موشکافی شکافتن یک پرونده قدیمی توسط اصلاحات / آیا کودتا در جریان است؟

موشکافی شکافتن یک پرونده قدیمی توسط اصلاحات / آیا کودتا در جریان است؟

 

اگر موضوع صرفاً دغدغه حفظ میراث تصویری کشور بود، انتظار می‌رفت این حساسیت سال‌ها پیش و در همان مقطعی که ماجرا اتفاق افتاده بود شکل بگیرد. اما حالا شاهدیم رسانه‌ها و چهره‌هایی از یک جریان سیاسی، تقریباً هم‌زمان، پرونده‌ای قدیمی را دوباره از بایگانی بیرون کشیده و با ادبیاتی نزدیک به هم برجسته می‌کنند.

این هم‌زمانی را نمی‌شود به‌سادگی نادیده گرفت.

پرونده‌های قدیمی معمولاً زمانی دوباره زنده می‌شوند که برای شرایط امروز، کارکرد تازه‌ای پیدا کرده باشند. بنابراین باید پرسید چه تغییری در فضای سیاسی و رسانه‌ای رخ داده که این پرونده، امروز بیش از گذشته قابلیت بهره‌برداری پیدا کرده است؟

یک احتمال این است که هدف صرفاً حمله به یک مدیر یا یک سازمان نباشد؛ بلکه ایجاد یک روایت بزرگ‌تر باشد: اینکه بخشی از سرمایه و حافظه رسانه‌ای کشور در سال‌های گذشته بدون نظارت کافی واگذار یا فروخته شده و اکنون باید درباره آن پاسخ‌گویی صورت بگیرد.

اما وجه مهم‌تر ماجرا، انتخاب زمان است.

وقتی یک جریان سیاسی، پس از سکوتی طولانی، ناگهان روی یک موضوع مشخص متمرکز می‌شود و چند رسانه هم در فاصله کوتاهی همان موضوع را برجسته می‌کنند، این سؤال طبیعی است که آیا صرفاً یک مطالبه خودجوش شکل گرفته یا یک موج رسانه‌ای با هدف مشخص در حال ساخته‌شدن است؟

از طرف دیگر، مطرح کردن پرونده‌های قدیمی یک مزیت سیاسی هم دارد:

مسئولیت اتفاق را می‌توان به مدیران و ساختارهای گذشته نسبت داد، اما هزینه سیاسی آن را در زمان حال مطالبه کرد.

به همین دلیل، نباید اجازه داد اصل سؤال گم شود.

اگر آرشیوی فروخته یا واگذار شده، اسنادش کجاست؟ چه کسی مجوز داده؟ چه چیزی واگذار شده؟ به چه قیمتی؟ به چه مجموعه‌ای؟ و سرنوشت آن امروز چیست؟

اما همزمان باید یک سؤال دیگر هم پرسید:

چرا کسانی که امروز با چنین حساسیتی درباره این پرونده صحبت می‌کنند، سال‌ها قبل چنین مطالبه‌ای نداشتند و چرا همه با هم، درست در این مقطع، به یاد این پرونده افتاده‌اند؟

پاسخ این دو دسته سؤال در کنار هم می‌تواند مشخص کند که با یک مطالبه واقعی برای روشن شدن سرنوشت آرشیو مواجهیم یا با بازفعال‌سازی سیاسی یک پرونده قدیمی که اکنون مصرف رسانه‌ای تازه‌ای پیدا کرده است.

و اتفاقاً اگر اصل ماجرا واقعاً شفاف باشد، بهترین کار انتشار اسناد است؛ چون در آن صورت، نه موج رسانه‌ای می‌تواند واقعیت را جابه‌جا کند و نه جریان سیاسی می‌تواند از یک پرونده قدیمی برای ساختن روایت جدید استفاده کند.

 

صداوسیما در چنین سناریویی چرا یک «هدف راهبردی» است؟

در یک بحران سیاسی، تصرف یا از کار انداختن یک مرکز نظامی به‌تنهایی کافی نیست. یک طرف ماجرا باید بتواند روایتِ اتفاقی که افتاده را هم کنترل کند.

اینجاست که صداوسیما اهمیت پیدا می‌کند.

صداوسیما فقط یک رسانه نیست؛ در ساختار جمهوری اسلامی، کانالی برای اعلام مواضع رسمی، مدیریت افکار عمومی، انتشار پیام‌های اضطراری و ایجاد تصویر «کنترل اوضاع» است. حتی در ادبیات سیاسی داخلی نیز از آن به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین سنگرهای رسانه‌ای نظام یاد شده است.

بنابراین در سناریوی فرضی یک کودتا یا تغییر ناگهانی رأس قدرت، سه چیز درباره صداوسیما حیاتی می‌شود:

۱. خودِ پخش زنده

چه کسی استودیو، فرستنده و شبکه‌های اصلی را در اختیار دارد؟

۲. آرشیو

چه کسی به تصاویر، مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و اسناد تصویری سال‌های گذشته دسترسی دارد؟

۳. روایت

چه کسی اولین روایت رسمی از «چه اتفاقی افتاد» را به مردم ارائه می‌کند؟

و به نظرم سؤال امروز درباره آرشیو، دقیقاً در نقطه دوم قرار می‌گیرد.

اینجاست که ماجرای «آرشیو» مشکوک‌تر می‌شود؛ نه لزوماً به معنای وقوع جرم

پرونده فروش یا واگذاری آرشیو اساساً موضوع تازه‌ای نیست. درباره آن دست‌کم از سال‌های قبل گزارش و واکنش رسمی وجود داشته؛ از جمله در سال ۱۳۹۵ درباره ادعای فروش بخشی از آرشیو به «من‌وتو» از سخنگوی قوه قضائیه سؤال شده و در سال ۱۳۹۷ نیز دوباره بحث فروش آرشیو مطرح شده است.

پس سؤال دقیق‌تر این نیست که:

«چرا امروز فهمیدند آرشیو فروخته شده؟»

بلکه:

«چرا پرونده‌ای که سال‌هاست وجود دارد، اکنون با چنین شدت و هماهنگی‌ای دوباره فعال شده است؟»

و اگر آن را در کنار فرضیه کودتا بگذاریم، یک احتمال تحلیلی به وجود می‌آید:

ممکن است ارزش آرشیو، در شرایط عادی فرهنگی و رسانه‌ای باشد؛ اما در شرایط بحران سیاسی، ارزش آن اطلاعاتی و روایتی شود.

آرشیو یعنی گذشته‌ی تصویری کشور.

یعنی چه کسی چه زمانی چه چیزی گفته.

یعنی تصاویر جلسات، مسئولان، مواضع، بحران‌ها، وقایع و روایت‌های رسمی.

بنابراین کنترل آرشیو، کنترل «مواد خام روایت آینده» است.

و اینجا نقش اصلاح‌طلبان را باید دقیق‌تر دید

من فعلاً نمی‌گویم «اصلاح‌طلب‌ها دارند بخشی از نقشه کودتا را اجرا می‌کنند»؛ چنین نتیجه‌ای با اطلاعات موجود قابل اثبات نیست.

اما اگر مشاهده کنیم یک جریان سیاسی، در یک مقطع حساس، به‌صورت نسبتاً هماهنگ پرونده‌ای قدیمی را از بایگانی بیرون می‌کشد، ارزش بررسی دارد.

چرا؟

چون ممکن است هدف واقعی، خود آرشیو نباشد؛ بلکه زیر سؤال بردن اعتبار و کارآمدی ساختار رسانه رسمی در آستانه یا در میانه یک بحران باشد.

این یعنی:

اول: ایجاد سؤال درباره سلامت و امنیت آرشیو

دوم: ایجاد تردید درباره مدیریت رسانه ملی

سوم: ایجاد بی‌اعتمادی نسبت به روایت رسمی

چهارم: فراهم شدن زمینه برای اینکه در صورت وقوع بحران، روایت‌های موازی اعتبار بیشتری پیدا کنند.

این البته یک مدل تحلیلی است، نه اثبات یک نقشه واقعی.

اما نکته جذاب ماجرا همین است: اگر فرض کنیم در یک سناریوی تغییر قدرت، کنترل فیزیکی مراکز حساس یک مرحله و کنترل روایت مرحله بعد باشد، صداوسیما دقیقاً در محل اتصال این دو قرار می‌گیرد.