وقتی انتظار به اجابت رسید؛ عنایت امام زمان(عج) به یک شهید
نیمهشعبان، روز امید و انتظار است؛ روزی که دلها بیش از همیشه متوجه حضرت صاحبالزمان(عج) میشود.
در چنین روزی، مرور روایتهایی از عنایت آن حضرت، جان را تازه میکند. آنچه میخوانید، حکایت شهیدی است که پیش از شهادت، نشانهای روشن از این نگاه مهربان را دریافت کرد.
شهید شیرعلی سلطانی یکی از زمینهای شخصی خود را برای ساخت مسجدالمهدی(عج) در محله کوشک قوام شیراز وقف کرد؛ مسجدی که امروز مزار این شهید را در دل کتابخانه خود جای داده و یاد او را زنده نگه داشته است.
اواخر سال ۱۳۶۰، زمانی که برای مرخصی به شیراز بازگشته بود، در گوشهای از مسجد قبری برای خود ساخت؛ قبری که کوچکتر از قامت رشیدش بود.
وقتی علت را پرسیدند، تنها گفت: «همین اندازه خوب است.» پاسخی آرام که راز آن سالها بعد آشکار شد.
شب عملیات فتحالمبین، در میان گفتوگوی رزمندگان، ناگهان گفت: «بچهها، ساکت باشید…» و همان لحظه، بوی عطری دلانگیز فضای سنگر را پر کرد.
او بعدها به یکی از همرزمانش گفت که عنایتی از سوی امام زمان(عج) به او و دو نفر دیگر شده است.روز بعد، شیرعلی سلطانی و همان دو نفر به فیض عظیم شهادت نائل آمدند.
هنگامی که پیکر شهید بازگشت، حقیقت روشن شد؛ مزار کوچک دقیقاً اندازه او بود، چرا که پیکر این شهید بزرگوار بدون سر بازگشته بود.