از یهود و مسیحیت تا اسلام؛ چرا فقط در اسلام حجاب سیاسی شد؟

از یهود و مسیحیت تا اسلام؛ چرا فقط در اسلام حجاب سیاسی شد؟

از زنان یهودی ارتدوکس که پس از ازدواج موهای خود را با روسری، کلاه یا کلاه‌گیس می‌پوشانند تا زنان مسیحی که در سنت‌های مذهبی خود هنگام عبادت سر را می‌پوشانند، پوشش زن سابقه‌ای دیرینه در سنت‌های دینی دارد. تورات و عهد جدید نیز به پوشاندن سر و رعایت پوشش متین اشاره کرده‌اند؛ بااین‌حال، در فضای سیاسی و رسانه‌ای جهان مدرن، حجاب بیش از آنکه به‌عنوان موضوعی دینی و فرهنگی بررسی شود، گاه به نمادی برای تقابل با اسلام تبدیل می‌شود. این دوگانگی، ضرورت بازخوانی منصفانه جایگاه حجاب در ادیان ابراهیمی را مطرح می‌کند.

حجاب، پیش از آنکه موضوع سیاست باشد، یک سنت دینی است

تصور اینکه پوشش سر زنان صرفاً با ظهور اسلام وارد تاریخ ادیان شده، با شواهد متون مقدس و سنت‌های مذهبی سازگار نیست. در یهودیت و مسیحیت نیز پوشش سر، عفاف و پرهیز از خودنمایی در چارچوب‌های دینی مطرح بوده‌اند؛ هرچند شکل، دامنه و الزام آنها در هر سنت و دوره تاریخی متفاوت است.

در سفر پیدایش تورات، در داستان ملاقات رفقه با اسحاق، رفقه پس از آگاهی از هویت مردی که به استقبالشان آمده، پوششی بر خود می‌اندازد (پیدایش، ۲۴:۶۵). این روایت به‌خودی‌خود فرمانی عمومی برای تمام زنان نیست، اما نشان می‌دهد پوشاندن سر یا چهره در بستر فرهنگی روایت‌های کتاب مقدس شناخته‌شده بوده است.

در یهودیت ارتدوکس، پوشش موی زنان متأهل جایگاهی مهم دارد. بسیاری از زنان در این جوامع پس از ازدواج موهای خود را با روسری، کلاه یا کلاه‌گیس می‌پوشانند. مبانی این سنت در تفسیر خاخامیِ آیات مربوط به آیین زن متهم به زنا در سفر اعداد، به‌ویژه آیه ۱۸ از باب پنجم، بررسی شده است. البته همه زنان یهودی، حتی همه یهودیان سنت‌گرا، به یک شیوه عمل نمی‌کنند و میزان پایبندی به این سنت در جوامع مختلف متفاوت است.

منبع: تورات، سفر پیدایش، باب ۲۴، آیه ۶۵؛ سفر اعداد، باب ۵، آیه ۱۸.

بنابراین، پوشاندن مو در یهودیت صرفاً پدیده‌ای متعلق به گذشته نیست؛ در بخشی از جوامع یهودی معاصر نیز نشانه‌ای از پایبندی دینی و رعایت حریم شخصی و خانوادگی به شمار می‌رود.

انجیل چه می‌گوید؟ پوشش سر در سنت مسیحی

در عهد جدید نیز به پوشاندن سر زنان تصریح شده است. در رساله اول پولس به قرنتیان، باب یازدهم، آیات ۵ و ۶، آمده است که زنی که دعا یا نبوت می‌کند، اگر سر خود را نپوشاند، حرمت سر خویش را نگه نداشته است؛ متن سپس درباره پوشاندن سر سخن می‌گوید. در آیه ۱۰ همان باب نیز از نشانه‌ای بر سر زن سخن به میان آمده است.

در رساله اول به تیموتائوس، باب دوم، آیه ۹ نیز زنان به پوشش آراسته، متین و دور از تجمل‌گرایی افراطی توصیه شده‌اند. این آیه مستقیماً فرمان پوشاندن مو نیست، اما بخشی از مجموعه تعالیم عهد جدید درباره آراستگی و وقار زنان است.

منبع: عهد جدید، رساله اول قرنتیان، باب ۱۱، آیات ۵ تا ۱۰؛ رساله اول تیموتائوس، باب ۲، آیات ۹ و ۱۰.

در سنت‌های مسیحی نیز این آموزه‌ها یکسان تفسیر نشده‌اند. برخی راهبه‌ها سر خود را می‌پوشانند؛ در شماری از کلیساهای سنتی، زنان هنگام عبادت از پوشش سر استفاده می‌کنند و برخی جوامع مسیحی محافظه‌کار نیز پوشش مو را بخشی از دینداری می‌دانند. در مقابل، بسیاری از کلیساهای معاصر این دستورها را ناظر به زمینه تاریخی و فرهنگی زمان نگارش می‌دانند و آن را الزام عمومی برای همه زنان مسیحی تلقی نمی‌کنند.

این تفاوت‌ها مهم‌اند؛ زیرا نشان می‌دهند پوشش سر در سنت‌های دینی ریشه دارد، اما نمی‌توان بدون توجه به تفسیرهای مذهبی، تفاوت‌های تاریخی و شیوه‌های عمل پیروان، حکمی یکسان را به تمام زنان یهودی یا مسیحی نسبت داد.

حجاب در اسلام؛ خطاب به زنان مؤمن و همسران پیامبر

در قرآن کریم، بحث پوشش در چارچوبی روشن‌تر و همراه با مجموعه‌ای از دستورهای مربوط به نگاه، عفاف، زینت و روابط اجتماعی مطرح شده است. نکته مهم این است که قرآن ابتدا مردان مؤمن را نیز به کنترل نگاه و حفظ پاک‌دامنی فرامی‌خواند و سپس به پوشش زنان می‌پردازد؛ بنابراین، عفاف در منطق اسلامی مسئولیتی یک‌طرفه و مختص زنان نیست.

در آیه ۳۰ سوره نور، مردان مؤمن به فروگرفتن نگاه و حفظ پاک‌دامنی فرمان داده می‌شوند و در آیه ۳۱ همین سوره، زنان مؤمن به رعایت همین اصول، آشکارنکردن زینت‌های خود و افکندن پوشش‌های سر بر گریبان‌ها فراخوانده می‌شوند.

منبع: قرآن کریم، سوره نور، آیات ۳۰ و ۳۱.

در آیه ۵۹ سوره احزاب نیز پیامبر مأمور می‌شود به همسران، دختران خود و زنان مؤمن بگوید پوشش‌های بیرونی خود را بر خویش فروتر گیرند. در آیه ۵۳ همین سوره، حکم حجاب در معنای پرده و حائل میان مخاطبان و همسران پیامبر مطرح شده است؛ آیه‌ای که زمینه و مخاطب خاص خود را دارد و نباید با تمام احکام پوشش زنان یکسان گرفته شود.

منبع: قرآن کریم، سوره احزاب، آیات ۵۳ و ۵۹.

این تفکیک از نظر پژوهشی اهمیت دارد: در قرآن، برخی آیات مستقیماً درباره پوشش زنان مؤمن‌اند، برخی درباره همسران پیامبر و برخی درباره عفاف، نگاه و آداب اجتماعی زنان و مردان. ازاین‌رو، تعبیر «۱۴ آیه حجاب» بدون تعیین اینکه کدام آیات و با چه معیاری شمرده شده‌اند، دقیق نیست؛ اما می‌توان مجموعه آیات مرتبط با پوشش و عفاف را در سوره‌های نور و احزاب و دیگر مواضع قرآن بررسی کرد.

نکته دیگر آن است که آیات پوشش در اسلام با خطاب‌هایی مانند «زنان مؤمن» و «همسران پیامبر» مطرح شده‌اند؛ این موضوع با ادعای اینکه قرآن در همه این آیات، تمام زنان جهان را بدون توجه به باورشان مستقیماً مخاطب قرار داده، تفاوت دارد. در عین حال، در فقه اسلامی، حکم پوشش زنان مسلمان بر اساس همین آیات و تفسیر فقهی آنها صورت‌بندی شده است.

چرا حجاب در جهان مدرن به نماد تقابل با اسلام تبدیل شده است؟

پرسش اصلی اینجاست: اگر پوشش سر و تأکید بر عفاف، سابقه‌ای طولانی در سنت‌های یهودی و مسیحی دارد، چرا در بخش مهمی از منازعات سیاسی و رسانه‌ای معاصر، حجاب اسلامی به نمادی برای سنجش میزان آزادی، عقب‌ماندگی یا پیشرفت جوامع تبدیل شده است؟

بخشی از پاسخ را باید در تاریخ روابط غرب با جوامع مسلمان، استعمار، منازعات سیاسی معاصر و شکل‌گیری کلیشه‌های فرهنگی جست‌وجو کرد. در برخی گفتمان‌های اسلام‌ستیزانه، حجاب نه به‌عنوان انتخابی دینی که باید درباره آن با توجه به زمینه اجتماعی و حقوق فردی بحث کرد، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای از یک هویت جمعی نامطلوب تصویر می‌شود.

در چنین فضایی، پوشش یک زن مسلمان ممکن است پیش از آنکه با معیارهای واقعی آزادی، رضایت و حقوق او سنجیده شود، به نشانه‌ای سیاسی تبدیل شود؛ درحالی‌که پوشش مشابه یا نزدیک به آن در میان زنان یهودی ارتدوکس یا راهبه‌های مسیحی، در بسیاری از موارد به‌عنوان بخشی از سنت دینی شناخته می‌شود.

البته این تفاوت در برخورد را نباید به همه جوامع غربی یا همه منتقدان حجاب تعمیم داد. مخالفت با اجبار در پوشش، نقد قوانین دولتی یا دفاع از حق انتخاب زنان، لزوماً اسلام‌ستیزانه نیست. همان‌طور که اجبار یک زن به بی‌حجابی می‌تواند ناقض آزادی او باشد، اجبار او به نوع خاصی از پوشش نیز می‌تواند آزادی فردی‌اش را نقض کند.

مسئله زمانی شکل تبعیض‌آمیز پیدا می‌کند که معیارهای حقوقی و اجتماعی نه بر اساس اصولی یکسان، بلکه بر پایه هویت دینی زنان تغییر کنند؛ یعنی پوشش در یک دین محترم شمرده شود، اما همان اصل دینداری و انتخاب پوشش در دین دیگر، به‌خودی‌خود نشانه تهدید یا عقب‌ماندگی قلمداد شود.

دفاع از حق حجاب، دفاع از حق انتخاب است

مقایسه حجاب در اسلام، یهودیت و مسیحیت نشان می‌دهد که پوشش سر زنان نه اختراعی متعلق به اسلام است و نه پدیده‌ای محدود به جوامع مسلمان. متون مقدس و سنت‌های دینی هر سه دین ابراهیمی، به شکل‌های متفاوت، درباره پوشش، عفاف و آداب حضور اجتماعی زنان سخن گفته‌اند.

بااین‌حال، این اشتراک تاریخی به معنای یکسان‌بودن احکام، مخاطبان یا شیوه اجرای آنها نیست. تورات، عهد جدید و قرآن باید در متن خودشان مطالعه شوند و تفاوت میان حکم دینی، تفسیر مذهبی و عرف اجتماعی نیز مورد توجه قرار گیرد.

آنچه در جهان امروز اهمیت دارد، برخورد دوگانه با دینداری و پوشش زنان است. نمی‌توان از آزادی و تکثر فرهنگی سخن گفت، اما زنی را صرفاً به دلیل مسلمان‌بودن و انتخاب حجاب، پیشاپیش فاقد اختیار یا گرفتار یک فرهنگ عقب‌مانده فرض کرد. در مقابل، دفاع از حجاب نیز نباید به نادیده‌گرفتن حق زنانی منجر شود که پوشش دیگری را انتخاب می‌کنند.

حجاب را باید با معیارهای روشن، یکسان و منصفانه بررسی کرد؛ نه با پیش‌داوری درباره دینی که آن را تجویز کرده است. اگر پوشش سر در یک سنت دینی نشانه ایمان و پایبندی تلقی می‌شود، در بررسی سنت دیگر نیز باید همان دقت تاریخی و احترام به حق انتخاب را به کار گرفت. مسئله اصلی نه رقابت میان ادیان، بلکه مقابله با تبعیض و دفاع از آزادی وجدان و انتخاب آگاهانه زنان است.