شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی در سال ۱۹۵۲ در دوحه متولد شد. او فرزند شیخ خلیفه بن حمد آل ثانی، امیر وقت قطر، بود و پس از تحصیل در آکادمی نظامی سندهرست بریتانیا، به قطر بازگشت و فرماندهی نیروهای مسلح این کشور را بر عهده گرفت. در سالهای بعد نیز به عنوان ولیعهد و نفر دوم حکومت، نقش مهمی در اداره کشور ایفا کرد.
کودتای بدون خونریزی علیه پدر
در ۲۷ ژوئن ۱۹۹۵، زمانیکه شیخ خلیفه برای سفری رسمی در سوئیس به سر میبرد، حمد بن خلیفه با حمایت بخشی از خاندان آل ثانی و فرماندهان نظامی، قدرت را در دست گرفت و خود را امیر جدید قطر معرفی کرد.
این انتقال قدرت بدون درگیری نظامی انجام شد و به عنوان یکی از معدود کودتاهای بدون خونریزی جهان عرب شناخته میشود.
پدر او پس از کودتا چند سال در خارج از قطر زندگی کرد و تلاشهایی برای بازگشت به قدرت انجام داد که ناکام ماند. وی سرانجام در سال ۲۰۰۴ به دوحه بازگشت و تا زمان درگذشتش در سال ۲۰۱۶، به دور از عرصه سیاست زندگی کرد.
معمار قطر ثروتمند
شیخ حمد پس از رسیدن به قدرت، توسعه میدان گازی گنبد شمالی (بخش قطری میدان مشترک پارس جنوبی) را در اولویت قرار داد. سرمایهگذاری گسترده در صنعت گاز طبیعی مایع (LNG) باعث شد قطر ظرف کمتر از دو دهه به یکی از بزرگترین صادرکنندگان گاز جهان و یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا از نظر درآمد سرانه تبدیل شود.
الجزیره؛ ابزار نفوذ منطقهای قطره
یکی از مهمترین اقدامات او، تاسیس شبکه الجزیره در سال ۱۹۹۶ بود؛ رسانهای که به تدریج به پرنفوذترین شبکه خبری جهان عرب تبدیل شد.
حامیان الجزیره آن را نماد رسانه آزاد عربی میدانند، اما منتقدان معتقدند این شبکه در بسیاری از پروندههای منطقهای، بازتابدهنده سیاستهای دولت قطر بوده و نقش مهمی در تحولات سیاسی کشورهای عربی ایفا کرده است.
همکاری راهبردی با آمریکا
در دوران شیخ حمد، روابط دوحه و واشنگتن وارد مرحلهای تازه شد.
پایگاه هوایی العدید در قطر به بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در غرب آسیا تبدیل شد؛ پایگاهی که فرماندهی بخش مهمی از عملیاتهای ارتش آمریکا در افغانستان، عراق و منطقه از آن انجام میشود.
همکاری نزدیک امنیتی با آمریکا، اگرچه جایگاه بینالمللی قطر را تقویت کرد، اما همواره از محورهای انتقاد جریانهای مخالف سیاستهای آمریکا در منطقه بوده است.
نقش در بحران سوریه و تقابل با محور مقاومت
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای کارنامه شیخ حمد، سیاست قطر در قبال بحران سوریه بود.
دوحه از نخستین دولتهایی بود که از مخالفان دولت بشار اسد حمایت سیاسی، مالی و رسانهای کرد و در کنار ترکیه، عربستان و برخی کشورهای غربی، به یکی از حامیان اصلی جریانهای مخالف دولت سوریه تبدیل شد.
جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت بارها اعلام کردند که حمایت قطر و برخی کشورهای منطقه از گروههای مسلح، موجب تشدید و طولانی شدن جنگ داخلی سوریه شده است.
در عراق نیز اگرچه نقش قطر به اندازه سوریه پررنگ نبود، اما حمایت رسانهای الجزیره از برخی جریانهای مخالف دولت بغداد، همواره با انتقاد گروههای نزدیک به ایران همراه بود.
روابط با ایران؛ از رقابت تا همکاری
با وجود اختلافات جدی در پرونده سوریه، روابط تهران و دوحه هیچگاه به تقابل کامل نرسید.
ایران و قطر بزرگترین میدان مشترک گازی جهان را در اختیار دارند و همکاری در بهرهبرداری از میدان پارس جنوبی ـ گنبد شمالی همواره یکی از پایههای روابط دو کشور بوده است.
شیخ حمد بارها به تهران سفر کرد و با مقامات عالی جمهوری اسلامی دیدار داشت. قطر همچنین در مقاطع مختلف تلاش کرد نقش میانجی میان ایران و کشورهای غربی را ایفا کند و حتی در اوج اختلافات منطقهای نیز ارتباط سیاسی خود با تهران را حفظ کرد.
کنارهگیری کمسابقه از قدرت
شیخ حمد در سال ۲۰۱۳ در اقدامی کمسابقه در جهان عرب، به صورت داوطلبانه از قدرت کنارهگیری کرد و امارت قطر را به فرزندش، شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، واگذار کرد. این انتقال آرام قدرت، در منطقهای که معمولاً رهبران تا پایان عمر در قدرت میمانند، اقدامی متفاوت به شمار میرفت.
شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی را میتوان معمار قطر مدرن دانست؛ امیری که با تکیه بر درآمدهای عظیم گاز، کشوری کوچک را به یکی از بازیگران اثرگذار خاورمیانه تبدیل کرد. در عین حال، کارنامه او خالی از حاشیه نیست. نزدیکی راهبردی به آمریکا، میزبانی بزرگترین پایگاه نظامی این کشور در منطقه، حمایت از مخالفان دولت سوریه و نقشآفرینی فعال در تحولات جهان عرب، از مهمترین انتقادهایی است که به دوران حکومت او وارد میشود. با این حال، او در کنار این سیاستها، روابط خود با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کرد و همکاری در حوزه انرژی و تعاملات سیاسی با تهران را ادامه داد؛ رویکردی که باعث شد قطر در دوران زمامداری او، همزمان با غرب و ایران، روابطی فعال و چندلایه داشته باشد.