ژنرال سابق ارتش رژیم صهیونیستی: ترامپ برای ما یک تهدید وجودی است!
اسحاق بریک، ژنرال سابق ارتش رژیم صهیونیستی و منتقد سرشناس بنیامین نتانیاهو در رژیم صهیونیستی، در گزارشی با اشاره به رفتارها و طرز تفکر ترامپ در رابطه با مسائل سیاسی، وی را خطری جدی برای رژیم صهیونیستی عنوان کرده.
اسحاق بریک در ابتدای گزارش خود نوشت:
در عرصه سیاسی جهانی، رهبران کمی هستند که توانستهاند مانند دونالد ترامپ، شخصیت خود را تا این حد به کانون فعالیتهای عمومی تبدیل کنند. با این حال، هنگامی که دوره ریاست جمهوری او و تأثیر مستمرش را بررسی میکنیم، پرسشی تکاندهنده مطرح میشود: آیا «منیت» چهل و پنجمین رئیسجمهور به مانعی تبدیل شده که او و کل سیستم را از تشخیص تفاوت بین آنچه که باید باشد و آنچه که در عمل وجود دارد، بازمیدارد؟

شکاف بین مطلوب و موجود
در سیاست کلاسیک، «وضع موجود» همان واقعیت پیچیده سیاسی، اقتصادی و امنیتی است. در مقابل، «وضع مطلوب» چشمانداز ایدئولوژیکی است که برای بهبود آن واقعیت طراحی شده است. به نظر میرسد در مورد ترامپ، متغیر سوم یعنی «منیت» به عنوان عینکی عمل میکند که هر دوی اینها را تحریف میکند.
منیت نه تنها به عنوان سوختی برای خودانگیختگی عمل میکند، بلکه به عنوان معیاری برای سنجش هم عمل میکند: اگر واقعیت (وضع موجود) برای او قابل تعریف نباشد، به عنوان «اخبار جعلی» برچسبگذاری میشود. اگر چشمانداز (وضعیت مطلوب) مستلزم سازش یا به رسمیت شناختن محدودیتهای قدرت باشد، به نفع اعلامیههای پرطمطراق که برای تجلیل از نام او طراحی شدهاند، کنار گذاشته میشود.
رهبر به عنوان مرکز توجهات جهان
وی در رابطه با تبعات رفتارهای خود محور ترامپ نوشت:
گرایش ترامپ به معطوف کردن تمام توجهات به خودش، پویاییای را ایجاد میکند که در آن منافع ملی به طور جداییناپذیری با منافع شخصی در هم تنیده میشود. در چنین شرایطی:
تصمیمات سیاسی گاهی بر اساس ویژگیهای شخصی (یا عدم وجود آن) بین رهبران اتخاذ میشود، نه بر اساس تحلیل ژئوپلیتیک هوشیارانه.
نهادهای دموکراتیک به محض اینکه برای قدرت او محدودیت ایجاد کنند، به عنوان دشمن تلقی میشوند، که این امر منجر به برخورد مستقیم با «اصل و اساس» قانون اساسی میشود.
موفقیتها منحصراً به تواناییهای فوقالعاده او نسبت داده میشود، در حالی که شکستها به گردن «دولت پنهان» یا خائنان داخلی انداخته میشود.

بهای خودشیفتگی سیاسی
مشکل اصلی در غلبه منیت بر «وضعیت مطلوب و واقعیت موجود»، از دست رفتن توانایی اصلاح خود است. رهبری که قادر به پذیرش اشتباه یا درک پیچیدگی واقعیت نیست، اطرافیان خود را به حمافت و بی خاصیتی محکوم میکند. در نهایت، به جای مقابله با چالشهای قرن بیست و یکم، از تغییرات آب و هوایی گرفته تا تغییرات در موازنه قدرت جهانی، انرژی حاکمیت صرف حفظ روایت شخصی رهبر میشود.
نتیجه این مسئله، قطبی شدن عمیق اجتماعی است. برای هوادارانش، خودخواهی ترامپ نوعی ابراز قدرت در مواجهه با یک ساختار بوروکراتیک ضعیف است. برای مخالفانش، این یک خطر آشکار و فوری برای ثبات دموکراتیک است. در هر دو مورد، واقعیت عینی مسائل به نفع یک درام انسانی بیپایان کنار گذاشته میشود.
چشمانداز صلح: معاملهای یک نفره
بریک در ادامه نوشت:
نمونه بارز این پدیده را میتوان در چشمانداز ترامپ برای خاورمیانه یافت. در حالی که «پیمانهای صلح ابراهیم» به عنوان یک دستاورد تاریخی تلقی شدند، تحلیل عمیقتر نشان میدهد که چگونه منیت ترامپ و تمایل او به ثبت یک «پیروزی» سریع، واقعیتی مشکلساز را شکل داد. چشمانداز صلح او لزوماً ناشی از درک استراتژیک از نیازهای منطقه نبود، بلکه ناشی از نیاز به اثبات این بود که او، «استاد معاملات پیچیده»، قادر است چیزی را حل کند که پیشینیانش در آن شکست خورده بودند.
در دل این اقدام، روندی نگرانکننده آغاز به نمایان شدن کرد: به حاشیه رانده شدن اسرائیل از محور اصلی چشمانداز آمریکایی. برای ترامپ، اسرائیل گاه ابزاری بر روی صفحه شطرنج بود که برای خدمت به وجهه او در میان پایگاه رأیدهندگانش در آمریکا طراحی شده بود، و نه لزوماً شریکی استراتژیک که امنیت بلندمدتش مد نظر او باشد.

اسرائیل در تنهایی خود
وی پس از ترسیم ویژگیهای رفتار ترامپ، به این مسئله اشاره میکند که او حتی بخاطر منافع خود، اسرائیل را نیز تنها خواهد گذاشت:
خطر بزرگ در رویکرد ترامپ در تمایل او به رها کردن اتحادها و پیمانهای سنتی نهفته است، اگر این اتحادها به روایت لحظهای او خدمت نکنند. در زیر نقاب «اول آمریکا»، چشمانداز او برای خاورمیانه میتواند به وضعیتی منجر شود که اسرائیل به حال خود رها شود. زمانی که منیت سیاست را هدایت میکند، تعهد به ارزشهای مشترک و اتحادهای خونین با معاملات کوتاهمدت جایگزین میشود.
اگر اسرائیل «نمایش» سیاسی مورد نیاز ترامپ را فراهم نکند، یا اگر او آن را باری بر سر راه تمایلش برای نزدیکی به محورهای دیگر (مانند کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج فارس یا حتی تلاشهای آشتی با حکومتهای تمامیتخواه) تلقی کند – او ممکن است از حمایت بیقید و شرط از اسرائیل عقبنشینی کند. در چنین شرایطی، اسرائیل خود را خارج از دایره اصلی نفوذ مییابد، در حالی که مجبور است به تنهایی با تهدیدهای وجودی بر علیه خود مقابله کند و بزرگترین متحدش سرگرم تقویت تصویر شخصی از رهبر خود باشد.
تاریخ انقضا
اسحاق بریک در پایان گزارش خود در رابطه با تهدید خفته ترامپ برای رژیم صهیونیستی نوشت:
دونالد ترامپ ثابت کرد که منیت یک ابزار سیاسی قدرتمند است، اما ابزاری که تاریخ انقضا و پیامدهای ویرانگری دارد. وقتی منیت به قطبنمای اصلی تبدیل میشود، رهبر دیگر در خدمت واقعیت نیست و شروع به مطالبه این میکند که واقعیت در خدمت او باشد. در نبرد میان منیت و « وضع مطلوب و واقعیت موجود»، به نظر میرسد که بازنده اصلی، فرصت و تواناییها برای اداره یک سیاست خارجی عقلانی، منسجم و آیندهنگر است.

در نبرد میان منیت و «مطلوب و موجود»، اسرائیل ممکن است متوجه شود که بهای عضویت در ائتلافی مبتنی بر هوسهای شخصی، رها شدن به حال خود در لحظه حساس و بحرانی است. چشمانداز صلح ترامپ، هر چقدر هم که فریبنده باشد، دانههای تنهایی سیاسی اسرائیل را در خود حمل میکند، برای آن روزی که منیت رهبر فعلی آمریکا تصمیم بگیرد منافع او در جای دیگری قرار دارد و باید اسرائیل را رها کند.