برنامه روزانه تروریست‌ها پس از سرشکستگی در عراق چیست؟

Placeholder

تابستان ۱۳۶۷، گروهک تروریستی منافقین با اتکاء به پشتیبانی همه‌جانبه رژیم بعث عراق، حمایت برخی بازیگران خارجی و بر پایه این تحلیل که جمهوری اسلامی از پشتوانه مردمی تهی شده و جامعه ایران از جنگ به ستوه آمده است، عملیات «فروغ جاویدان» را آغاز کرد. راهبرد این سازمان، تصرف کرمانشاه، گسترش آشوب در شهرهای مسیر و رسیدن به تهران ظرف چند روز بود؛ اما این محاسبه، برآوردی نادرست از واقعیات اجتماعی ایران بود.

در مقابل، واکنش سریع نیروهای مسلح و حضور گسترده نیروهای مردمی، عملیات مرصاد را به نقطه پایان توهم توان نظامی این سازمان تبدیل کرد. ستون‌های زرهی منافقین در غرب کشور منهدم شدند و رؤیای فتح تهران برای همیشه به تاریخ پیوست. در همان مقطع نیز در پی دستور قاطع و الهی امام و تصمیمات قضایی و امنیتی آن دوره، شماری از تروریست‌های وابسته به این گروهک مجازات شدند؛ رخدادی که همچنان از منظر تاریخی و حقوقی موضوع دیدگاه‌ها و ارزیابی‌های متفاوت است و به‌سبب انقطاع و سکوت تاریخی و عدم روایت صحیح برای نسل‌های بعدی، محل منازعه و فتنه‌انگیزی و وارونه‌نمایی و مظلوم‌نمایی منافقین است.

شکست مطلق نظامی منافقین در سال ۶۷، به معنای پایان دشمنی آنان با مردم نبود؛ بلکه صرفاً تاکتیک‌ نفاق تغییر کرد. سازمانی که نتوانست از مرزهای جغرافیایی عبور کند، سال‌هاست تلاش می‌کند از مرزهای ذهنی و شناختی جامعه عبور کند. میدان نبرد از ارتفاعات چهارزبر به شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسان‌ها، رسانه‌های اینترنتی و بسترهای ارتباطی منتقل شده است. امروز هدف، اشغال سرزمین نیست؛ بلکه اشغال ذهن، تغییر ادراک، فرسایش اعتماد عمومی و تضعیف انسجام ملی است.

بررسی روندهای امنیتی نشان می‌دهد که منافقین طی دو دهه اخیر سرمایه‌گذاری گسترده‌ای بر جنگ رسانه‌ای و شناختی انجام داده است. بهره‌گیری از شبکه‌های اجتماعی، تولید محتوای هدفمند، عملیات روایت‌سازی، فضاسازی رسانه‌ای، استفاده از حساب‌های ناشناس و جعلی و یا پوششی با شبکه‌های هماهنگ، بخشی از راهبردی است که هدف آن اثرگذاری بر افکار عمومی، به‌ویژه نسل جوانی است که تجربه مستقیمی از اقدامات تروریستی این سازمان در دهه ۱۳۶۰ ندارد.

قدم به قدم در تعقیب منافقین پس از عملیات مرصاد/ برنامه روزانه تروریست‌ها پس از سرشکستگی در عراق چیست؟

یکی از ابعاد کمتر دیده‌شده این راهبرد، ایجاد بستری برای نفوذ اجتماعی در فضای مجازی است. به گفته نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی، سرپل‌های این سازمان تلاش می‌کنند با هویت‌های پوششی در گروه‌های صنفی، دانشجویی، فرهنگی، خانوادگی، محلی و حتی گروه‌های سرگرمی و تفریحی حضور پیدا کنند. این حضور، صرفاً با هدف انتشار چند پیام سیاسی نیست؛ بلکه بخشی از یک فرایند چندلایه برای شناسایی افراد اثرگذار، ارزیابی گرایش‌ها، شبکه‌سازی، جذب نیرو، جهت‌دهی به افکار عمومی و در برخی پرونده‌ها، فراهم‌کردن بستر برای جمع‌آوری اطلاعات یا پشتیبانی از اقدامات جاسوسی و تروریستی توصیف شده است. در چنین شرایطی، هر گروه مجازی می‌تواند در صورت فقدان هوشیاری، به بستری برای اجرای عملیات نفوذ شناختی تبدیل شود.

البته تصور نشود که این یک نقطه‌قوت منافقین است! این استراتژی نشانه فروپاشی یک تشکیلات، عدم وجود ساختار میدانی و قدرت عملیاتی و دریوزگی منافقین برای چنگ زدن به هر علف خشکی است که به حیات خیانت‌بار خود ادامه دهند.

قدم به قدم در تعقیب منافقین پس از عملیات مرصاد/ برنامه روزانه تروریست‌ها پس از سرشکستگی در عراق چیست؟

در ادبیات امنیت ملی، این الگو بخشی از «جنگ ترکیبی» است؛ جنگی که در آن، ابزار رسانه، فضای مجازی، عملیات روانی، داده، هوش مصنوعی و شبکه‌های اجتماعی، جایگزین بخشی از قدرت سخت شده‌اند. در این نبرد، گلوله‌ها به محتوا تبدیل شده‌اند، سنگرها در بستر پیام‌رسان‌ها شکل گرفته‌اند و عملیات‌ها با هشتگ، تصویر، ویدئو و روایت هدایت می‌شوند. هدف نیز نه اقناع منطقی مخاطب، بلکه تغییر نظام ادراک، تخریب مرجعیت‌های اجتماعی، تعمیق شکاف‌های داخلی و تبدیل شهروندان به بازنشرکنندگان ناخواسته عملیات روانی است.

بر همین اساس، امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به یک «مرصاد فرهنگی» نیاز دارد. مرصادی که مأموریت آن، مقابله با یک سازمان یا یک جریان خاص نیست، بلکه شناسایی و خنثی‌سازی شبکه‌های نفوذ شناختی، ارتقای سواد رسانه‌ای، افزایش تاب‌آوری جامعه، تولید روایت‌های مستند و تقویت حضور فعال نیروهای فرهنگی، رسانه‌ای و نخبگانی در فضای مجازی است. اگر مرصاد ۱۳۶۷ تهاجم نظامی را متوقف کرد، مرصاد فرهنگی باید تهاجم سایبری، ادراکی و شناختی را مهار کند.

قدم به قدم در تعقیب منافقین پس از عملیات مرصاد/ برنامه روزانه تروریست‌ها پس از سرشکستگی در عراق چیست؟

تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که مهم‌ترین سرمایه امنیت ملی، اعتماد عمومی، آگاهی اجتماعی و انسجام ملی است. هر اندازه این سرمایه تقویت شود، امکان موفقیت عملیات‌های روانی و پروژه‌های نفوذ کاهش می‌یابد. همان‌گونه که منافقین در تابستان ۱۳۶۷ جامعه ایران را به اشتباه تحلیل کردند و شکست خوردند، امروز نیز هر پروژه‌ای که بر پایه تصویرسازی مصنوعی از جامعه، عملیات سایبری و دستکاری افکار عمومی بنا شود، در نهایت با همان خطای راهبردی مواجه خواهد شد.

مرصاد، یک خاطره تاریخی نیست؛ یک دکترین امنیتی است. دکترینی که به ما یادآوری می‌کند تهدیدها تغییر شکل می‌دهند، اما اصل مقابله با نفوذ، حفظ هوشیاری ملی و صیانت از امنیت کشور، همچنان پابرجاست. اگر دیروز دشمن از مرزهای غربی وارد شد، امروز ممکن است از صفحه تلفن همراه، از یک کانال ناشناس، از یک گروه خانوادگی یا از یک روایت تحریف‌شده وارد شود. از همین رو، مرصادِ امروز، پیش از آنکه در جغرافیا شکل بگیرد، باید در عرصه فرهنگ، رسانه و فضای سایبری تحقق یابد.