شرط آهنین تهران برای هرگونه تفاهم
روزنامه فرهیختگان نوشت: برای ایران که تجربه حداقل دو دور مذاکرات جدی برای رسیدن به توافق درباره برنامه هستهای را دارد، پیامهای اخیر آمریکا تعبیری جز «عملیات فریب» ندارد. جنگ رمضان درست در نقطهای به ایران تحمیل شد که همه از دردسترسبودن توافق میگفتند. بر همین اساس نیز ایران بیش از دیپلماسی، برای جنگیدن آماده است و پیشنهادهای مذاکراتی طرف غربی را بیش از یک تله یا عملیات فریب نمیبیند. ایران البته مسیر دیپلماسی را هم برای طرف غربی باز گذاشته، اما منوط به یک شرط؛ «اول دریافت حقوق ایران». ایران 7 شرط مشخص دارد که طرف مقابل باید به آن تن دهد و الا امکان هیچ تفاهمی بدون تضمین حقوق ایران وجود ندارد. ایران ابتدا حقوقش را مطالبه میکند و سپس درباره تعهداتش مذاکره میکند.
نکات
1. آمریکا چه در پیشنهاد مذاکرات فعلی و چه در گذشته، هدفش هدایت مذاکرات به سمت بنبست است. در مذاکرات پیش از جنگ رمضان، به گواه طرف عمانی و حتی جاناتان پاول، مشاور امنیت ملی دولت بریتانیا پیشنهادهای ایران در آخرین دور مذاکرات هستهای با آمریکا «قابلتوجه» بودند، اما بااینوجود آمریکا به ایران تجاوز نظامی کرد. اکنون نیز درخواستهای حداکثری واشنگتن بیمعنا و بدون مناسبت با شرایط هستند.
2. بخش مهمی از تلاشهای میانجیگرانه برای بازرسیهاست. واقعیت این است که طرف غربی ارزیابی دقیقی از حملات پیشین به تأسیسات هستهای ندارد. ارزیابی دقیق در این باره را تنها یک گروه میتوانند انجام دهند: بازرسان آژانس انرژی اتمی. آنها هستند که میتوانند عملیات شناسایی پس از حمله را برای ارزیابی خسارات انجام دهند و این را به طرف غربی اعلام کنند. با وجود گذشت بیش از یک سال از تهاجم به تأسیسات هستهای ایران، تا به امروز آژانس برخلاف وظیفه ذاتیاش، حمله به محل غنیسازی و نگهداری اورانیوم با غنای بالا را محکوم نکرده، اما اصرار بر بازرسی دارد.
3. دشمن علاوه بر ارزیابی وضعیت تأسیسات هستهای، میخواهد محل نگهداری اورانیومهای ایران را شناسایی کند تا در هر جنگ بعدی، تأسیسات محل نگهداری بمباران شده و یا عملیات کماندویی در آن انجام شود.
4. شاید اگر مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، یوکیا آمانو یا محمد البرادعی (مدیران پیشین آژانس) میبودند، تهران میتوانست پس از محکومیت حمله به تأسیسات ایران، اجازه بازرسی محدود به آژانس بدهد، اما اکنون مدیرکل این نهاد رافائل گروسی نزدیکترین دبیرکل آژانس به صهیونیستهاست. گزارشهای او بهانه اولین تجاوز نظامی صهیونیستها به خاک ایران در خرداد سال گذشته شد.
5. عضو انپیتی بودن امتیازاتی برای کشورهای عضو دارد. به زبان ساده، کشورها میپذیرند به سمت ساخت بمب اتم نروند، درمقابل حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای و همکاری بینالمللی در این زمینه را به دست میآورند. اما دقیقاً امتیازات عضویت در این پیمان برای یک کشور چیست؟
الف. جلوگیری از تهدیدات
در تمام دوران عضویت، تأسیسات ایران در معرض تهدید نظامی قرار داشته و در چند نوبت با ابزار سایبری و خرابکاری هدف قرار گرفتند. در جریان جنگ ۱۲روزه، علاوه بر سه مورد از تأسیسات عمده هستهای، بخشهای مرتبط و دانشگاهی نیز هدف قرار گرفتند. در جنگ ۴۰روزه، حملات نظامی توسعه یافت و آمریکا در یک نوبت با تلاش برای پیادهسازی نیرو در اطراف اصفهان، قصد داشت به تأسیسات هستهای بمباران شده آن نفوذ کند. پس از آن تاکنون، این تأسیسات حتی همان تأسیساتی که ادعا میشود در بمباران از بین رفتهاند و سازه مشهور به کوه کلنگ، در معرض تهدید قرار داشته و در سناریوهای حداقلی، میانی و حداکثری حمله به آنها وجود دارد. انپیتی برای ایران بهجای آنکه سپری در مقابل تهدید و تهاجم باشد به عامل آن تبدیل شده است.
ب. تبادلات هستهای
ایران در بازار هستهای صرفاً به فناوری روسی دسترسی دارد درحالیکه در ساخت رآکتور و تأسیسات نیروگاهی آمریکا، کانادا، فرانسه، آلمان، ژاپن و کره جنوبی نیز فعال هستند. ایران شاید بتواند به فناوری چینی هم دست پیدا کند، اما فارغ از خواست ایران، چین به دلیل ارتباطات هستهای با غرب و دوری از مناقشات شاید رغبت نشان ندهد. عضویت در انپیتی در شرایطی که بازار هستهای تمام جهان روی ایران بسته است، صرفهای ندارد. چین برای پاکستان و روسیه برای هند بهعنوان کشورهای غیرعضو و دارنده سلاح نیروگاه میسازند. این دو کشور نیز برای مدتی محروم بودند و سپس درها به رویشان باز شد. تهران بیرون از انپیتی چه بدون سلاح و چه با آن میتواند فعالیت کرده و پس از مدتی به ارتباطات کنونی برسد.
ج. انپیتی تقریباً هیچ است
ایران از مزیتهای انپیتی محروم شده و تنها باید معایب آن را در شدیدترین حالت در قالب بازرسیها، بهانهگیری و اتهامزنی تحمل کند. حق تحقیقوتوسعه فناوریهای هستهای حق مسلم اعضا و غیر قابل تعلیق و یا سلب است که این امر شامل غنیسازی هم میگردد، اما قدرتها مانع تمام این اقدامات شده و علاوه بر ثبت تعلیق در طرحهای تحقیق و توسعه و تولید همواره برای سلب این حقوق تلاش کردهاند. بیهوده بودن عضویت در انپیتی تا جایی است که فشار بر برنامه هستهای ایران، علاوه بر محدودیتها در این حوزه مانع دسترسی به قطعات خرد صنعت هستهای و کالاهای با کاربرد دوگانه شده است؛ بهگونهای که به دلیل تحریم هستهای از ورود بسیاری از قطعات صنعتی و پالایشگاهی به بهانه احتمال کاربرد در صنعت هستهای، جلوگیری میشود.
عضویتی بدون وجهه
عضویت ایران در انپیتی باید وجههای به کشور به جهت مخالفت با ساخت سلاح بدهد، اما در عمل دولتهای غیرعضو دارنده، وجهه بیشتری از ایران دارند. برعکس کارکرد اصلی، این ایران است که با تحمیلهای صورت گرفته باید با قبول بیشترین بازرسیها، اتهامات و بهانهگیریها، با تخریب روبهرو شود. تهران بدون انپیتی، درهای برنامه خود را بدون تعهد میبندد و اگر هم قرار بر برخی همکاریها باشد، میتواند از موضعی بالا و با دریافت تضمین و امتیازات، مجوزهایی ارائه کند که شاید این مسیر هم ضروری نباشد.
آیا خروج میصرفد؟
خروج ایران از انپیتی یک فرایند است؛ ابتدای آن تهدید به خروج، مرحله میانی نهاییسازی خروج، مرحله سوم پنهانسازی کامل برنامه و چهارم و آخر، استفاده از آزادی عمل حاصل شده برای اقدامات خاص است. اگر انپیتی قرار باشد برای ایران بهصرفه باشد، تهدید به خروج کارساز بوده و برای جلوگیری از آن طرفهای مختلف فعال شده و به احیای حقوق کشور کمک میکنند. درصورتیکه تهدید به خروج کارساز نباشد، یعنی باقیماندن در آن امری بیهوده بوده و باید به آن پایان داد.