مادورو؛ از مقاومت با ایران تا “مذاکره” با آمریکا
دانلد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا بامداد روز شنبه گذشته به کشور ونزوئلا حمله کرد.
حملهای نمادین و با اهداف مشخص که ساعاتی پس از آن اعلام شد “نیکلاس مادورو” رئیسجمهور این کشور به همراه همسرش توسط نیروهای ویژه آمریکایی ربایش و به مکان نامعلوم منتقل شدهاند.
رویدادی بهتبرانگیز و البته قابل پیشبینی که برخی فعالان سیاسی ونزوئلایی اعلام کردند در چارچوب یک توافق مذاکراتی بین مادورو و ترامپ صورت گرفته است.
هرچه بود اما ونزوئلا با گفتمان “چاوزیستها” به پایان رسید و باید با رویکردی مدقّانه به حوادث آن نگریست.
*به زعم برخی محافل تحلیلی سرنوشت جنگ “نیمهشب کاراکاس” چند ماه قبل از این تعیین تکلیف شده بود.
آنجا که مادورو در گرماگرم تهدیدات نظامی آمریکا و محاصره ونزوئلا اما به یکباره طبل صلح با آمریکا را به صدا درآورد و حتی پیشنهاد صلح داد!
این در حالی است که پاسخ ترامپ به عنوان کسی که ونزوئلا را محاصره کرده بود، قایقهای متعلق به ونزوئلا را مورد اصابت قرار میداد و دائما هم تهدید به حمله نظامی میکرد اما “حمله پیشدستانه پارتیزانی در دریا” بود نه پیشنهاد صلح!
جالب آنکه مادورو حتی با ترامپ تماس تلفنی برقرار و اعلام کرد که از این تماس احساس رضایت و دوستانهبودن داشته است.
تماسی عجیب که نشریه تلگراف از محتوای آن فاش کرد که مادورو پیرامون شرایط تسلیم و خروج امن خود از ونزوئلا صحبت کرده است.
آنچه که گفته شد اما صرفا رویدادهای مربوط به یکسال اخیر بود.
یکسالی که ونزوئلا کمکم از سیاستها و راهبردهای ایران یا همان “گفتمان مقاومت” فاصله گرفت و پس از حدود بیش از یک دهه از زیستن در ساحت این گفتمان و برخورداری از نفحات آن اما طریقی دیگر برگزید و به سمت مذاکره لغزید!
مادورو حتی از یاد برد که سلف او یعنی “هوگو چاوز” نیز با گفتمان مقاومت و نزدیکی به هژمون ایران بود که توانست نام ونزوئلا را پررنگ کند و قدرت و آزادی را به این کشور بازگرداند.
جالب است که مادورو دیده بود که چطور حتی در حین بحران کمبود سوخت در این کشور که بهواسطه تحریم آمریکا روی داد اما ایران به کمک ونزوئلا شتافت و بیهیچ خوفی از آمریکا؛ با ارسال ۵ نفتکش بزرگ حاوی سوخت؛ متحد خود را از خطر نجات داد.
ایران طی بیش از یکدهه در ونزوئلا خانههای فراوان ساخت، پالایشگاههای نفتی ونزوئلا را توسعه داد و حتی صادرات گسترده مواد غذایی را به این کشور آغاز کرد.
در واقع مردم ونزوئلا طی بیش از یکدهه و با دو رئیسجمهور خود توانستند به کمک “ایران” طعم آزادی و قدرتمندی واقعی را احساس کنند و با “گفتمان مقاومت” از هیچ قدرت نترسند.
اما رئیسجمهور مادورو به هر دلیلی نخواست به گفتمان مقاومت ادامه بدهد و راهکار “خروج امن”! و دیدن روزهای پیرسالی و فرتوتی خود به جای قهرمان زندگی کردن را برگزید.
عدهای از این داستان و “پایان بیش از یکدهه سربرآوردن ونزوئلا به عنوان یک قدرت بزرگ در آمریکای جنوبی با انتخاب شخصی مادورو” اما نتیجه ضعف ایران را میگیرند!
لکن ما قضاوت درباره این نتیجه، این داستان و نتایج دوریگزینی یک ملت و مسئولانش از گفتمان مقاومت و از متحد بزرگی مثل ایران را بر عهده مخاطبان محترم وامیگذاریم…