منفعل نباشیم

منفعل نباشیم

گاهی انفعال از «ندانستن» می‌آید. ما به رفتارِ دیگران نگاه می‌کنیم تا بفهمیم اوضاع چقدر جدی است. اگر بقیه آرام باشند، ما هم فکر می‌کنیم لابد خبری نیست. زمانى كه افراد نمى‌دانند دقيقا چه اقدامی بايد بکنند يا اينكه اقدام‌شان چه پیامدى در پی دارد، اقدامى نمى‌كنند. به ويژه اگر در گروه قرار داشته باشند وبراى تفسير موقعيت به رفتار ديگران تكيه كنند براى مثال زمانى كه فرد در جمع، براى ابراز مخالفت با ديگران، ترس از ارزيابى داشته باشد كه «نكند اطلاعات كافى براى بحث نداشته باشم» يا اصلا اين سوال در ذهنش باشد كه «آیا اصلا نيازى به مداخله من هست؟» كمتر احتمال دارد كه از انفعال خارج شود.

 بخش بدتر ماجرا آنجاست كه در چنین شرايطى، براى خروج از ابهام، افراد منفعل به ديگران نگاه می‌كنند تا بفهمند كه چه بايد كرد و دريک چرخه انفعال گرفتار مى‌شوند؛ يعنى انفعال، *انفعال مى‌آورد.* در اين صورت، هيج واكنش آشكارى صورت نمى‌گيرد غافل از آنکه اكثر افراد حاضر در جمع، مخالف واكنش مثبت نبودند.

 

وقتی در دفاع از وطن به خیابان می‌آییم، در واقع به دنیا می‌گوییم: «ما می‌دانیم چه می‌خواهیم و کجای تاریخ ایستاده‌ایم.»

 

ابهام بزرگترین دشمنِ حرکت است و در چنین شرایطی، شفافیت و قاطعیت را باید جایگزینِ ابهامِ دشمن‌ساخته کرد.