چگونه از “آشوب دی” پله بسازیم؟ عمادالدین باقی پاسخ میدهد
عمادالدین باقی، فعال اصلاحطلب و از دستگیرشدگان فتنه ۸۸ به تازگی در بخشی از یک رشته توییت خود پیرامون آشوبهای دیماه گذشته ضمن ابراز تأسف از کشته شدن ۳ هزار و ۱۱۷ نفر در این رویداد اما نوشته است: شرم و ننگ بر آنها که معترضان کشته شده را بخاطر وجود چند تروریست در لابلای مردم (که جولان آنها هم به خاطر بی کفایتی نهادهای امنیتی بود) مزدور و یا فریب خورده بدانند و نقش حکومت را در مایوس کردن مکرر مردم از اصلاح امور و کاشتن بذر نفرت کتمان کنند!
او میافزاید: حتی عده ای از آنانکه در دام موساد و گروههای تروریستی افتادند نیز قربانی ناکامیهای مکرر از تغییر مسالمت آمیز هستند و باز هم به حکم قاعده حقوقی و فقهی “سبب اقوی از مباشر”، کسانی باید پاسخگو باشند که سبب ساز بودهاند.
باقی در خاتمه نیز تصریح میکند: پس به دستاندرکاران امنیتی و قضایی تاکید میکنم با درنظر گرفتن مسئولیت سبب سازان، در صدور احکام اعدام درنگ کنید و چرخه خشونت را تشدید نکنید.
*ما ضمن ادای احترام به بیش از ۲ هزار و ۴۰۰ شهید این حادثه تلخ و ضمن ابراز تأسف برای حدود ۶۰۰ کشتهشدهی دیگر آشوب اما تصریح میکنیم که این سخنان باقی یکی از مبانی اصلی ایجاد نفرت نابهجای عدهای از نظام اسلامی است. نفرتی بیجا و غلط که نقش موتور پیشران بلوا را بدون ایفای نقش دشمن خارجی در آشوبهای اخیر ایفا کرد.
چه اینکه مبتنی بر اظهارات باقی؛ تحلیلگران معقول آشوبهای دی باید پذیرای شرم و ننگ باشند چون میدانند که اغتشاش و سر بریدن و آتش زدن و قتل صبر هرگز امری قابل دلسوزی نیست و دشمن هم از بابت آن خوشحال میشود!
جالب است که در گفتمان باقی هیچ امکانی هم برای فریبخوردگی، برای خدمات همیشگی تروریستها به دشمن و برای جواسیس عاشق بردگی وجود ندارد زیرا از نظر او نیروی امنیتی میتواند در حالت محال و اتوپیایی زندگی کند و همه این فریبخوردگان و جواسیس و تروریستهای عاشق را از اول انعقاد نطفه دستگیر کند یا مانع کار آنها شود!
همچنانکه عقلانیتی هم در گفتمان باقی وجود ندارد زیرا او معتقد است مردم حق دارند در اعتراض به حکومت، هر نظمی را به هم بزنند و ناهنجاری بیافرینند! (یک جامعهشناس اصلاحطلب نیز اخیرا این تز جاهلانه را تکرار کرده است)
از فقدان عقلانیت در این گزاره همچنین باید اشاره کرد که آن مردم فرضی با آفرینش این نابهنجاری –که باقی میگوید حقشان است- در وهله اول خودشان را در آماج ناامنی و سوختن قرار خواهند داد و معیشت و اقتصاد خودشان مختل خواهد شد و در گام بعدی نیز این مردم هستند که در معرض ایجاد حمله دشمن خارجی و جنگ خارجی قرار خواهند گرفت.
پس میبینیم که رعایت نظم و انضباط و امنیت همواره ضروریست و در هیچ حالتی حتی در فرض وجود یک حکومتِ دچار ایراد هم ساقط نمیشود.
ادعای باقی درباره نقش حکومت در مأیوس کردن مردم از اصلاح نیز یک حرف پوچ و در راستای تز “اصالت خیابان” نزد برخی اصلاحطلبان ستادی و “بانیان آشوب” است.
زیرا در کشوری که انتخابات برگزار میشود، مردم تفاوت آرای خود را به رأیالعین دیدهاند، احزاب و رسانهها با گرایشهای مختلف سیاسی فعال هستند و “اعتراض” در فرایندها و پلکانهای مختلف خود امکان بروز در فرایندهای قانونی را دارد؛ حرف زدن از یأسِ اصلاح یک حرف کاملا پوچ است.
تأکید میشود که فقط کسی میتواند از یأس مردم حرف بزند که صرفا به اصالت خیابان میاندیشد و هیچ اِبایی ندارد از اینکه مردم در جهت اهداف او در کف خیابان کشته شوند و از اجساد این کشتگان؛ پلکانهایی برای بالا رفتن او و دوستانش در جهت مقاصد سیاسی ساخته شود!
درنگ مقامات قضایی در رسیدگی به پرونده جانیان این آشوبها نیز اولا خطری بزرگ برای کشور در بحث خطر “جنگ داخلی” ایجاد میکند و ثانیا بانیان آشوب را به احساس پیروزی در قبال این آشوبها میرساند.
این نکته بدیهیست که دشمنی مثل ترامپ که بهصورت روزمره در حال تهدید ایران است؛ به جمعیت آشوبگران و اعدامیهای حاضر در زندانها به عنوان یک ظرفیت ویژه نگاه میکند.