حمله پیش‌دستانه و بازتعریف میدان تهدید

حمله پیش‌دستانه و بازتعریف میدان تهدید

 

علی مختارزاده

حمله پیش‌دستانه به اسرائیل را نباید صرفاً یک واکنش نظامی یا پاسخ احساسی دانست؛ این اقدام، در منطق امنیت ملی، ابزاری برای بازتعریف میدان تهدید است. در الگوی جدید تقابل، اسرائیل تلاش کرده جنگ را از مرزها به درون جامعه ایران منتقل کند؛ جایی که اغتشاش، عملیات روانی و تحریک اجتماعی جایگزین رویارویی مستقیم شده است. این تغییر میدان، اتفاقی نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد ترکیبی برای فرسایش امنیت داخلی ایران است.
در همین چارچوب است که پیام‌ها و توییت‌های علنی برخی مقامات اسرائیلی معنا پیدا می‌کند؛ جایی که آشکارا به اغتشاشگران پیام داده می‌شود «نیروهای موساد در میدان کنار شما هستند». فارغ از اغراق یا واقع‌نمایی این ادعا، نفسِ بیان علنی آن، یک اعلان رسمی مداخله است؛ پیامی برای تقویت روحیه آشوب‌طلبان و القای پشتوانه خارجی. این دقیقاً نقطه‌ای است که اغتشاش از یک مسئله داخلی عبور می‌کند و به بخشی از یک درگیری برون‌مرزی تبدیل می‌شود.
در چنین شرایطی، محدودکردن پاسخ به ابزارهای انتظامی و امنیت داخلی، بازی‌کردن در زمینی است که دشمن طراحی کرده است. حمله پیش‌دستانه، با انتقال هزینه از خیابان‌های ایران به مراکز تصمیم‌سازی و عملیاتی دشمن، این بازی را به هم می‌زند. وقتی طراح خارجی احساس ناامنی کند، اولویت او از حمایت آشوب به مدیریت تهدید علیه خود تغییر می‌یابد و زنجیره پشتیبانی از ناآرامی‌ها تضعیف می‌شود.
تجربه نشان داده هرگاه هزینه کنش دشمن در بیرون از مرزها بالا رفته، شدت و تداوم اغتشاشات داخلی فروکش کرده است. کنترل ناآرامی‌ها، پیش از آنکه مسئله‌ای انتظامی باشد، مسئله‌ای راهبردی است. حمله پیش‌دستانه دقیق و حساب‌شده، نه برای جنگ‌طلبی، بلکه برای بازگرداندن بازدارندگی و قطع دست مداخله‌گران، یک ضرورت امنیت ملی است.

انتهای پیام/