شبی که عدد هفت،معنای تازهای گرفت
خانم دکتر نسرین ف،استاد فیزیک دانشگاه تهران،زنی است که هرگز تصور نمیکرد روزی مادر هفت فرزند باشد.
او و همسرش حمید، که مردی مؤمن،شوخطبع و فیزیکخوانده بود، زندگی مشترکشان را با عشق و پذیرش مسئولیتهای بزرگ پیش بردند و خانوادهشان بهتدریج پرجمعیت شد.
با بارداری هفتم،نگرانی وارد زندگیشان شد.همسرش پیش از اعزام داوطلبانه به جنگ ۱۲ روزه، جملهای گفت که بعدتر معنایی تلخ پیدا کرد.گفت:«امیدوارم این نوزاد بیاد و خونهمون رو پر از صدا کنه، حتی اگه من نباشم.»
با شهادت او،نسرین ماند با شش فرزند خردسال، بارداری سخت و خانهای که جای خالی پدر در آن عمیقاً حس میشد.
پس از شهادت،زندگی او میان تدریس فیزیک در دانشگاه و مادری برای کودکانی داغدیده جریان داشت.
پرسش ساده یکی از فرزندان درباره نبود پدر،قلب او را شکست و همزمان معنای تازهای از صبر و قدرت درونی به او بخشید.
بارداری هفتم در شرایط دشوار جسمی و اقتصادی ادامه یافت؛ هشدار پزشک، مشکلات مالی و تلاش برای تهیه سادهترین وسایل نوزاد.
در همین سختیها،محبتهای کوچک اطرافیان به او نشان داد که عشق و انسانیت هنوز زنده است.اکنون با شش پسر و یک دختر، او به این باور رسیده که خوشبختی با رفاه سنجیده نمیشود.
می گوید: سختی انسان را از پا نمیاندازد، این بینور بودن است که میشکند، و هیچ نوری زیباتر از صدای یک کودک نیست.