درد مردم از افق تا سه
بعد از حمله بی دلیل به شبکه و مجری افق که تا تغییر مدیر شبکه پیش رفت گویا اینبار نوبت میثاقی و شبکه سه است که ازقضا بهترین برنامه های در حال پخش را دارد.
حمله به یک مجری تلویزیونی و متهم کردن رسانه شاید سادهترین واکنش در برابر انتقاد باشد، اما آیا اصل ماجرا همین است؟ واقعیت این است که آنچه درباره سروش رفیعی مطرح شد یک پرسش ساده از مسئولیت حرفهای یک بازیکن مطرح بود، بازیکنی که در تیم بزرگی چون پرسپولیس بازی میکند و طبیعتاً زیر ذرهبین افکار عمومی قرار دارد.
وقتی یک بازیکن در سطح اول فوتبال کشور از «مجبور بودن به بازی» سخن میگوید، طبیعی است که این جمله واکنشبرانگیز شود. هواداری که با هزاران مشکل اقتصادی، تورم و فشار معیشتی دستوپنجه نرم میکند، انتظار دارد حداقل در مستطیل سبز بازیکنان تیم محبوبش با تمام توان ظاهر شوند نه اینکه از اجبار سخن بگویند!
محمدحسین میثاقی در برنامه خود، پرسشی صریح مطرح کرد: اگر بازیکنی انگیزه ندارد، آیا بهتر نیست میدان را به بازیکن آمادهتری بسپارد؟ این نه توهین است و نه بیدردی! رسانه اگر این سؤال را نپرسد، چه کسی باید بپرسد؟
مشکلات معیشتی و فشار اقتصادی بر هیچکس پوشیده نیست. اما آیا این شرایط تنها متوجه فوتبالیستهاست؟ کارگر، معلم، کارمند و راننده تاکسی نیز در همین جامعه زندگی میکنند، با این تفاوت که با وجود حقوق و دستمزد بسیار پایین تر از فوتبالیست ها هرگز ضعف خود را پشت درد مردم پنهان نمیکنند! آنان موظفاند با وجود دشواریها، کارشان را انجام دهند چون معیشت و مسئولیتشان اجازه نمیدهد.
رسانه قرار نیست تنها درباره آفساید و پنالتی حرف بزند. همانطور که بازیکن حق دارد احساسش را بیان کند، مجری و تحلیلگر هم حق دارند نقد کنند.
در نهایت، مسئله نه همدلی با مردم است و نه انکار مشکلات! مسئله مسئولیتپذیری است. در فوتبال حرفهای، پیراهن یک تیم بزرگ تعهد میآورد. این تعهد، پیش از هر چیز تعهد به هوادارانی است که با وجود تمام سختیها هنوز پای تیمشان ایستادهاند.