چرا آشوب خشن دی یک تحرک اقتصادی نبود؟
فردی به نام عالیه شکربیگی، تحت عنوان جامعه شناس با خبرگزاری ایلنا مصاحبه کرده و گفته است: مشکلات معیشتی و اقتصادی که منجر به اعتراضات دیماه شد، یکی از دلایل اصلی این اعتراضات بود؛ واقعیت این است که مسأله اقتصادی و آن شکاف اجتماعی‑طبقاتی است که برخی از مردم را برانگیخت تا به خیابان آمدند.
او همچنین با اشاره به اعلام پزشکیان درباره حقوق ماهیانه رئیس جمهور تصریح می کند: وقتی عده زیادی از مردم زیر خط فقر هستند، حقوق هزار دلاری رئیسجمهور حتی اگر کم هم باشد، نماد ناکارآمدی است. این وضعیت نشاندهنده وجود یک چرخه معیوب است؛ فقر و تشدید آن به بیاعتمادی اجتماعی منجر میشود. وقتی مسئولان در شرایطی که معیشت مردم را مدیریت نمیکنند، حقوقهای بالایی دریافت میکنند، این امر میتواند به اعتراضات و اعتصابات کارگران و بازنشستهها دامن بزند و مهاجرت نخبگان نیز شدت میگیرد.
*درباره اظهارات این فرد باید سه نکته مهم را به استحضار مخاطبان رساند:
یکم_ نشان دادن یک اتوپیای آرمانی به مردم در مقولاتی مثل سیاست، عدالت، اقتصاد و… جنایتی است که افراد مغرض و یا ناآگاه مرتکب می شوند. این در حالی است که اتوپیا طبق اذعان تمام فلاسفه یک امر غیر ممکن است و باید در سیاست و عدالت و اقتصاد صد البته به واقعیت ها نگریست.
جدی از این باید دانست که حقوق بالای مدیران و مسئولان رده بالا یک امر عقلایی در اقتصاد و سیاست است. زیرا مدیر، بار مسئولیت را به دوش دارد و در کنار دغدغه مندی برای تمشیت سازمان باید وزر دیگران را نیز بر دوش خود و حتی خانواده خود حمل نماید.
این مسئله ضمن اینکه حق است البته تضمین کننده سلامت و عقلانیت یک سازمان نیز هست. مثلا همانطور که انتظار داریم یک کارگر ماهر حقوق بیشتری بستاند یا کارمندی که اضافه کار ویژه انجام می دهد دریافتی بیشتری داشته باشد؛ بایستی این سلسله مراتب حقوقی را برای مدیران هم رعایت کرد. این قاعده عقلایی به صورت ویژه شامل رئیس جمهور که اصلی ترین و بالاترین مدیر در ساختار اداری کشور ما هست نیز صادق است و البته نباید در مقابل قاعده شمشیر کشید یا در برابر آن ژست عدالتخواهی گرفت!
در واقع انتظار است که یک استاد دانشگاه، همین قبیل عقلانیت ها را با مردم بازگو کند نه اینکه عنان خود را به دست مشتی افراد جاهل و یا مغرض در فضای مجازی بدهد و حرفهای آنها را تکرار کند.
دوم_ مسائل و مشکلات اقتصادی همیشه و در همه جوامع وجود دارد. در واقع حتی در یک جامعه اقتصادی پیشرفته نیز افرادی هستند که دچار “فقر ذهنی” می شوند و احساس می کنند که در حقوق اقتصادی آنها بیعدالتی وجود دارد.
در این فضا البته نباید پنجه به صورت حقیقت کشید و مثلا به کسی که حقوق ماهیانه و قانونی خود را می ستاند تاخت به این جرم که چرا حقوق می گیرد یا چرا ثروت دارد و غیره!
از اینها گذشته، رئیس جمهور پزشکیان اتفاقا یکی از روسای جمهور صادق و سلیم النفس تاریخ انقلاب ماست که دوست و دشمن و رقیب نیز به این زلال بودن اذعان کرده اند.
زندگی ساده رئیس جمهور در دوران های وزارت و نمایندگی مجلس، زندگی غیر خاص و غیر رانتی فرزندان رئیس جمهور و مهمتر از همه نجابت و مردمی بودن آقای پزشکیان موهبت هایی است که در پی رأی خوب مردم در انتخابات ریاست جمهوری گذشته رخ داده و اکنون باید سپاسگذار آنها بود نه اینکه به بهانه یک اتوپیای ذهنی و ندانستن قواعد مدیریت و سازمان و بروکراسی، به جنگ با این صفات خوب برخاست.
همچنین است که طبعا آقای پزشکیان نیز همچون هر انسان دیگری در امر مدیریت ممکن الخطاست و چه بسا تصمیمات غلطی هم بگیرد. اما این قضیه هرگز رافع بی آلایشی رئیس جمهور محترم نیست و یا اثبات نمی کند که ایشان به فکر مردم نیست!
لذاست که باید در نقدهای اجتماعی و سیاسی و… دقت کرد و از مبانی عقلایی دور نشد. این شأنیت به صورت ویژه متوجه فعالان اجتماعی و استادان دانشگاه است.
سوم_ نکته مهم دیگر در قبال اظهارات فرد مذکور این است که او به غلط تقلا کرده تا عامل آشوب خشن دیماه را مشکلات معیشتی و اقتصادی معرفی کند!
این در حالی است که همراه نشدن اکثریت مردم و مستضعفین با این حرکت شوم و یا رخدادهایی مثل آغاز آشوب از متمولترین نقطه اقتصاد یعنی “بازار” و نیز شعارهای غیر اقتصادی و… جملگی نشان می دهد و اثبات می کند که فرض اقتصادی بودن انگیزه این آشوب خشن کاملا غلط و رهزن است.
تحلیل درست آنست که بدانیم این آشوب ها صرفا یک خشونت فروخفته ناشی از شبهات و چیزهای دیگر بود که ناگهان گُر گرفت و اینطور موجب تلخکامی مردم و نظام اسلامی شد.