا منتشر کرد به استقبال از نامه خطرناک کمیته سیاسی جبهه اصلاحات رفته و نوشته است: اکنون که برخی از اصلاح‌طلبان عزم فاصله‌زایی با قدرت و فاصله‌زدایی با جامعه کرده‌اند و بر آن شده‌اند تا از کنش سیاسی معطوف به حفظ وضع موجود پرهیز کنند، با نگاهی نو رسالت تاریخی خود را بازتعریف کنند، اصلاح‌طلبی مسئولانه را منش و روش خود سازند، از انتظار برای گشایش از بالا، به ساختن ظرفیت اجتماعی و فرهنگی از پایین، گذر کنند، از سطح جناحی فراتر روند و به حرکتی فراگیر برای نجات ایران از بحران‌ها تبدیل شوند، ساختار خویش را تغییر دهند، و اصلاح را از خویش بیاغازند (رجوع کنید به بیانیه‌ی کمیته‌ی سیاسی جبهه‌ی اصلاحات)، با پرسش‌ها مواجه‌ایم: آیا در ایرانِ امروز، ایده‌ی اصلاح‌طلبی هنوز مقتضی است؟

او سپس به ارائه راهکارهایی برای تحقق پرسش مطروحه از سوی خود پرداخته و در خاتمه نیز می‌نویسد: جریان اصلاح‌طلبی، حداقل در تاریخ پساانقلاب خود، همواره زیستی «در قدرت» داشته است. از این‌رو، تصویر شفافی از «خویشتن برون‌قدرتِ خویش» یا اساسا از «برون» (جامعه) ندارد. لذا در نگاه نخست، عبور از این خویشتنی که دیریست به مناسبات (فرهنگ و اخلاق و رفتار) قدرت خوگر شده، بسیار سخت (اگر نگوییم ناممکن) می‌نماید، اما این جریان (همان‌گونه که بارها گفته‌ام) برای نجات پوست خود، گریز و گزیری از پوست‌انداختن ندارد.

*تنها بخش مهم یادداشت تاجیک حمایت او از بیانیه ضد امنیتی کمیته سیاسی است.

مردم و مخاطبان محترم بدانند که این افراد با بددلی و کینه است که رهیافت خود را به سمت چیزی به نام “خشم مردم” کج کرده‌اند.

در واقع اینان همان “بانیان آشوب” هستند که در فتنه‌های ۸۸ و ۹۸ و ۱۴۰۱ از ساحت ولایت فقیه و اکثریت مردم متدین ایران تودهنی خوردند و اکنون خزیده در هزارتوی پستوهای خود انتظار روزی را می‌کشند که دوباره چند سرباز مسخ شده را در خیابان‌ها ببینند و ردای فرماندهی آنان –البته بدون پرداخت هزینه اضافه- را به تن کنند.

و بانی‌گری و فرماندهی آشوب آنان نیز از همین بیانه‌ها و نامه‌ها آغاز می‌شود.

دقت اصلی اینکه مردم، دانشجویان و نخبگان امنیتی کشور بدانند که اینان در حالی اینطور سرآسیمه و فعالان به دنبال ایجاد خشم در خیابان‌ها هستند و خود را سردمداران خشم می‌پندارند که قرار بود به عنوان اصلاح‌طلب داعیه‌دار اصلاح باشند. یعنی اینان قرار بود اگر در جایی هم خشمی می‌بینند آنرا مهار کنند، به قصد اصلاح عوامل ایجاد کننده خشم برآیند و به مردم و جوانان هشدار بدهند که “خشم خیابانی” صرفا سبب عمیق‌تر شدن مشکلات خواهد شد…

لکن می‌بینیم که امر برعکس اتفاق افتاده و اینان اکنون به همان خشم اما به عنوان پله و مبنای قدرت‌طلبی می‌نگرند.

حتما باید به جوانان عزیز گفت که این “پیران بلوا طلب و بانیان آشوب” به جوانان و جامعه و زنان و دانشجویان صرفا به چشم تعدادی “پله” می‌نگرند که قرار است با هر هزینه‌ای اما به ابزار بالا رفتن اینان از دیوار قدرت و دشمنی با نظام مظلوم اسلامی شوند.

لذا باید هوشیار بود…

همچنین بر نخبگان و رجال سیاسی متعهد است که در قبال حرکت مسموم کمیته سیاسی جبهه اصلاحات و مانیفست خطرناک آن حرکتی تبیینی ایجاد کرده و در کنار آن از نویسندگان این نامه و همچنین از شخص آقای خاتمی به عنوان لیدر اصلاحات مطالبه کنند که گزاره “در کنار خشم مردم قرار گرفتن” به چه معنی است و چرا جریان اصلاحات به جای اصلاح خشم اما قصد دمیدن بر آنرا دارد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *