وقتی دشمن، عظمت ایران را آشکار کرد

وقتی دشمن، عظمت ایران را آشکار کرد

روزبه کردونی

 

*محمود درویش در فیلم Notre Musique ساخته ژان‌لوک گدار، رو به خبرنگاری اسرائیلی می‌گوید: می‌دانید چرا ما مشهور شدیم؟ چون شما دشمن ما شدید…*  گاهی آن‌که می‌خواهد ملتی را حذف کند، ناخواسته آن را روشن‌تر به جهان نشان می‌دهد.

مارگارت مک‌میلان به پارادوکسی مهم اشاره می‌کند: جوامعی که در دهه‌های اخیر جنگ را در خاک خود کمتر تجربه کرده‌اند،  آن را به تصویر، فیلم و بازی  تبدیل می‌کنند.اما برای جامعه‌ای که زیر آتش زندگی می‌کند، جنگ تصویر نیست؛ تجربه است؛ آزمون سختِ همبستگی و دوام‌آوردن است. درست از همین‌جا، جنگ برای ایران معنایی متفاوت پیدا کرد. تجاوزی که می‌خواست ایران را تضعیف کند، در عمل لایه‌هایی از ایران را آشکار کرد. این یادداشت در ستایش جنگ نیست. جنگ داغ است ، شهادت است ، رنج است؛ زخم است ، خسارت است؛ اضطراب است؛ فقدان است. این متن در باب عظمت ایران است.

 

۱-  *ایرانِ مقاوم، یکپارچه و سلحشور*

در برابر یکی از سنگین‌ترین ماشین‌های نظامی جهان، ایران چهل روز ایستاد. این ایستادگی فقط یک رخداد نظامی نبود؛ یک پیام معنایی داشت. توان نیروهای مسلح در حفظ بازدارندگی، پاسخ‌گویی، استمرار فرماندهی و جلوگیری از فروپاشی میدان، به‌گونه‌ای بود که حتی در ارزیابی‌های بیرونی نیز ستایش شد. در این سرزمین، لایه‌هایی از حافظه، استقلال‌خواهی، غرور تاریخی، انسجام اجتماعی و اراده جمعی وجود دارد که در لحظه تهدید فعال می‌شود..

۲- *ایرانِ تاریخی و تمدنی*

در این جنگ حدود ۱۴۹ اثر و محوطه تاریخی و فرهنگی در جریان جنگ آسیب دیدند. هر زخمی بر پیکر میراث، اگرچه خسارتی جبران‌ناپذیر بود، هم‌زمان یادآور این حقیقت شد که ایران را نمی‌توان فقط در نقشه سیاست دید؛ ایران، یک تداوم تاریخی و تمدنی است.

۳- *ایرانِ اجتماعی و مردمِ کنار هم*

ایران فقط در میدان نظامی مقاومت نکرد؛ در میدان زندگی هم ایستاد. نیروهای اورژانس، هلال احمر، کادر درمان، پرستاران، پزشکان، آتش‌نشانان، داوطلبان محلی، خانواده‌ها و شبکه‌های مردمی، هرکدام بخشی از زنجیره مراقبت شدند و نشان دادند  نشان دادند که ایران در سخت‌ترین لحظه‌ها، هنوز ظرفیت کنار هم ایستادن را دارد.

۴- ایرانِ* حکمرانی و دولتِ پای کار*

در جنگ، دولت فقط با سیاست‌ها سنجیده نمی‌شود؛ با حضور در میدان سنجیده می‌شود. دولتی که در لحظه بحران نترسد، میدان را ترک نکند و میان مردم بماند، بخشی از تاب‌آوری ملی است. در این دوره، دولت در کنار نیروهای مسلح و مردم  ایستاد و همین، یکی از عناصر مهم دوام یک جامعه در شرایط سخت است.

۵- *ایرانِ اخلاقی *

در جنگ، فقط توان نظامی کشورها آزموده نمی‌شود؛ ظرفیت اخلاقی جامعه نیز آشکار می‌شود. ایرانِ اخلاقی، در همین لحظه‌ها آشکار شد؛ جایی که جامعه نشان داد حتی زیر فشار جنگ، هنوز می‌تواند نسبت خود را با انسان، کرامت و زندگی حفظ کند..

۶- *ایرانِ عقلانی*

جنگ فقط میدان احساس نیست؛ میدان تشخیص هم هست. در این چهل روز، بخش بزرگی از جامعه نشان داد که می‌تواند میان نقد و دفاع، میان نارضایتی و وطن، و میان اختلاف با حکمرانی و ایستادن در برابر تجاوز فرق بگذارد. جامعه‌ای که در لحظه تهدید، مرز میان «اعتراض داخلی» و «همراهی با متجاوز» را تشخیص می‌دهد، جامعه‌ای بالغ است.

۷- *ایرانِ روایی*

ایران در این جنگ، نه فقط با سلاح، که با حافظه، تصویر، سوگ، امید، آیین و زبان نیز از خود دفاع کرد. روایت، در این معنا، ادامه دفاع است؛ اما دفاعی که اگر از حقیقت جدا شود، خود به ضد خود تبدیل می‌شود.

 

*عظمت، نیاز به اغراق ندارد*

 

اگر این روزها از «آشکارشدن عظمت ایران» سخن گفته می‌شود، باید به همان اندازه مراقب باشیم که این عظمت را با اغراق، روایت‌های نادقیق یا تصویرسازی‌های غیرواقعی تضعیف نکنیم. عظمت واقعی، نیازی به دروغ ندارد. روایت ایستادگی و مقاومت، بیش از آنکه در کلمات ساخته شود، در تجربه زیسته مردم شکل گرفته است. *پس نباید برای ساختن «روایت فتح»، به گزاره‌های غلط، آدرس‌های اشتباه یا پیروزی‌های غیرواقعی پناه برد*.  عظمت ایران در همین است که بی‌نیاز از اغراق است؛ در ایستادگی نیروهای مسلح، در کنار هم ماندن مردم، در حضور دولت، در اخلاق مراقبت، در عمق تمدنی، در عقلانیت اجتماعی، و در صداقت با جامعه.