بی برنامگی و بی نظمی مهمترین مراسم ایران/گند زدید آقایان

بی برنامگی و بی نظمی مهمترین مراسم ایران/گند زدید آقایان

بی نظمی و اخلال عامدانه در مسیرهای مترویی که از ابتدای جنگ برای عموم مردم و در دو روز اخیر! برای عموم مردم و عزاداران رهبری رایگان است کاملا مشهود بود.

 

مامومرین اطلاع رسانی مناسبی ندارند و مراقبین و محافظین مترو به وظایف خود درست عمل نمی کنند.

از توهین به عزاداران رهبری هم اغماض نمی شود.

 

مسیری که در ساعات ابتدایی ۱۳ تیر یعنی روز نخست وداع رهبری و در خلوتی جمعیت هم مدیریت تردد داشت و محدودیت هایی برای ایجاد نظم در آنجا ایجاد شده بود در روز ۱۴ ام رها بود. حتی درب اصلی متروی مصلا که جمعیتی بالغ بر نیم میلیون در آن گیر کرده بودند هم دو طرفه بود و عبور و مرور کند و بدون تهویه در کنار توقف های بی دلیل در ایستگاه ها و توقف قطارهای کاملا پر در ایستگاه های مهم، آزار دهنده بود.

ساعت به ۸ نزدیکتر می شد و تعجیل مردم برای اقامه نماز بیشتر اما تردد امکان پذیر نبود و علیرغم وعده های متعدد “تمهیدات لازم”، خبری از تمهید ابتدایی و ضروری هم نبود.

جمعیت رها شده در فضای تنگ و تاریک دالان های منتهی به ایستگاه که اغلب بیش از دو ساعت در خطوط مختلف مترو معطل بودند به نماز نرسیده و شکایت می کردند که کار عامدانه بوده است.

یکی می گفت عمدا کاری کردند مردم به نماز نرسند تا ادامه پروژه و سخنان دیشب ترامپ که گمان می کرده مردم از آیت الله متنفرند کامل و اثبات شود و حضور کمرنگ بنماید.

دیگری می گفت همه باهمند و دستشان در خون رهبر شهید شریک و آلوده و گواهش هم همین هم آهنگی برای نرسیدن مردم به نماز آقا.

دیگری می گفت آقای فلانی که معتقدی تیم مذاکره کننده معامله گران خون رهبر شهیدند، شماهم نمازخون های رهبر را معامله کردید تا پازل تکمیل شده و نقشتان ایفا شود.

 

در لابلای حرف ها و گرما و فشار جمعیت، با داغ سنگینی که روی دوش ملت مبعوث محروم از امکان تردد با مجوز ! و حتی خودروی شخصی! بود، جمعیت ساعتی بعد از اقامه نماز، به مصلا رسیدند تا شاید بتوانند لااقل وداع کنند اما درهای ورودی جایشان را به درب خروج داده اند و باز ازدحام جمعیت مانع از حضور و تردد ایشان می شد.

حتی یک نفر نبود به مردم بگوید چگونه می توانند به مصلا وارد شوند یا درب ورود جای دیگری است!

مترو مردم را خسته و فلج کرده بود و همه گیج و گرما زده بعد از ساعت ها از داخل آن نجات می یافتند یا می توانستند برای برگشت داخل شوند‌.

کسانی هم که به اقامه نماز رسیده بودند شکایت می کردند که صدای میکروفن قطع شده یا از دیشب در آنجا مستقرند اما حتی نتوانستند یک لیوان آب یا یک کتاب دعا داشته باشند!


خبری از اتوبوس هایی که مدام گفته می شد نبود و خادمین مصلا هم در بین جمعیت بیرون مانده حضور نداشتند.

علیرغم تبلیغات بسیار زیاد، موکب های محدود با صف های طولانی به ارائه آب های گرم!و شربت هایی که بعد از یک صف دو کیلومتری اگر لیوانش سوراخ نبود، یکیشان به تو می رسید پرداخته بودند.

یک موکب هم که متعلق به بنیاد مستضعفان بود، ساندویچ سرد و موکب دیگری خیار توزیع می کرد اما هرکدامشان صفی به بلندای عرض مصلا داشتند که کفاف مردمی که خاصه از سایر شهرها برای اقامه عزا حضور یافته بودند نمی داد و ساعت ها زیر آفتاب معطل یک لقمه نان می شدند.

سرویس های بهداشتی سیار با فاصله بسیار زیاد از درب های مصلا تعبیه شده و عملا امکان استفاده از آنها نبود.

در گرمای طاقت فرسا، جز چند مه پاش داخلی مصلا که در محوطه اصلی مراسم بود، هیچ خنک کننده دیگری به چشم نمی خورد.

بی نظمی و آرایش غلط نیروهای خدمات مراسم هم کاملا مشهود بود.

مهمترین مراسم کشور در دهه های اخیر اکنون با بی نظمی، بی برنامگی و عدم احساس مسئولیت آقایان به محل شکایت مردم تبدیل شد و انعکاسش در رسانه های جهان و ایران …

مسئولین شهری و کشوری اغلب در ترکیه و شهرهای ساحلی شمال کشور مشغول گذرانند و مردم عزادار بی هیچ پناهی در گرما رهاشده اند.

اینکه کسی کشته نشد معجزه خود آقا بود.

الله اکبر!

نویسنده امیدوار است صبح سه شنبه اعضای ستاد برگزاری مراسم تشییع در تهران، در حضور یا غفلت اعضای شورای شهر، پاداش چند ده میلیونی برگزاری باشکوه! مراسم تشییع رهبری را تصویب نکنند!