رهایی سینمای خانگی، سفیدشویی پهلوی
علی سجادی
🔹 زمانی که سریال «تاسیان» به تهیهکنندگی «علی اسدزاده» منتشر شد، بسیاری از منتقدان نسبت به نوع روایت آن از تاریخ معاصر و تصویری که از دوران پیش و پس از انقلاب ارائه میکرد، واکنش نشان دادند. نقد اصلی این بود که اثر، گذشته را در قالبی شیرین، منظم و دلپذیر نمایش میدهد و در مقابل، سالهای پس از انقلاب را با فضایی تلخ، آشفته و بحرانی پیوند میزند.
🔹 این بحث پس از وقایع دیماه ۱۴۰۴ جدیتر شد؛ بهویژه وقتی برخی چهرهها از تأثیر چنین آثاری بر ذهن و نگاه بخشی از مخاطبان سخن گفتند.
🔹 اما پرسش مهمتر این است: آیا آثاری مثل «تاسیان» صرفاً محصول نگاه شخصی سازندگاناند، یا با یک الگوی روایی تکرارشونده روبهرو هستیم؟ الگویی که در آن، پیش از انقلاب با رنگ و لعاب، نشاط و آرامش تصویر میشود و پس از انقلاب با جنگ، بحران، محدودیت و نابسامانی.
🔹 نمونهی آشکار این نگاه را میتوان در برنامههایی مانند «تونل زمان» شبکه «منوتو» دید؛ روایتی که گذشته را برجسته و دلپذیر بازسازی میکند. در برخی آثار سینمایی نیز همین منطق، نه لزوماً بهصورت مستقیم، بلکه با ایهام و اشاره دیده میشود؛ از جمله در فیلمهایی مانند «ارغوان» به تهیهکنندگی «کیوان علیمحمدی»
فیلمسینمایی «صد سال به این سالها» به تهیهکنندگی «مرتضی شایسته» که به تازگی و بعد از سالها بنا است از پلتفرم «فیلمنت» به نمایش درآید نیز همان منطق ارزندهسازی از حکومت طاغوت را نسبت به جمهوری اسلامی دارد. شایسته و «سامان مقدم» در این فیلم صراحتا ایرانی را روایت میکنند که در پیش از انقلاب دارای وضعی خوب و شاد و پر هیجان و بعد از انقلاب گرفتار جنگ و دردسر و نابسامانیها است.
مسئله این متن فقط یک فیلم یا یک سریال نیست. دغدغه، الگوی تکرارشوندهای است که در بخشی از تولیدات نمایشی دیده میشود؛ الگویی که اگر بیدقت از کنار آن عبور شود، میتواند تصویر ذهنی نسل جدید از تاریخ معاصر را تحت تأثیر قرار دهد.
پرسش اصلی از متولیان فرهنگی، سازمان صداوسیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این است: آیا هنگام صدور مجوز ساخت و پخش چنین آثاری، نسبت به پیام نهایی و اثرگذاری اجتماعی آنها توجه کافی صورت میگیرد؟ و اگر تجربهی آثاری مانند «تاسیان» محل بحث و نقد بوده، چرا دوباره زمینهی انتشار آثاری با همان منطق روایی فراهم میشود؟