چند پرسش از خوشبینان به توافق
با آغاز مذاکرات ایران و آمریکا، ترامپ بلافاصله اعلام کرد اگر ایران همین مواضعی را که اکنون مطرح شده، در خردادماه ارائه میداد، نهتنها حملهای در کار نبود بلکه همان زمان توافق حاصل میشد. این جمله در نگاه اول میتواند نشانه عقبنشینی آمریکا تلقی شود، اما با کنار هم گذاشتن دادهها، تصویر متفاوتی شکل میگیرد. ترامپی که سالها تأکید میکرد مذاکره باید فراتر از پرونده هستهای باشد و موضوعاتی مانند برنامه موشکی، نیروهای نیابتی و حتی به رسمیت شناختن اسرائیل را دربر بگیرد، حالا ناگهان میگوید «فقط هستهای». آن هم در شرایطی که طرف ایرانی صراحتاً اعلام کرده توقف غنیسازی را نپذیرفته و از حق غنیسازی عقبنشینی نکرده است.
اگر واقعاً ترامپ کوتاه آمده است، چند پرسش اساسی بیپاسخ میماند: چرا رئیس سنتکام در جلسه مذاکرات حضور دارد / چرا همزمان انتقال تجهیزات نظامی آمریکا به خاورمیانه ادامه دارد / چرا کشورهای اروپایی مانند آلمان، انگلیس، فرانسه و اسپانیا نیز در حال اعزام جنگنده و تجهیزات هستند / و مهمتر از همه، چرا بلافاصله پس از مذاکرات، تحریم جدید علیه ایران اعمال میشود؟ این رفتارها با منطق «نزدیکی به توافق» همخوانی ندارد.
سابقه ترامپ نشان میدهد لحن نرم و پیامهای مثبت لزوماً به معنای توافق نیست. نمونه ونزوئلا هنوز تازه است؛ جایی که چند روز پس از فضای خوشبینانه مذاکره، حمله نظامی انجام شد. از این منظر، احتمال اینکه اظهارات اخیر صرفاً یک بازی روانی و رسانهای باشد، کاملاً جدی است.
اگر بازار به توافق باور داشت، باید نشانههای آن را در قیمتها میدیدیم. اما چارت اونس جهانی طلا و نفت همچنان ساختار صعودی دارد و سیگنال توافق را تأیید نمیکند. در حال حاضر، هیچ نشانه محکمی از توافق قریبالوقوع دیده نمیشود، پیام صلح قطعی به بازار مخابره نمیکند.