از جنگ فرسایشی تا آزمون حکمرانی
آن جنگ، جنگی طولانی و فرسایشی بود؛ کشوری که تازه از انقلاب عبور کرده بود، با محدودیتهای شدید اقتصادی و تسلیحاتی روبهرو بود و درگیر بازسازی ساختارهای سیاسی و نظامی خود شده بود. با این حال، مدیریت جنگ فقط به اداره میدان نظامی محدود نماند. آیتالله خامنهای همزمان رئیس شورای عالی دفاع و در سالهای پایانی، رئیس شورای عالی پشتیبانی جنگ بود؛ شورایی که برای بسیج امکانات کشور و تأمین نیازهای جبههها شکل گرفت.
از سوی دیگر، در همان سالها دیپلماسی نیز کنار گذاشته نشد. بر اساس گزارشهای تاریخی، بخش قابل توجهی از فعالیت خارجی رئیسجمهور وقت به مذاکره با هیئتهای حسننیت، میانجیها و طرفهای مختلف بینالمللی و منطقهای درباره جنگ اختصاص داشت. یعنی حتی در یک جنگ فرسایشی، «میدان» و «میز مذاکره» دو مسیر جدا از یکدیگر نبودند.
اما مقایسه امروز با آن دوره باید با دقت انجام شود. پزشکیان در شرایطی مسئول اداره قوه مجریه است که ساختارهای نظامی و دفاعی کشور نسبت به دهه ۶۰ بسیار متفاوت شده، تجربه چند دهه تحریم و فشار اقتصادی پشت سر کشور قرار دارد و در عین حال، جامعه و اقتصاد ایران با مسائل پیچیدهای مانند تورم، کاهش قدرت خرید و وابستگیهای گسترده اقتصادی و تجاری مواجه است.
بنابراین اگر آن روز مسئله اصلی این بود که چگونه کشوری با امکانات محدود، یک جنگ طولانی را اداره کند، امروز مسئله این است که چگونه کشوری با تجربه چهار دهه فشار و جنگ، هزینههای یک درگیری را مدیریت و از تبدیل شدن آن به یک بحران فرسایشی جلوگیری کند.
اینجا دقیقاً جایی است که «عبرت» از تجربه گذشته معنا پیدا میکند.
۱. از بسیج امکانات تا مدیریت همه ظرفیتهای کشور
در دفاع مقدس، مسئله فقط تأمین سلاح نبود؛ باید نیروی انسانی، امکانات، پشتیبانی، تولید، حملونقل و منابع اقتصادی نیز به خدمت جنگ درمیآمد.
امروز نیز رئیسجمهور نمیتواند جنگ را صرفاً موضوع وزارت دفاع یا نیروهای مسلح بداند. اقتصاد جنگ، امنیت انرژی، کالاهای اساسی، شبکه بانکی، حملونقل، ارتباطات، تولید داخلی و حتی مدیریت افکار عمومی بخشی از همان پازل هستند.
پس یکی از تکالیف پزشکیان، ایجاد یک فرماندهی منسجم اقتصادی ـ اجرایی برای شرایط بحران است؛ بهگونهای که تصمیمها روزمره، جزیرهای و واکنشی نباشند.
۲. از اقتصادِ بقا تا اقتصادِ تابآوری
در دهه ۶۰ کشور با کمبود منابع و امکانات مواجه بود و اقتصاد عملاً باید هزینه یک جنگ طولانی را تحمل میکرد. امروز نیز اگر جنگ یا فشار خارجی ادامهدار شود، مسئله فقط تأمین هزینههای دفاعی نیست؛ حفظ زندگی عادی مردم خودش به یک مؤلفه امنیت ملی تبدیل میشود.
پزشکیان باید میان کنترل نقدینگی، تأمین کالاهای اساسی، حفظ ارزش پول ملی، جلوگیری از شوکهای قیمتی و تأمین منابع مورد نیاز کشور تعادل برقرار کند.
خود پزشکیان نیز در مواضع اخیرش، کاهش فشارهای اقتصادی و معیشتی ناشی از شرایط جنگی را از مسئولیتهای جدی دولت دانسته است.
۳. از مقاومت در میدان تا قدرت چانهزنی در میز
یکی از درسهای مهم دفاع مقدس این است که پایان جنگ فقط در میدان نظامی تعیین نمیشود. پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نیز در نهایت بخشی از روند تصمیمگیری برای پایان دادن به جنگ بود.
امروز نیز پزشکیان باید بداند که مذاکره نه جایگزین قدرت دفاعی، بلکه یکی از ابزارهای تأمین منافع ملی است.
موضع اخیر دولت درباره مذاکره نیز بر همین مبنا مطرح شده است: گفتوگو باید همراه با حفظ حقوق ایران، تضمین پایبندی طرف مقابل و تأمین منافع کشور باشد.
بنابراین تکلیف رئیسجمهور فقط «مذاکره کردن» نیست؛ مذاکره کردن از موضعی است که کشور در آن بتواند امتیاز بدهد، امتیاز بگیرد، زمان بخرد، فشار را کاهش دهد و در عین حال خطوط اصلی منافع ملی را حفظ کند.
۴. از مدیریت جنگ تا مدیریت پایان جنگ
این شاید مهمترین تفاوت نگاه امروز با آغاز دفاع مقدس باشد.
رئیسجمهور در جنگ نباید فقط به این فکر کند که امروز چگونه پاسخ داده شود؛ باید همزمان برای فردای جنگ هم برنامه داشته باشد.
یعنی از همین حالا باید برای بازسازی، جبران خسارتها، بازگشت فعالیت اقتصادی، ترمیم زیرساختها، بازگرداندن سرمایه اجتماعی و کاهش آثار روانی و اقتصادی جنگ برنامه وجود داشته باشد.
پزشکیان در واقع باید جنگ را نه فقط به عنوان یک دوره درگیری، بلکه به عنوان یک زنجیره ببیند:
پیشگیری → آمادگی → پاسخ → مدیریت بحران → مذاکره → کاهش تنش → بازسازی.
۵. از تجربه تصمیمگیری سخت تا ضرورت تصمیمگیری بهموقع
جنگ فرسایشی دهه ۶۰ یک واقعیت مهم را نشان داد: در بحران، گاهی تصمیم نگرفتن نیز خودش یک تصمیم است؛ و ممکن است هزینه آن از تصمیم سخت بیشتر باشد.
امروز رئیسجمهور با انبوهی از تصمیمهای کوچک و بزرگ مواجه است؛ از سیاست ارزی و تأمین کالا گرفته تا روابط با همسایگان، دیپلماسی، مدیریت انرژی و نحوه اطلاعرسانی به مردم.
در چنین شرایطی، تعلل، چندصدایی و تصمیمهای متناقض میتواند هزینه جنگ را برای مردم افزایش دهد.
از این منظر، پزشکیان باید از تجربه گذشته یک اصل را جدی بگیرد: دولت در شرایط جنگی باید سریعتر تصمیم بگیرد، اما تصمیم سریع نباید به معنای تصمیم عجولانه باشد؛ بلکه باید حاصل اطلاعات دقیق، هماهنگی دستگاهها و محاسبه هزینه و فایده باشد.
۶. همسایگان؛ یک جبهه دیپلماتیک مهم
در جنگ امروز، برخلاف دهه ۶۰، ایران با شبکه گستردهای از روابط منطقهای مواجه است. بنابراین یکی از وظایف دولت، فعال کردن دیپلماسی همسایگی و جلوگیری از تبدیل فضای منطقه به یک محیط ناامنتر است.
پزشکیان در مواضع اخیر خود بر همکاری منطقهای و دیپلماسی با کشورهای همسایه تأکید کرده است.
این رویکرد اگر قرار است از سطح شعار فراتر برود، باید به سیاستی عملی تبدیل شود: رایزنی مستمر، ایجاد منافع مشترک، مدیریت اختلافات و استفاده از ظرفیت کشورهای منطقه برای کاهش فشار و جلوگیری از گسترش بحران.
۷. مهمترین عبرت؛ جنگ نباید مردم را از تصمیمگیریها حذف کند
در دفاع مقدس، مردم بخشی از پشتوانه جنگ بودند. امروز نیز حفظ این پشتوانه اهمیت دارد؛ اما این مسئله فقط با دعوت مردم به صبر و تحمل محقق نمیشود.
مردم باید بدانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است، دولت چه برنامهای دارد و قرار است هزینههای جنگ چگونه مدیریت شود.
شفافیت، اطلاعرسانی منظم، پرهیز از وعدههای غیرواقعی و توضیح صادقانه دشواریها، بخشی از مدیریت جنگ است.
پزشکیان نیز بر ضرورت ارائه تصویر واقعبینانه از شرایط و پرهیز از انتشار اطلاعات نادرست تأکید کرده است.
امروز، تکلیف پزشکیان چیست؟
اگر مدیریت جنگ دوران ریاستجمهوری آیتالله خامنهای را در قالب چند عنوان خلاصه کنیم، با این مفاهیم روبهرو میشویم:
مقاومت در میدان، بسیج امکانات، پشتیبانی جنگ، دیپلماسی فعال، مذاکره، مدیریت منابع محدود و در نهایت تصمیمگیری برای پایان جنگ.
اما پزشکیان امروز با یک تکلیف ترکیبیتر مواجه است:
حفظ قدرت دفاعی، مدیریت اقتصاد جنگ، حفظ معیشت مردم، دیپلماسی فعال، تقویت روابط همسایگی، چانهزنی مؤثر، جلوگیری از فرسایشی شدن بحران، حفظ انسجام داخلی و طراحی مسیر خروج از شرایط جنگی.
درس دفاع مقدس این نیست که شرایط امروز را عیناً با دهه ۶۰ یکی بدانیم؛ شرایط، امکانات و شکل جنگ تغییر کرده است. عبرت اصلی این است که هر جنگی علاوه بر فرماندهی میدان، به مدیریت سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک نیاز دارد.
امروز از پزشکیان انتظار نمیرود تجربه دهه ۶۰ را تکرار کند؛ انتظار میرود درس آن تجربه را بفهمد.
اگر نسل گذشته با امکانات محدود توانست کشور را در یک جنگ هشتساله اداره کند، مسئله امروز این است که ایران با امکانات و تجربهای که در چهار دهه گذشته به دست آورده، چگونه میتواند از یک بحران نظامی با کمترین هزینه اقتصادی و اجتماعی عبور کند.
و اینجاست که جنگ برای رئیسجمهور فقط یک «مسئله امنیتی» نیست؛ یک آزمون برای کیفیت حکمرانی است.