سخنگوی دولت و الزام پاسخگویی به چه؟/ کدهای مهم مهاجرانی

سخنگوی دولت و الزام پاسخگویی به چه؟/ کدهای مهم مهاجرانی

 

حضور مسئولان در رسانه و پاسخگویی به افکار عمومی طبیعتاً ایرادی ندارد؛ مسئله، اولویت‌ها و محتوای این گفت‌وگوهاست.

مهاجرانی در برنامه «اسپرسو» که یک پلت فرم غیر قابل دسترس برای عموم است گفت دولت تلاش می‌کند مسیر بازگشت سروش، کدیور و بهنود را هموار کند و حتی تأکید کرد فارغ از اینکه این افراد اکنون خود را آماده بازگشت بدانند یا نه، وظیفه دولت این است که مسیر را باز کند و به آنها بگوید: «ایران خانه شماست.»

اما درباره سروش نمی‌توان صرفاً با عبارت «چهره فرهنگی و وطن‌دوست» پرونده گذشته را کنار گذاشت.

سروش سال‌ها از منتقدان جدی ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بوده است. او در مواضع گذشته‌اش از تغییرات بنیادین سیاسی سخن گفته و حتی در گفت‌وگویی در سال ۱۳۸۸، جمهوری اسلامی را «دیکتاتوری مذهبی» توصیف کرده و خواستار شکل‌گیری نظامی مبتنی بر دموکراسی و حقوق بشر شده بود.

البته تصویر امروز او با تمام مواضع گذشته‌اش یکسان نیست. در جریان جنگ اخیر نیز سروش صریحاً حمله اسرائیل به ایران را محکوم کرد و از نیروهای مسلح ایران حمایت کرد.

پس مسئله دقیقاً همین‌جاست:

اگر مواضع افراد تغییر کرده، این تغییر دقیقاً چیست؟

اگر قرار است بازگشت آنها صرفاً به معنای بازگشت یک ایرانی به کشور باشد، چرا دولت باید برای برخی چهره‌های مشخص «مسیر را هموار» کند؟ معیار این انتخاب چیست؟ چه تضمین یا چارچوبی وجود دارد؟ و مهم‌تر از همه، آیا این افراد صرفاً برای زندگی و فعالیت فرهنگی به ایران بازمی‌گردند یا قرار است در فضای سیاسی و اجتماعی کشور نیز نقشی پیدا کنند؟

از طرف دیگر، اگر بازگشت این افراد بخشی از یک سیاست جدید برای جذب منتقدان خارج از کشور است، این سیاست باید شفاف و برای افکار عمومی قابل توضیح باشد.

چرا که تجربه سیاسی ایران نشان داده است که تغییر آرایش نیروهای فکری و سیاسی، گاهی فقط یک اتفاق فرهنگی نیست و می‌تواند در معادلات قدرت و افکار عمومی اثر بگذارد.

بنابراین شاید سؤال اصلی این نباشد که «آیا سروش، کدیور یا بهنود حق دارند به ایران برگردند؟»

بدیهی است که اصل بازگشت ایرانیان به وطن، فی‌نفسه موضوع دیگری است.

سؤال مهم‌تر این است:

آنهایی که قرار است با دعوت و تسهیل دولت برگردند، دقیقاً برای چه نقشی برمی‌گردند؟

بازگشت به وطن یک موضوع است؛

ورود دوباره به میدان سیاسی و اثرگذاری بر آینده کشور، موضوعی کاملاً متفاوت.

در چنین شرایطی، بد نیست افکار عمومی به جای ذوق‌زدگی یا بدبینی افراطی، دقیق‌تر نگاه کند.

آیا واقعاً شاهد یک سیاست جدید برای بازگشت ایرانیان هستیم؟

یا بخشی از این رفت‌وآمدها می‌تواند مقدمه بازآرایی نیروهای سیاسی و فکری در داخل باشد؟

و اگر برخی تحلیل‌ها از «پروژه» یا حتی «کودتا» سخن می‌گویند، باید پرسید: آیا برای چنین ادعایی سند و شواهد مشخصی وجود دارد، یا صرفاً از کنار هم گذاشتن چند اتفاق، یک روایت ساخته شده است؟

فعلاً آنچه با اطمینان می‌دانیم این است که دولت رسماً از تسهیل بازگشت این چهره‌ها سخن گفته و هم‌زمان برخی از آنها در ماه‌های اخیر مواضعی متفاوت از گذشته درباره تمامیت ارضی و جنگ اتخاذ کرده‌اند.

اما اینکه این تغییرات صرفاً بازگشت به وطن است یا بخشی از بازآرایی بزرگ‌تری در فضای سیاسی ایران، چیزی نیست که بتوان بدون شواهد بیشتر درباره آن حکم قطعی داد.

شاید بهترین واکنش فعلاً نه استقبال بی‌چون‌وچرا باشد و نه اتهام‌زنی؛

بلکه یک مطالبه ساده:

شفافیت.