حماسه نامتقارن نیروهای مسلح ایران در هفته اول جنگ چهل روزه
در نگاه نخست، نتایج ابتدایی عملیات موسوم به «خشم حماسی» چشمگیر بود. حملات اولیه به مراکز فرماندهی سپاه پاسداران، سامانههای پدافند هوایی، مواضع موشکی و پهپادی و پایگاههای هوایی ایران اصابت کرد. اما در ادامه ایران نشان داد که به دنبال پاسخ متقارن به آمریکا نیست. تهران روی انبوه موشکهای بالستیک، کروز و پهپادهای یکبارمصرف تمرکز کرد و اهدافش نه تنها اسرائیل و تأسیسات نظامی آمریکا، بلکه تمام زیرساختهای حضور آمریکا در منطقه را شامل شد.
بر اساس برآورد سازمان مستقل «ایروارز»، تنها در ۴۰ روز اول جنگ، ایران حدود ۶۵۰ موشک بالستیک و هزاران پهپاد تهاجمی به سمت اسرائیل شلیک کرد. همزمان، حدود ششهزار و ۴۰۰ موشک و پهپاد به سمت کشورهای حاشیه خلیج فارس که با آمریکا مرتبط بودند، پرتاب شد. این آمار رسمی پنتاگون یا تهران نیست، بلکه نتیجه پایش مستقل است، اما مقیاس پاسخ ایران را نشان میدهد.
نکته دیگر اینکه پاسخ ایران تقریباً بلافاصله از یک جنگ دوجانبه با آمریکا و اسرائیل فراتر رفت. در ۱۱ اسفند، آمریکا به همراه دولتهای عربستان، امارات، قطر، بحرین، کویت و اردن، رسماً از حملات موشکی و پهپادی ایران به خاک بحرین، عراق (از جمله کردستان عراق)، اردن، کویت، عمان، قطر، عربستان و امارات خبر دادند.
به این ترتیب، جغرافیای پاسخ ایران ظرف چند روز، بخش بزرگی از غرب آسیا را در بر گرفت.
شلیک ۶۵۰ موشک بالستیک و هزاران پهپاد به اسرائیل
هدف اصلی حملات مستقیم موشکی، اسرائیل بود. در ۴۰ روز اول، ایروارز تعداد موشکهای بالستیک شلیکشده را حدود ۶۵۰ و تعداد پهپادهای یکبارمصرف را هزاران فروند برآورد کرد. ایروارز بیش از صد مورد خسارت به غیرنظامیان اسرائیل و کرانه باختری ثبت کرده است.
حملات و سقوط کلاهکها در نقاط مختلف اراضی اشغالی ثبت شد. خبرگزاری آسوشیتدپرس از اصابت به ساختمانهای مسکونی در تلآویو، تأسیساتی در بیتشِمِش، جادهای در اورشلیم و سقوط کلاهک ایرانی در نزدیکی شهر قدیم خبر داد. البته اطلاعات درباره اصابت به اکثر تأسیسات نظامی اسرائیل به طور سنتی توسط ارتش فاش نمیشود. اما اسرائیل تنها یکی از اهداف پاسخ ایران بود.
امارات؛ بیش از هزار پهپاد و صدها موشک
فشار بر امارات به صورت ویژهای گسترده بود. به گفته مقامهای امارات، تنها در هفته اول جنگ، ۲۰۵ موشک بالستیک و هزار و ۱۸۴ پهپاد در حریم هوایی این کشور شناسایی شد.
حملات تنها به تأسیسات آمریکا محدود نبود. در ۱۰ اسفند، دو پهپاد ایرانی به پایگاه دریایی بندر زاید در ابوظبی که توسط نیروهای فرانسوی استفاده میشد، اصابت کرد. اصابتها با فیلم و تصاویر ماهوارهای تأیید شد؛ تحلیل بعدی تصاویر ماهوارهای، خسارت به زیرساختهای ضدموشکی آمریکا از جمله عناصر سامانه تاد در امارات را نشان داد.
بحرین؛ حمله به ستاد ناوگان پنجم آمریکا
بحرین به دلیل میزبانی از ستاد ناوگان پنجم آمریکا، اهمیت ویژهای برای واشنگتن داشته و به همین دلیل در فهرست اهداف تهران قرار گرفت. آسوشیتدپرس گزارش داد که تا پایان هفته اول، مقامهای بحرین شلیک ۷۵ موشک بالستیک را ثبت کردند؛ همزمان شلیک ۱۲۴ پهپاد به سمت بحرین رصد شد. از جمله مهمترین اهداف، پالایشگاه دولتی «معامیر» بود که با یک فروند موشک ایرانی مورد هدف قرار گرفت.
واشنگتن پست بر اساس تصاویر ماهوارهای، خسارت به تأسیسات نیروی دریایی آمریکا در بحرین (ستاد ناوگان پنجم) را تایید کرد. یک آنتن ماهوارهای و سایر عناصر زیرساخت در میان اهداف آسیبدیده بودند. بر اساس این تحقیق، بخش قابلتوجهی از خسارتهای تأییدشده به تأسیسات آمریکا، مربوط به بحرین و چند پایگاه در کویت بود.
قطر؛ نابودی پایگاه العدید
پایگاه هوایی «العدید» در قطر، یکی از مهمترین مراکز نظامی آمریکا در غرب آسیا نیز هدف قرار گرفت. تحلیل ماهوارهای واشنگتن پست خسارت به دستکم دو تأسیسات ارتباطات ماهوارهای در این پایگاه را تایید میکند. این نکته مهمی است: حملات ایرانی نه تنها باندهای پرواز یا انبارها، بلکه زیرساختهای ارتباطی، راداری، پدافند موشکی و مدیریتی را هدف قرار میداد.
کویت؛ یکی از آسیبپذیرترین متحدان آمریکا
اوضاع در کویت به صورت ویژهای وخیم بود. چندین تأسیسات بزرگ آمریکا از جمله پایگاه هوایی «علیالسالم» و کمپ «عریفجان» در این کشور مستقر هستند.
تحلیل واشنگتن پست خسارت به پادگانها، آشیانهها، انبارها، تأسیسات راداری و زیرساختهای انرژی را ثابت میکرد. در پایگاه علیالسالم، سامانههای پاتریوت و تأسیسات راداری آسیب دیدند؛ در کمپ عریفجان گنبدهای راداری نیز مورد اصابت قرار گرفتند. سفارت آمریکا در کویت نیز هدف قرار گرفت. آسوشیتدپرس از تخریب ساختمان اصلی سفارتخانه و آثار آتشسوزی گسترده خبر داد.
همچنین نظامیان آمریکایی تلفات دردناکی را در کویت متحمل شدند. بر اساس تحقیقات بعدی واشنگتن پست، شش نظامی آمریکایی در روزهای جنگ منطقهای ایران بر اثر حمله پهپادی به یک مرکز عملیات تاکتیکی کشته شدند.
عربستان؛ از سفارت آمریکا تا پایگاه هوایی
عربستان نیز به منطقه مستقیم پاسخ ایران تبدیل شد. به گفته مقامهای سعودی، دو پهپاد به مجتمع سفارت آمریکا در ریاض اصابت کرده و آتشسوزی و خسارت گستردهای را ایجاد کردند. پهپادهای ایرانی همچنین به مجتمع پالایشگاهی «راستنوره» نیز حمله کردند.
همچنین تصاویر ماهوارهای خسارت به پایگاه هوایی شاهزاده سلطان را نشان داد. واشنگتن پست از آسیب به یک فروند هواپیمای هشداردهنده «ای-۳ سنتری» و یک فروند سوخترسان خبر داد. بدین ترتیب، ایران نه تنها خود پایگاهها، بلکه نادرترین عناصر زیرساخت هوایی آمریکا یعنی سامانههای مدیریت و سوخترسانی را هدف قرار داد.
اردن؛ حمله به پدافند موشکی
اردن نیز بخشی از پازل جنگی آمریکا و در نتیجه بخشی از اهداف ایران شد. تصاویر ماهوارهای از پایگاه هوایی «موفّقالسلطی»، خسارت به رادارها و تجهیزات سامانه تاد آمریکا را نشان داد.
موشکها و پهپادهای ایرانی بارها از حریم هوایی اردن عبور کردند. تنها در هفته اول، چند نفر بر اثر ریزش قطعات ناشی از شلیک پدافند هوایی زخمی شدند. حملات بعدی به زیرساختهای آمریکا در اردن نشان داد که ایران حتی پس از هفتهها بمباران، توانایی حمله به اهدافی در فاصله قابلتوجهی از خاک خود را حفظ کرده است.
عراق؛ اربیل و زیرساختهای آمریکا
در عراق گروههای مقاومت، اقدام به هدفگیری پایگاهها و تاسیسات آمریکایی در عراق و کردستان عراق کردند. در منطقه اربیل، شلیک گسترده موشکها و پهپادها ثبت شد. چندین پرنده به سمت منطقه کنسولگری آمریکا شلیک شدند؛ گروههای مقاومت همزمان از حملات به مناطقی که نظامیان آمریکا در آن مستقر بودند، خبر دادند.
حملات فراتر از خلیج فارس
جغرافیای پاسخ حتی گستردهتر از خلیج فارس بود. در ۱۰ اسفند، یک فروند پهپاد شاهد به پایگاه هوایی انگلیس در قبرس اصابت و به این پایگاه خسارت وارد کرد. بدین ترتیب، پاسخ ایران نه تنها اسرائیل و پایگاههای آمریکا در خلیج فارس، بلکه تأسیسات نظامی غرب را در قلمرویی بسیار گستردهتر در بر گرفت.
۱۵ پایگاه آمریکا و دستکم ۲۲۸ تأسیسات آسیبدیده
تصویر کاملتری از کارآمدی حملات ایران بعداً و با مقایسه تصاویر ماهوارهای به دست آمد. تحقیق واشنگتن پست بیش از صد تصویر با کیفیت بالا را با سامانه «کوپرنیکس» اروپا و تصاویر تجاری «پلنت» بررسی کرد. این بررسی، ۲۱۷ سازه آسیبدیده یا منهدمشده و ۱۱ واحد تجهیزات را شناسایی کرد؛ مجموعاً دستکم ۲۲۸ هدف در ۱۵ پایگاه نظامی آمریکا.
اهداف آسیبدیده شامل پادگانها و ساختمانهای مسکونی، آشیانهها و انبارها، مخازن سوخت، ایستگاههای راداری، سامانههای پاتریوت و تاد، تجهیزات ارتباطات ماهوارهای، مراکز فرماندهی، هواپیماها و تجهیزات هوانوردی و زیرساختهای انرژی بودند.
به اذعان رسانههای آمریکایی، تا پایان فروردین، حملات ایران به تاسیسات و پایگاههای آمریکایی، باعث کشته شدن هفت نظامی آمریکایی و بیش از ۴۰۰ زخمی برجای گذاشته بود؛ واشنگتن پست تأکید کرده که ۲۲۸ هدف مورد اصابت قرارگرفته توسط ایران، آمار نهایی نبوده و تنها خسارتهایی است که با تصاویر موجود قابل تأیید بوده است. پس از هفتههای اول، دسترسی به تصاویر ماهوارهای تجاری با کیفیت بالا به شدت محدود شد و بنابراین دامنه واقعی حملات بیشتر از آمار فعلی است.
پاسخ نامتقارن
در نهایت، تصویری کاملاً متفاوت از آنچه پس از حملات اولیه آمریکا قابل تصور بود، پدیدار شد. اگرچه آمریکا و اسرائیل در روزهای محدودی به صورت نسبی بر آسمان ایران مسلط شدند و بخشی از ناوگان، پدافند هوایی، تأسیسات موشکی، سکوهای پرتاب و زیرساختهای فرماندهی ایران را زیر ضربه بردند اما ایران قادر به جنگیدن به شکلی کاملاً متفاوت بود؛ سبک رزمی ایران نه مبتنی بر جدال کلاسیک هواپیما در برابر هواپیما و ناوگان در برابر ناوگان، بلکه با سبک نامتقارن موشک و پهپاد ارزانقیمت در برابر شبکه عظیم پایگاههای ثابت آمریکا، فرودگاهها، ستادها، رادارها، انبارها و زیرساختهای متحدان آمریکا پیش رفت.
در اینجا نقطه ضعفی آشکار شد که به نظر میرسید آمریکا به آن توجه نکرده بود: ایران برای پیروزی بر ماشین نظامی آمریکا نیازی به شکست کامل آن نداشت؛ کافی بود ضربه اول را تحمل و توانایی خود را برای ادامه فشار بر آمریکا به منظور تحمل هزینه جنگ حفظ کند. اما موشکها و پهپادها تنها بخش اول پاسخ ایران بودند.
اختلال عظیم در غرب آسیا
ضربهای که برای آمریکا و متحدانش دردناکتر بود، حمله بعدی بود؛ این حمله به پایگاههای نظامی آمریکا صورت نگرفت، بلکه به زندگی عادی کل منطقه را در بر گرفت. در این حمله، هوانوردی، فرودگاهها، گردشگری، تجارت و حملونقل دریایی مورد آسیب قرار گرفتند. در دهههای اخیر، دبی، ابوظبی و دوحه نه تنها به مراکز گردشگری، بلکه به بزرگترین تقاطعهای حملونقل جهان تبدیل شدهاند. فرودگاه بینالمللی دبی در سال ۲۰۲۵ رکورد ۹۵.۲ میلیون مسافر و نزدیک به ۴۵۵ هزار پرواز را ثبت کرد؛ یعنی به طور متوسط روزانه حدود ۲۶۰ هزار مسافر و بیش از هزار و ۲۰۰ پرواز. ابوظبی تا تابستان ۲۰۲۶ روزانه حدود ۹۳ هزار مسافر و نزدیک به ۵۰۰ پرواز داشت. از طریق هابهای امارات، قطر ایرویز و اتحاد، روزانه حداقل ۹۰ هزار مسافر تنها در مسیرهای ترانزیت عبور میکردند.
این ماشین منظم جذب توریست و کالا، در عرض چند ساعت به معنای واقعی کلمه فرو ریخت. پس از آغاز جنگ، حریم هوایی ایران، عراق، اسرائیل و بخشی از کشورهای خلیج فارس بسته یا به شدت محدود شد؛ تنها در یک یکشنبه، بیش از دو هزار و ۸۰۰ پرواز لغو شد و در روزهای اول، محدودیتها تقریباً ۱۳ هزار پرواز از ۳۲ هزار پرواز برنامهریزیشده در منطقه را تحت تأثیر قرار داد. فرودگاه بینالمللی دبی عملاً فعالیت عادی خود را متوقف کرد، «قطر ایرویز» و «اتحاد» بخش قابلتوجهی از پروازهای خود را متوقف کردند، هزاران نفر در فرودگاهها و هتلها سرگردان شده و دولتها شروع به سازماندهی پروازهای تخلیه کردند. کشورهایی که دههها تصویر امنیت مطلق، راحتی و قابلپیشبینی بودن را به جهان میفروختند، عملاً در عرض یک شب به بخشی از یک منطقه جنگی بزرگ تبدیل شدند.
حمله به گردشگری دریایی نیز حملهای صرفا نمادین به شمار نمیرفت. شش فروند کشتی تفریحی بزرگ با حدود ۱۵ هزار مسافر و بیش از ۶ هزار خدمه در بنادر دبی، ابوظبی و دوحه سرگردان ماندند. افرادی که روز قبل بلیت سفر دریایی را در یکی از امنترین مناطق توریستی جهان خریده بودند، ناگهان خود را روی کشتیهایی یافتند که اطرافشان اخطارهای موشکی شنیده میشد، فرودگاهها بسته شده و امکان بازگشت با یک پرواز معمولی از بین رفته بود.
به اعتقاد بسیاری، این نقطه اولین شوک روانی واقعی جنگ برای کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس بود. دیگر بحث این نبود که پایگاههای آمریکا قادر به رهگیری موشکها و پهپادهای ایرانی هست یا خیر، آنچه از دست رفته بود، اعتبار این کشورها به عنوان یک مرکز جهانی امن برای گردشگری، هوانوردی، تجارت و ترانزیت بود. اعتباری که دههها ساخته شده و امری بدیهی در افکار عمومی تلقی میشد، در عرض چند ساعت به کلی نابود شده بود.
قویترین ابزار فشار ایران در سیلوهای موشکی یا پایگاههای نظامی قرار نداشت؛ بلکه روی نقشه بود. انسداد دالان باریک دریایی که هرمز نامیده میشود توسط نیروهای مسلح ایران، به تهران امکان داد تا کاری کند که هزاران موشک نتوانستند؛ ایران با انسداد تنگه هرمز موفق شد پیامدهای جنگ منطقهای را به کل اقتصاد جهانی منتقل کند. هیچ کشوری با هیچ میزان تسلیحاتی قادر به از کار انداختن سلاح جغرافیا نخواهد بود و ایران نیز جغرافیای خودش را به سلاح تبدیل کرد؛ اکنون دشمنان ایران مستاصل و شکستخورده در اندیشه راه حلی برای خروج آبرومند از مخمصهای هستند که خودشان ایجاد کردهاند.