از فرار خاندان پهلوی تا درخواست دارایی‌های بلوکه‌شده؛ ادعاها و واکنش‌ها

از فرار خاندان پهلوی تا درخواست دارایی‌های بلوکه‌شده؛ ادعاها و واکنش‌ها

رضا پهلوی اخیراً در اظهاراتی خواستار تحویل‌گرفتن اموال و دارایی‌های بلوکه‌شده ایران شده است و از جهان غرب خواسته که به‌جای مذاکره با جمهوری اسلامی، این پول را به او بدهند. دی‌ماه سال ۱۳۵۷ زمانی که پدر و مادرش از ایران گریختند، او در آمریکا بود و نبود تا چمدان‌های پر از پول و طلایی که سوار بر هواپیما شد را از نزدیک ببنید اما در تمام این سال‌ها با همان پول‌های به‌سرقت‌رفته از مردم ایران زندگی کرده است.

اگر چه این ثروت به‌سرقت‌رفته ایرانی‌ها، کفاف زندگی چندین نسل خاندان پهلوی را می‌دهد اما رضا پهلوی که در تمام این سال‌ها از جیب مادرش ارتزاق می‌کرده، بنا دارد خودش دست به کار شود و مثل پدرش، با پول‌های مردم ایران، بقیه مسیر را طی کند. از همین رو اکنون او دنبال آن است که پول‌های مردم ایران که باید صرف و هزینه برای خود مردم شود را به اسم مبارزه با جمهوری اسلامی دریافت کند و خرج مهمانی و خوش گذرانی شخصی‌اش کند.

در همه جای دنیا، معمولاً مبارزین سیاسی اموال خودشان را در راه مبارزه از دست می‌دهند؛ اما در میان سلطنت‌طلبان و اپوزیسیون ایران ماجرا واژگونه است. این افراد از مبارزه کاسبی می‌کنند، فروختن بلیت برای سخنرانی پهلوی یکی از مصداق‌های آن است.

سراب آزادی

بلافاصله پس از حمله آمریکا به ایران، رضا پهلوی در ویدئویی خطاب به مردم ایران گفت که کمک از راه رسید. در طول این جنگ، ترامپ بارها ایران را تهدید به نابودی کرد. او حتی گفت که هدفش تکه‌تکه کردن ایران است و می‌خواهد ایران را به عصر حجر بازگرداند. با وجود تهدیدات صریح ترامپ علیه ایران، پهلوی‌چی‌ها به هر شکل ممکن سعی می‌کردند تا ضمن سفیدشویی جنایات ترامپ، اقدامات و اظهارات او را توجیه کنند. او اگر تهدید به زدن زیرساخت‌ها می‌کرد، این جریان رسوا ضمن تشکر و سپاسگزاری، در شبکه‌های اجتماعی می‌نوشتند که زیرساخت‌های بهتری را بعداً خواهیم ساخت. این آوارگان در جهان که حتی در ساخت یک زندگی معمولی برای خودشان ناتوان بودند، برای توجیه جنایت ترامپ چنین می‌گفتند.

بررسی سیر عملکرد این جریان در سال‌های اخیر، ثابت می‌کند که برای این افراد وطن و کشور دوستی معنایی ندارد و اعمال و رفتارهایشان صرفاً بر اساس منافع فردی تعریف می‌شود. مصداق بارز آن هم حمید فرخ‌نژاد، بازیگری که چند سالی است به جریان پهلوی پیوند خورده بود که صریح گفت که برای او ۸۰ میلیون ایرانی اهمیت ندارد و تنها پسرش برایش مهم است. چنین نگاه و رویکردی در هیچ نقطه‌ای و در هیچ زمانی نمی‌تواند به نفع ایران کار کند و منافع ایران را در نظر بگیرد.

برزو ارجمند، فعال دیگر سلطنت‌طلب پیش از جنگ در اظهاراتی که خیلی در شبکه‌های مجازی وایرال شد گفت: «من منتظر اون روز لعنتی‌ام.» منظور او از آن روز لعنتی، روز حمله آمریکا به ایران بود. روزهای لعنتی مورد دلخواه برزو آمد و چند هزار ایرانی شهید و مجروح شدند؛ بسیاری از زیرساخت‌ها نابود شدند و ۱۶۸ دانش‌آموز و معلم در میناب پرپر شدند. چنین رویکرد ضدایرانی جز مصیبت و داغ برای هم‌وطنان ما چیزی نداشته است.

البته این جریان، اولین‌بارشان نیست که چنین نگاهی دارند. آن‌ها دی‌ماه ۱۴۰۴ هم نقش اصلی را در سازماندهی شورش داشتند و هزاران جوان بی‌گناه را تحریک کردند تا به خیابان بیایند و از آن‌ها برای جنایت‌های خود پوشش درست کنند.

یکی دیگر از فراری‌های پیوسته به جریان پهلوی، اشکان خطیبی است. او از جمله افرادی بود که به دنبال سازماندهی عده‌ای برای شورش و کشتار خیابانی بود. او در شبکه‌های اجتماعی بی‌پروا می‌نوشت که «دست خالی نرید تو خیابون، رحم نکنید.» و همچنین: «مأمور دستتون افتاد بهش رحم نکنید.»

کنارهم قرارگرفتن این رویکردها نشان می‌دهد که این خائنان به ایران و حتی فرزند شاه مخلوع، نه طراح که پیاده‌نظام طرحی بودند که رژیم‌صهیونیستی آن را طراحی کرد و پیش ‌برد. این جریان ظاهراً در نام سلطنت‌طلبی ولی در واقع، شاخه فارسی‌زبان ارتش رژیم‌صهیونیستی است که در دی‌ماه وظیفه داشت یک کودتا را در ایران به اجرا بگذارد. شاید اگر پیوند عمیق جمهوری اسلامی و مردم نبود، در همان دی‌ماه، کودتا به نتیجه می‌رسید. خروجی این سازماندهی صهیونیستی، فارغ از اینکه مسیر اعتراضات واقعی را مختل کرد، خون بی‌گناهان بسیار از جمله مردم و مأمورین انتظامی و امنیتی که برخی از آن‌ها به بدترین شکل ممکن به شهادت رسیدند را تا ابد بر دست و روی این جنایت‌کاران باقی گذاشت. برای این جنایت‌کاران سلطنت‌طلب، ریخته‌شدن خون از هر سمت‌وسویی، پیروزی است. آن‌ها خشونت را تا جای ممکن ترویج می‌دهند؛ چون بر خون افراد پل می‌سازند و به اهداف و منفعت شخصی‌شان می‌رسند.

اگر چه پروژه کودتا شکست خورد؛ اما آن‌ها دست‌بردار نبودند. صاحب پروژه به دنبال کشاندن آمریکا به جنگ بود و این جریان نیز باید این پروژه را تا جای ممکن پیش می‌برد تا بتواند از این طریق درآمدی کسب کند. لحظه‌شماری برزو ارجمند برای آن لحظه لعنتی، همان دستور کاری بود که بنیامین نتانیاهو تلاش داشت آن را پیاده‌سازی کند. ارتش فارسی‌زبان سلطنتی رژیم‌صهیویستی، به قیمتی ناچیز خیانت و وطن‌فروشی کردند. اما چرا ناچیز؟ آن‌ها به‌اندازه‌ای خودشان را ارزان فروختند که این روزها فضای مجازی پر است از کلیپ‌های تولیدشده شرمساری توسط این نظامیان فارسی‌زبان ارتش رژیم‌صهیونیستی. کفگیر آن‌ها به ته‌ دیگ خورده و به گدایی و بدبختی در غرب افتاده‌اند. از همین رو رضا پهلوی می‌خواهد با سرقت اموال ایرانیان این شبکه خائن به وطن فحاش و بی‌حیثیت را کنار خود نگاه دارد.

کاسه گدایی در ژنتیک سلطنت‌طلبان

اخیراً که رضا پهلوی خواستار دریافت اموال، پول‌ها و دارایی‌های دزدیده‌شده ایران شده است، ناخودآگاه ذهن انسان را سمت ترکیب دوکلمه ترکیب اضافی «کاسه گدایی» می‌برد! این وضعیت نشان می‌دهد احتمالاً پولی که نتانیاهو به جیبش سرازیر می‌کرد، کفاف نمی‌دهد. احتمالاً التماس و دم تکان‌دادن برای نتانیاهو نتوانسته بودجه موردنیازش را تأمین کند، از همین رو طرحی جدید ریخته است. این اولین‌بار نیست که پهلوی‌ها دست به دامان دیگران می‌شوند.

کمی به عقب‌تر برگردیم می‌بینیم این التماس و عجز یک ریشه ژنتیکی دارد. رضا پهلوی، پدربزرگش هم با التماس از دول خارجی، به قدرت رسید و در قدرت ماند و در نهایت هم با اشاره و دستور همان دول خارجی، از سلطنت کناره‌گیری کرد. پدرش هم با قدرت خارجی‌ها بر تخت سلطنت نشست؛ با دست مردم از قدرت کنار زده شد؛ اما مجدداً با کودتای خارجی‌ها به قدرت رسید و در نهایت هم در بهمن ۵۷ برای همیشه به سیاه‌چاله تاریخ هدایت شد. این تصویر دقیق و واضح سه نسل پهلوی است که سراسر عاریه است و چیزی جز عجز برای ارائه ندارد.

اگر رضا پهلوی گماشته هژمون آن دوران (انگلیس) بود و پسرش گماشته قدرتی همچون آمریکا، رضا پهلوی آن‌قدر حقیر و ناچیز شده که در حال حاضر پادوی رژیم جنایت‌کار صهیونیستی است. رژیمی که در جریان سخنرانی نخست‌وزیرش در مجمع‌عمومی سازمان ملل، نماینده ۷۷ کشور سالن را ترک کردند و حاضر به شنیدن سخنان او نشدند.

پس از اظهارات اخیر رضا پهلوی درباره استفاده از دارایی‌های دزدیده‌شده ایران، موجی از واکنش‌ها و انتقادها در فضای سیاسی و رسانه‌ای شکل گرفت؛ انتقادها تنها از سوی مخالفان این جریان صهیونیستی نبود و بخشی از منتقدان از میان هواداران این جریان صهیونیستی نیز بودند. منابع مالی و دارایی‌های متعلق به ایران باید در مسیر منافع عمومی، توسعه زیرساخت‌ها، بهبود شرایط اقتصادی و افزایش رفاه مردم هزینه شود، نه آنکه در مسیر اهداف نظامی و سیاسی امثال رضا پهلوی برای بمباران مردم کشورش مورداستفاده قرار گیرد.

اخیراً رئیس‌جمهور، مسعود پزشکیان در مصاحبه با فاکس‌نیوز به نکته جالبی اشاره کرده است. او گفت که در میان کشته‌شدگان اعلامی دی‌ماه حدود ۵۰۰ نفر پلیس به شهادت رسیدند. هیچ جای دنیا در هیچ اعتراضی این میزان تلفات از پلیس سابقه نداشته است. نتیجتاً می‌توان گفت این آشوب‌ها، کودتا است. با برنامه‌ریزی و سازماندهی صورت گرفته است که ریشه این برنامه‌ریزی را می‌توان در خارج از ایران جست‌وجو کرد.