واکاوی پرونده حبس حمید رسایی

واکاوی پرونده حبس حمید رسایی

ما در “زیرِ ذره‌بین” فراتر از گزارش صرف، می‌کوشیم با نگاهی دقیق و کالبدشکافانه، لایه‌های پنهان عملکرد مسئولان و ریشه‌های بحران‌های مدیریتی را آشکار کنیم. از نقد عملکردِ مدیران گرفته تا واکاوی بازی‌های سیاسی جناح‌ها و رفتارهای نخبگان؛ در این بخش، سیاست‌مداری ابزاری و تضادهای جناحی را زیرِ ذره‌بین می‌گذاریم تا از پوسته‌ شعارها عبور کرده و به ریشه‌یابی بحران‌های سیاسی و مدیریتی بپردازیم.

***
روند اجرای حکم حبس ده ماهه برای حمید رسایی، با واکنش‌های متفاوتی همراه شده است؛ اما با نگاهی دقیق‌تر به اسناد پرونده، مشخص می‌شود که میان ادعاهای مطرح شده توسط وی و واقعیت‌های ثبت‌شده در پرونده قضایی، تضادهای بسیار زیادی وجود دارد. طبق مستندات، شاکی این پرونده نه یک شخص، بلکه معاونت حقوقی مجلس است و موضوع مورد اعتراض نیز مربوط به وقایعی است که پیش از دوران نمایندگیِ رسایی و در قالب یک هفته‌نامه منتشر شده بود. در واقع، این پرونده اکنون به یک چالش سیاسی تبدیل شده است که در آن، روایت‌های حزبی رسایی با واقعیت‌های موجود در پرونده، فرسنگ‌ها فاصله دارد.»

مصلحت‌های حزبی در برابر ضرورت‌های ملی: بحرانِ اولویت‌ها در فضای سیاسی/ بازی سیاسی در پرونده حمید رسایی!

 

امروز که شرایط سیاسی کشور و منطقه به مرحله حساس و در آستانه تنش مجدد نزدیک شده، آنچه بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، صلابت برخاسته از قانون و وحدت و انسجام ملی و عملیاتی در جبهه مقاومت است. اما آنچه گاهی در فضای داخلی و در معدود تجمعات میدانی مشاهده می‌شود، مسیری کاملاً متفاوت را طی می‌کند؛ مسیری که در آن، مرز میان کنش سیاسی مشروع و بازی‌های حزبی فرصت‌طلبانه به شدت در حال کمرنگ شدن است.

باید میان مبارزه برای آرمان‌ها و مبارزه برای منافع سیاسی و حزبی تفکیک قائل شد. وقتی می‌بینیم در پرونده‌هایی مثل پرونده حمید رسایی، تلاش می‌شود با استفاده از جنجال‌های رسانه‌ای و تغییر روایت‌ها، بحث از مسیر شفاف دادرسی منحرف شود، باید بدانیم که با یک “استراتژی حاشیه‌سازی” روبرو هستیم. این‌ها دیگر صرفاً بحث ساده حقوقی یا اعتراض به یک روند قضایی نیست؛ بلکه نوعی تلاش برای ساختن یک “سپر حزبی” در برابر قانون است تا با استفاده از احساسات عمومی، اصل قانون‌مداری را تحت‌الشعاع منافع گروهی قرار دهند.

این آسیب، خود را در ماهیت معدودی از تجمعات نیز نشان می‌دهد. رسایی و حزب متبوع او در حالیکه بارها تاکیدات رهبر معظم انقلاب درباره لزوم وحدت و ارسال پیام قدرت مردمی جمهوری اسلامی از تجمعات شبانه را شنیده‌اند، ولی همچنان تجمعات را فرصتی برای تبدیل آن به میتینگ‌های حزبی با هدف تخریب نهادها و مسوولان نظام می‌دانند که شائبه انتخاباتی شدن آن نیز مطرح است. هدف از جمع شدن در میادین، نمایش قدرت ملی و روحیه مقاومت در کف جامعه است و همانطور که بارها بزرگان نظام توصیه کرده اند، این ابزار الهی که از عنایات خداوند به ملت مبعوث شده بوده، نباید تبدیل به ابزاری برای تخریب شخصیت مسئولان نظام و شورش علیه قانون شود.

بحران اصلی زمانی عمیق‌تر می‌شود که این رفتارهای تنش‌زا را در تقابل با واقعیت‌های جهانی قرار می‌دهیم. در حالی که جهان با بازگشت احتمالی رویکردهای تهاجمیِ استکبار جهانی و تغییر معادلات منطقه در آستانه یک رویارویی بزرگ قرار دارد، بخشی از جریان‌های داخلی به جای تمرکز بر تقویت جبهه مقاومت، درگیر جنگ‌های کلامی و حزبی شده‌اند. وقتی این نوع کج‌روی‌ها و گردش بر مدار “خود حق پنداری”، بر امنیت ملی مقدم شمرده می‌شود، در واقع نوعی “خودزنی استراتژیک” است.

در نهایت، باید پرسید: مرز دقیق میان دفاع از آرمان‌ها و خدمت به حزب و گروه کجاست؟ جریانی که در روزهای حساس، به جای تقویت صفوف مردم و انسجام خیابان به پشتوانه میدان، به دنبال دوقطبی‌سازی و ایجاد شکاف در جبهه خودی است، در واقع اعتبار مسیر انقلاب را از بین می‌برد.

ما به “مبارزِ قانون‌مدار” نیاز داریم، نه “حزب‌بازِ فرصت‌طلب” که در روزهای سخت، مصلحت گروهی را بر وظیفه ملی ترجیح می‌دهد.