از هشدار امام عسکری(ع) تا وعدههای دولت
وعدههایی درباره بنزین، فیلترینگ و برخی دیگر از مسائل، این پرسش را دوباره به میان آورده است؛ آن هم در حالی که خود پزشکیان در دوران انتخابات بر پرهیز از دروغ تأکید کرده بود.
به بهانه میلاد امام حسن عسکری(ع)، شاید یکی از روشنترین سخنان ایشان درباره چیزی باشد که فقط یک گناه فردی نیست، بلکه میتواند بنیان اعتماد یک جامعه را هم از بین ببرد:
«جُعِلَتِ الْخَبائِثُ کُلُّها فی بَیْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتاحُهَا الْکِذْبُ»
«تمام پلیدیها در خانهای قرار داده شده و کلید آن، دروغ است.»
این حدیث را نمیتوان فقط یک توصیه اخلاقی برای زندگی شخصی دانست. دروغ، وقتی وارد عرصه حکمرانی میشود، چیزی فراتر از یک خطای اخلاقی است؛ اعتماد عمومی را هدف میگیرد.
مردم بر اساس اطلاعاتی که از مسئولان میشنوند تصمیم میگیرند، رأی میدهند، برنامهریزی میکنند و به آینده امیدوار میشوند. بنابراین اگر وعدهای آگاهانه خلاف واقع داده شود، هزینه آن را فقط گوینده نمیپردازد؛ جامعه باید هزینه بیاعتمادی، سرخوردگی و تصمیمهای غلط را بپردازد.
از منظر فقهی نیز اصل بر حرمت دروغ است و جایگاه گوینده نمیتواند این اصل را تغییر دهد. مسئولیت یک مقام عمومی، به دلیل تأثیری که سخنش بر زندگی دیگران دارد، حساستر است. وعدهای که برای جلب اعتماد مردم داده میشود، اگر بدون صداقت و با علم به خلاف واقع بودن آن مطرح شود، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک «حرف انتخاباتی» تلقی کرد.
نمونه روشنش را میتوان در ماجرای بنزین دید. مسعود پزشکیان در مناظره انتخاباتی تیر ۱۴۰۳ گفت: «بدون رضایت مردم هیچ کاری در این حوزه نخواهیم کرد» و تأکید کرد که ادعای گران کردن بنزین از سوی دولتش نادرست است.
اما چند ماه بعد، خود او از ضرورت اصلاح وضعیت بنزین و مشکلات تأمین آن سخن گفت و حتی اعلام کرد در صورت تأمین نشدن منابع، افزایش قیمت بنزین مطرح خواهد شد.
البته میان دروغ، وعده تحققنیافته، تغییر تصمیم و ناتوانی در اجرای وعده تفاوت وجود دارد و نمیتوان صرفاً از محقق نشدن یک وعده، با قطعیت حکم به دروغگویی داد. اما مسئله مهمتر این است: آیا مسئول هنگام وعده دادن، واقعیتها و محدودیتهای موجود را صادقانه با مردم در میان گذاشته بود؟
این پرسش فقط درباره بنزین نیست.
پزشکیان در جریان انتخابات درباره اینترنت نیز صریحاً گفت: «اینترنت را باید آزاد کنیم. من اگر انتخاب شدم، جلوی فیلترینگ خواهم ایستاد» و از بازگرداندن کسبوکارهای تعطیلشده سخن گفت.
پس از تشکیل دولت نیز خود او در پاسخ به پرسش درباره عمل به وعده فیلترینگ گفت: «ما بر حرفهای خود پایبندیم و میکوشیم آن حرفها عملیاتی شود.»
در نهایت بخشی از محدودیتها، از جمله واتساپ و گوگلپلی، در آذر ۱۴۰۳ رفع شد؛ اما وعده گستردهترِ ایستادگی در برابر فیلترینگ و آزادسازی اینترنت به شکل مورد انتظار محقق نشد و حتی سخنگوی دولت بعداً گفت برای رفع فیلتر اینستاگرام و تلگرام «قولی نداده» بلکه صرفاً ابراز امیدواری کرده است.
این نمونه نشان میدهد که مسئله فقط نتیجه یک وعده نیست؛ مسئله فاصله میان آنچه برای جلب اعتماد مردم گفته میشود و آن چیزی است که در عمل اتفاق میافتد.
پزشکیان در دوران انتخابات حتی شعار خود را بر مقابله با دروغ بنا کرده بود. او از ضرورت پایان دادن به دروغگویی سخن گفته و تأکید کرده بود که اگر دیگران دروغ بگویند، او دروغ نخواهد گفت.
پس این انتظار از دولت او، انتظار عجیب یا سیاسی نیست؛ انتظار اخلاقی و انسانی است.
اگر دولت با محدودیت، کسری، ناترازی یا ضرورت اتخاذ یک تصمیم سخت مواجه است، راه اخلاقی و انسانی این نیست که ابتدا برای گرفتن اعتماد مردم، وعدهای آرامکننده بدهد و بعد واقعیت دیگری را پیش روی آنان بگذارد. راه درست، توضیح صادقانه واقعیت، پذیرش مسئولیت و پاسخگویی است.
حکومت دینی بیش از هر چیز باید در نسبت خود با مردم، به صداقت وفادار باشد؛ حتی اگر حقیقت، تلخ و هزینهدار باشد.
مردم ممکن است گرانی را تحمل کنند، اما تحمل فریب خوردن بسیار دشوارتر است.
این همان نقطهای است که حدیث امام عسکری(ع) برای امروز ما معنا پیدا میکند. ایشان نمیگوید دروغ یکی از پلیدیهاست؛ میگوید کلید پلیدیهاست.
چون دروغ، دروغ بعدی را میطلبد؛ برای پوشاندن یک وعده نادرست، توضیح دیگری لازم میشود و برای توجیه آن، روایت دیگری ساخته میشود. از همینجا سرمایهای به نام اعتماد عمومی آرامآرام فرسوده میشود.
در سالروز میلاد امامی که میفرماید «کلید همه پلیدیها دروغ است»، شاید بد نباشد این جمله فقط برای مردم و زندگی شخصی خوانده نشود؛ حکمرانان هم مخاطب آناند.
چون وقتی دروغ وارد حکمرانی شود، فقط یک حقیقت تحریف نشده؛ اعتماد یک ملت هم پشت همان در باز میشود.