وقتی اعداد سخن میگویند/ چرا با آغاز اصلاحات در بانک دی، حاشیهها پررنگتر شد؟
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که اصلاحات، علاوه بر آنکه هزینههای مدیریتی دارد، گاه منافع برخی جریانها و ذینفعان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و همین مسئله میتواند زمینهساز شکلگیری هجمههای رسانهای شود.
بانک دی در ماههای اخیر یکی از نمونههای قابل توجه این وضعیت بوده است. همزمان با اجرای برنامههای اصلاحی و تلاش برای بازسازی ساختارهای مالی و مدیریتی، حجم قابل توجهی از مطالب انتقادی و بعضاً تخریبی علیه این بانک و مدیران آن در برخی رسانهها و کانالهای خبری منتشر شده است. این همزمانی، پرسشی قابل تأمل را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد؛ آیا همه این حملات صرفاً در چارچوب نقد عملکرد قابل ارزیابی است یا بخشی از آن را باید در چارچوب مقاومت در برابر روند اصلاحات تحلیل کرد؟
بانک دی در سالهای گذشته با چالشهای مختلفی از جمله ناترازیهای مالی، محدودیتهای عملیاتی و مشکلات ساختاری مواجه بوده است. با این حال، از بهمنماه ۱۴۰۳ و با استقرار تیم مدیریتی جدید، روندی متفاوت در این بانک آغاز شد؛ روندی که هدف آن اصلاح ساختارها، افزایش انضباط مالی، بهبود شاخصهای عملکردی و بازگرداندن بانک به مسیر پایداری و سودآوری بوده است.
در چنین شرایطی، بهترین معیار برای قضاوت نه فضای رسانهای و نه تیترهای جنجالی، بلکه آمار، گزارشهای رسمی و شاخصهای عملکردی است. در نظام بانکی، موفقیت یا ناکامی مدیران با نتایج واقعی سنجیده میشود؛ نتایجی که در صورتهای مالی، عملکرد عملیاتی، میزان رضایت مشتریان و ارزیابی نهادهای نظارتی قابل مشاهده است.
بدون تردید، نقد حرفهای و مستند از ارکان مهم شفافیت و پاسخگویی به شمار میرود و هیچ مدیری نباید خود را از نقد مصون بداند. اما تفاوت آشکاری میان نقد کارشناسانه و تخریب هدفمند وجود دارد. نقد بر پایه مستندات و دادههای واقعی شکل میگیرد و به بهبود امور کمک میکند، اما شایعهسازی، انتشار گزینشی اطلاعات و تلاش برای ایجاد فضای بیاعتمادی، بیش از آنکه در خدمت منافع عمومی باشد، میتواند ریشه در رقابتها و منازعات خارج از فضای حرفهای داشته باشد.
آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، استمرار مسیر اصلاحات و ارزیابی منصفانه نتایج آن است. تجربه نشان داده است که گذر زمان بسیاری از واقعیتها را روشن میکند و در نهایت این عملکرد است که درباره مدیران و سازمانها قضاوت خواهد کرد، نه هیاهوهای مقطعی و فضاسازیهای رسانهای.
در نهایت، افکار عمومی، سهامداران و نهادهای ناظر، داوران اصلی عملکرد بانکها هستند. اگر روند بهبود شاخصها و اصلاحات ساختاری در بانک دی تداوم یابد، پاسخ بسیاری از حاشیهسازیها را نه مصاحبهها و نه بیانیهها، بلکه اعداد و ارقام خواهند داد؛ زیرا در نظام بانکی، اعتبار واقعی از دل عملکرد شکل میگیرد و ماندگار میشود، نه از دل جنجال.