ترامپ به زمان نیاز دارد
از منظر واقعیتهای میدانی، زمان برای ایران متغیر تعیینکنندهای نیست. یک ماه زودتر یا دیرتر، تغییری اساسی در توان تجهیزاتی یا راهبردی ایران ایجاد نمیکند. اما برای ترامپ، زمان یک مؤلفهی حیاتی است؛ حتی شاید مهمترین مؤلفه.
ترامپ امروز در آستانهی دو رویداد بزرگ ایستاده: از یکسو انتخابات میاندورهای آمریکا و از سوی دیگر جام جهانی در خاک ایالات متحده. در چنین شرایطی، ورود به یک جنگ فرسایشی، پرهزینه و طولانی، دقیقاً خلاف منطق سیاسی و انتخاباتی اوست.
ترامپ را باید با منطق فکری خودش فهمید؛ همان تفکر معروف «جکسونی». این تفکر میگوید: اگر قرار است حملهای انجام شود، باید قاطع، سریع و کوتاهمدت باشد؛ جنگی که ظرف یکی دو هفته جمع شود، نه باتلاقی که ماهها و سالها ادامه پیدا کند. اما پرسش کلیدی اینجاست: اگر چنین است، چرا هنوز آن اقدام قاطع رخ نداده، پاسخ ساده اما مهم است: آمریکا هنوز بهلحاظ نظامی آمادهی چنین درگیریای نیست.
کافی است نگاهی به تجربهی ونزوئلا بیندازیم. کشوری با ارتشی در رتبهی پنجاهویکم جهان که آمریکا برای آمادهسازی عملیات علیه آن، نزدیک به سه ماه زمان صرف کرد. حالا ایران را در نظر بگیرید؛ کشوری با توان نظامی بهمراتب بالاتر و جایگاه شانزدهم در رتبهبندیهای جهانی. چنین مواجههای، برای آمریکا نیازمند آمادهسازی بسیار گستردهتری است و نمیتوان بیمحابا وارد آن شد.
در صورت هرگونه درگیری مستقیم با ایران، آمریکا ناچار است: دستکم یک ناو دیگر به منطقه اعزام کند / سامانههای پدافند هوایی خود را بهشدت تقویت کند و حضور لجستیکی و هواییاش را در خاورمیانه به سطحی کاملاً متفاوت برساند. رفتوآمد پرتعداد هواپیماهای غولپیکر C-5 Super Galaxy در هفتههای اخیر، دقیقاً در همین چارچوب معنا پیدا میکند؛ پروازهایی که مأموریت اصلیشان جابهجایی تجهیزات سنگین دفاعی است، نه ارسال پیام صلح.
در چنین فضایی، انعطاف ظاهری ترامپ در مذاکرات از تغییر محل گفتوگو گرفته تا محدود کردن موضوعات به پروندهی هستهای بیش از آنکه نشانهی عقبنشینی باشد، نشانهی خرید زمان برای تقویت آرایش نظامی آمریکا در منطقه است.