آرزویی که زود مستجاب شد…

آرزویی که زود مستجاب شد…

خانواده شهید مغنیه به یک مهمانی خانوادگی بزرگ دعوت بودند. محل مهمانی در منطقه الغبیری بود.

 

همه بچه ها و نوه ها به مناسبت ولادت حضرت رسول ص دور هم جمع بودند.

 

از همه ی نوه ها درخواست شده بود برای این جلسه صحبتی کوتاه آماده کنند و طی چند کلمه بگویند که برای سال جدید میلادی چه برنامه هایی دارند همه ی نوه ها صحبت کردند تا اینکه نوبت رسید به جهاد مغنیه…

 

جهاد فقط گفت: طرحم برای سال بعد را هفته ی آینده میگویم!…همه شروع به اعتراض کردند، می گفتند جهاد دارد شرطی که برای همه گذاشته شده را نقض میکند. بعضی ها میگفتند کارش را آماده نکرده است!

 

وسط خنده و اینکه هرکسی به شوخی چیزی میگفت، جهاد از حرفش کوتاه نیامد، اصرار داشت که طرحش برای سال آینده را هفته ی بعد می گوید.

 

درست یک هفته بعد دوباره خانواده دور هم جمع شدند ولی این بار، در بین خیل گسترده ی کسانی که برای تسلیت آمده بودند!!…طرح جهاد، شهادت بود.

 

راوی: مادربزرگ شهید