تحلیل راهبردی؛ چراییِ نفوذ و نقش‌آفرینیِ مخربِ امارات در فشارهای علیه ایران

تحلیل راهبردی؛ چراییِ نفوذ و نقش‌آفرینیِ مخربِ امارات در فشارهای علیه ایران

روابط ایران و امارات متحده عربی در دهه‌های گذشته همواره میان دوگانه همکاری اقتصادی و رقابت امنیتی نوسان کرده است. امارات با ساختار مالی قدرتمند، رژیم ارزی پگ دلار، مازاد حساب جاری و شبکه بانکی گسترده، به هاب مالی و تجاری منطقه خلیج فارس تبدیل شده و بخش بزرگی از تجارت رسمی و غیررسمی ایران از طریق این کشور انجام می‌شود.

با این حال، تحلیل دقیق ساختار اقتصادی، مبادلات مالی و تهدیدات سیاسی امارات نشان می‌دهد که این کشور تنها یک شریک تجاری نیست، بلکه تهدیدی چندلایه برای امنیت اقتصادی و ملی ایران محسوب می‌شود که از مسیر تضعیف تدریجی توان اقتصادی و نفوذ در ساختار تصمیم‌گیری ایران اعمال می‌شود. گزارش حاضر در سه محور به بررسی نقش مخرب امارات، شبکه نفوذ اقتصادی-تجاری آن در ایران و راهبرد لازم جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد.

محور اول: نقش مخرب و مستمر امارات علیه ایران در همراهی با طرح‌های آمریکایی-صهیونی

امارات متحده عربی پس از تأسیس در سال ۱۹۷۱ با جمعیتی عمدتاً مهاجر، به بازیگری فعال و تأثیرگذار در منطقه تبدیل شده است. سیاست خارجی این کشور پس از بهار عربی ۲۰۱۱ به رویکردی پیشدستانه و امنیتی‌گرا گرایید که ایران را به عنوان تهدید اصلی در خلیج فارس می‌بیند. در حالی که دبی مسیر مهم تعامل اقتصادی ایران با جهان باقی مانده، ابوظبی با رویکرد امنیت‌محور خود، رقابت ساختاری با ایران را در پرونده‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ادامه داده است.

همسویی راهبردی با آمریکا و رژیم صهیونی

امارات با حفظ اتحاد امنیتی با آمریکا و گسترش روابط راهبردی با چین، روسیه و هند، سیاست موازنه‌سازی را در قبال ایران دنبال می‌کند. این رویکرد چندجانبه، فضای مانور دیپلماتیک امارات را افزایش داده و تعامل محدود با ایران را ممکن کرده است. با این حال، همکاری اقتصادی-سیاسی با روسیه و چین و رقابت با ایران در بازارهای تحریم‌شده، همراه با روابط نزدیک با هند و مبارزه مشترک با اسلام سیاسی، از اجزای این سیاست هستند.

از هاب مالی دبی تا پایگاه امنیتی ابوظبی؛ ضرورت بازتعریف سیاست امنیتی ایران در قبال آل‌نهیان

پس از توافقنامه ابراهیم، روابط امارات با رژیم صهیونیستی به سرعت گسترش یافت. بر اساس اسناد فاش‌شده، امارات و رژیم صهیونیستی همکاری نزدیکی در زمینه جاسوسی از کشورهای منطقه داشته‌اند. موساد با لحنی تحقیرآمیز از طرف‌های اماراتی خواسته بود که سطح عملیات اطلاعاتی خود را افزایش دهند. این همکاری اطلاعاتی-امنیتی، امارات را به یک «پایگاه پشتیبانی دشمن» تبدیل کرده است.

نقش امارات در جنگ ۲۰۲۶

در جنگ اخیر میان ایران و آمریکا-رژیم صهیونیستی، امارات فعال‌ترین پایتخت عربی در همراهی با اقدامات تجاوزکارانه علیه ایران بود. در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، آمریکا و رژیم صهیونیستی حملات گسترده‌ای را علیه ایران آغاز کردند و ایران در پاسخ عملیات «وعده صادق ۴» را کلید زد. سپاه پاسداران اعلام کرد که پایگاه‌های نظامی آمریکا در قطر، بحرین، کویت و امارات (پایگاه هوایی الظفره) را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داده است. امارات از همان ساعات اولیه جنگ به صورت مستقیم درگیر شد و انفجارهای متعددی در ابوظبی به گوش رسید. فرودگاه بین‌المللی دبی و ابوظبی آسیب دیدند و در منطقه «نخلی پالم» دبی آتش‌سوزی گسترده‌ای رخ داد.

بر اساس گزارش‌ها، امارات آماده بود به‌طور مستقیم در کنار آمریکا و متحدانش وارد جنگ شود تا تنگه هرمز را به‌زور بازگشایی کند. روزنامه وال‌استریت ژورنال نیز گزارش داد که امارات در حال لابی‌گری در شورای امنیت سازمان ملل برای اخذ مجوز جهت اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز است. این اقدام از نظر نظامی اعلام جنگ تمام‌عیار علیه ایران محسوب می‌شود.

تهدید امنیت اقتصادی ایران

امارات متحده عربی با ساختار اقتصادی قوی، به هاب مالی و تجاری منطقه تبدیل شده است که کنترل قابل توجهی بر جریان سرمایه و تجارت ایران دارد. امارات از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۴ بیش از ۸۰۰ میلیارد دلار مازاد درآمد ارزی داشته که ذخایر ارزی بانک مرکزی و صندوق‌های حاکمیتی را تقویت کرده است. برخلاف عربستان، تنها ۱۷ درصد درآمد ارزی امارات از نفت است و بخش عمده درآمد به صادرات مجدد و خدمات مالی، لجستیک و گردشگری باز می‌گردد. این تحول نفوذ منطقه‌ای امارات را افزایش داده و جذب نخبگان، تهدیدی برای ایران به شمار می‌آید.

از هاب مالی دبی تا پایگاه امنیتی ابوظبی؛ ضرورت بازتعریف سیاست امنیتی ایران در قبال آل‌نهیان

در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ به ترتیب حدود ۹۲ و ۱۵۴ میلیارد دلار سرمایه خارجی غیرمقیم وارد امارات شده که بیشتر از عربستان است. در مقابل، ایران به مصرف‌کننده حاشیه‌ای سرمایه تبدیل شده و برای اتصال به بازارهای جهانی ناچار به استفاده از کانال‌های مالی امارات است که ریسک قفل شدن سرمایه‌های ایرانی را بالا می‌برد و بازده اقتصادی آن‌ها عمدتاً خارج از ایران مصرف می‌شود.

اختلافات ارضی و تلاش برای تغییر وضعیت جزایر سه‌گانه

امارات در بحبوحه جنگ، از هر فرصتی برای احیای ادعاهای توسعه‌طلبانه خود بر جزایر سه‌گانه ایرانی استفاده کرد. هدف ابوظبی گره زدن مسئله عبور از تنگه هرمز به ادعاهای ارضی علیه ایران بود. اختلافات درباره جزایر سه‌گانه، رقابت در غرب آسیا و آفریقا، همکاری با اسرائیل و نقش در جنگ رمضان، امارات را به عامل تهدیدی برای امنیت ملی ایران تبدیل کرده است.

محور دوم: لابی و شبکه نفوذ اقتصادی-تجاری امارات در ایران

شبکه تراستی‌ها و تسویه غیررسمی

واردات کالاهای اساسی در ایران انحصاراً در اختیار چند شرکت بزرگ است که در بسیاری از مواقع کالا را نه از شرکت‌های بزرگ تولیدکننده بلکه از امارات می‌خرند. تسویه پول نیز از طریق تراستی‌ها و از مسیر غیررسمی انجام می‌شود. فعالان حوزه تجارت می‌گویند «کارمزد انتقال پول از مسیر تراستی‌ها در برخی معاملات ۱۰ تا ۱۵ درصد ارزش معامله است.» یعنی تسویه یک محموله ۱۰۰ میلیون دلاری حدود ۲ تا ۳ هزار میلیارد تومان برای تراستی سود دارد.

طبق برخی اخبار، امارات بعد از توافقنامه بین جمهوری اسلامی و ایالات متحده، به منظور کاهش آسیب‌پذیری در صورت شروع مجدد تنش‌های نظامی، با واسطه کردن تراستی‌های نزدیک به ساختارهای سیاسی در داخل کشور با اعطای امتیازاتی مانند بازگرداندن اقامت و رفع مسدودی حساب‌های ایشان، مسیر جدیدی برای لابی و مذاکره باز کرده است. امارات پیشنهاد دسترسی جمهوری اسلامی به اموال بلوکه شده را در یک معامله خرید بوئینگ‌های متعلق به سعودی ایرلاین را که یک تاجر اماراتی خریداری کرده بود، داده و این خرید از محل پول‌های بلوکه شده صورت گرفته است.

از هاب مالی دبی تا پایگاه امنیتی ابوظبی؛ ضرورت بازتعریف سیاست امنیتی ایران در قبال آل‌نهیان

لابی واردات از امارات و ترمز اقدام متقابل

شایان نادری، معاون وزیر سابق جهاد کشاورزی در یک گفتگوی رسانه‌ای اعلام کرد که «لابی واردکننده کالاهای اساسی از امارات» آنچنان قوی است که حتی بعد از جنگ هم مسئولین را می‌ترسانند که فقط از دو بندر امارات می‌توان کالا وارد کرد. واردات کالا از بنادر امارات در جنگ متوقف شد، با این حال معاون سازمان توسعه تجارت گفت که تجارت با امارات با شیب ملایمی در حال انجام است اما «امیدواریم به شرایط عادی قبل از جنگ بازگردد.»

نقش تراستی‌ها به عنوان لابی امارات در تهران می‌تواند مانند شمشیر دولبه باشد و ایشان به خاطر منافع خود، عملاً مهره امارات شوند. این شبکه نفوذ اقتصادی، تحت هر شرایطی ترمز ایران را برای مقابله به مثل قاطع علیه امارات می‌کشد.

نفوذ در تولید محتوا و افکار عمومی

بر اساس اظهارات برخی مقامات، اماراتی‌ها با صرف زمان، دریافت مشاوره از دشمن و درهم‌تنیدن منافع اقتصادی اشخاص و گروه‌ها، لابی‌ای در ایران شکل داده‌اند که باید ابتدا اثرگذاری آن را خنثی کرده و سپس با آن برخورد کرد. گفته می‌شود که «عوامل وابسته به رژیم آل زاید در میان تولیدکنندگان محتوای فارسی‌زبان در داخل و خارج کشور پول هنگفتی خرج می‌کنند» که این کار با هدف برای منحرف کردن نگاه و رویکرد تهران به این رژیم صورت می گیرد.

وابستگی اقتصادی و ریسک امنیت غذایی

رابطه اقتصادی ایران و امارات بسیار عمیق اما پیچیده است. ایران به دلیل تحریم‌های بین‌المللی و محدودیت در معاملات مستقیم، تا حد قابل ملاحظه‌ای به امارات به عنوان هاب صادرات مجدد متکی است که منجر به کسری تجاری بیش از ۱۴ میلیارد دلار شده است. ایران بیشتر کالاهای اساسی خود را از طریق امارات وارد می‌کند و صادرات عمدتاً محدود به محصولات پتروشیمی و مواد خام با ارزش پایین‌تر است. این ساختار باعث وابستگی اقتصادی شدید و تمرکز واردات کالاهای اساسی در انحصار چند شرکت شده که ریسک امنیت غذایی را افزایش می‌دهد.

از هاب مالی دبی تا پایگاه امنیتی ابوظبی؛ ضرورت بازتعریف سیاست امنیتی ایران در قبال آل‌نهیان

هزینه‌های بالا و ریسک‌های تحریمی باعث شده ایران از شبکه‌های پرداخت غیررسمی مثل تراستی‌ها و رمزارزها استفاده کند که علی‌رغم کاهش تحریم‌های مستقیم، پیچیدگی و ریسک‌های مالی را بیشتر کرده است. امارات با زیرساخت‌های پیشرفته، نظام ارزی دلار و حضور ایرانیان، مرکز مهم تجاری است، اما همکاری امارات با غرب و رژیم صهیونیستی و فشارهای سیاسی، این وابستگی را به یک تهدید امنیت اقتصادی تبدیل کرده است.

محور سوم: راهبرد ضروری جمهوری اسلامی ایران

گام اول: از بین بردن نفوذ اقتصادی امارات و شبکه لابی‌گری آن

۱. اصلاح نظام پرداخت و حذف تسویه ارزی از کانال امارات

زیرساخت‌های تجاری و تسویه ارزی ایران در امارات با وجود تحریم‌ها، توسعه پرداخت غیررسمی و جذابیت‌های امارات شکل گرفته و به یک نقطه آسیب‌پذیری امنیت اقتصادی تبدیل شده است. اصلاح سیاست‌ها باید بر حذف تسویه ارزی واردات کالای اساسی از کانال شرکت‌های مستقر در امارات و توسعه نظام پرداخت رسمی با کشورهای همسو تمرکز کند. مشکل تجارت تراستی‌محور امارات فقط فنی نیست و ذی‌نفعان قدرتمند با نفوذ سیاسی در این نظام مانع تغییر می‌شوند که حل آن را پیچیده‌تر کرده است.

۲. تنوع‌بخشی به مبادی واردات کالاهای اساسی

تمرکز واردات کالاهای اساسی در انحصار چند شرکت و از دو بندر امارات، ریسک امنیت غذایی را افزایش می‌دهد. باید با توسعه روابط تجاری با کشورهای همسو مانند روسیه، چین، هند، ترکیه و کشورهای آسیای مرکزی، مبادی واردات را متنوع کرد و وابستگی به امارات را کاهش داد.

از هاب مالی دبی تا پایگاه امنیتی ابوظبی؛ ضرورت بازتعریف سیاست امنیتی ایران در قبال آل‌نهیان

۳. شناسایی و خنثی‌سازی شبکه نفوذ

اگر شبکه‌های نفوذ واقعاً وجود دارند، نخستین مطالبه باید متوجه دستگاه‌های اطلاعاتی، امنیتی و نظارتی باشد. فلسفه وجودی این نهادها، شناسایی و خنثی‌سازی نفوذ خارجی است. هیچ کشوری با وجود شبکه‌های اثرگذار وابسته به دولت‌های دیگر، نمی‌تواند سیاست خارجی مستقل و مقتدر داشته باشد. روابط خوب با همسایگان یک اصل پذیرفته‌شده است، اما دوستی با دولت‌ها نباید به معنای چشم‌پوشی از نفوذ سازمان‌یافته آن‌ها باشد.

۴. ادراک امارات به عنوان تهدید راهبردی

امارات به عنوان تهدید راهبردی فعال علیه منافع ایران در خلیج فارس شناخته می‌شود و نقش امنیتی-سیاسی آن فراتر از دفاع ملی است. سیاست ایران باید امارات را به عنوان تهدید چندلایه با ابعاد امنیتی، اقتصادی و اطلاعاتی در نظر بگیرد تا امنیت اقتصادی و ملی حفظ شود. تعامل محدود دیپلماتیک صرفاً مدیریت هزینه تقابل است.

گام دوم: اقدامات تنبیهی و گوشمالی سخت امارات

۱. هدف قرار دادن صنعت نفت امارات

با تحرک جدید اماراتی‌ها، منطق انسداد تنگه هرمز آسیب دیده است. امارات برای عبور نفت از تنگه هرمز، چرخه‌ای متفاوت از چرخه‌های پیشین ایجاد کرده است. پیش از این، نفتکش‌های بزرگ حامل یک تا دو میلیون بشکه برای انتقال نفت از تنگه استفاده می‌شدند که هدف‌گیری آن‌ها آسان و مؤثر بود. در مدل جدید، امارات از نفتکش‌های کوچک و کشتی‌های فرسوده برای حمل نفت استفاده می‌کند که ابعاد کوچک‌تری داشته و چسبیده به ساحل جنوبی و در پناه صخره‌ها از تنگه عبور می‌کنند.

در این میان تنها یک دولت وجود دارد که باید مورد ضربه قرار گیرد و آن امارات است. حتی ضروری نیست شناورها و نفتکش‌های کوچک هدف قرار گیرند؛ می‌توان به جای شلیک دشوار به سمت شناورهای کوچک و در حال حرکت، به‌وسیله پرتابه‌های منعطف و قابل هدایت، اهداف ثابتی در عمق خاک امارات و مرتبط با صنعت نفت این دولت را مورد اصابت قرار داد. چنین حرکتی می‌تواند به طور مستقیم توسط ایران و یا حتی اعضای محور مقاومت صورت گیرد.

از آن‌جا که تقریباً ۷۰ درصد نفت امارات متعلق به امیرنشین ابوظبی، صاحب ریاست اصلی در این دولت است، اصابت به چاه‌های نفت، صدای بلندتری در پایتخت امارات می‌یابد. در چنین شرایطی، نفتکش‌های اماراتی چه کوچک و چه بزرگ در صورت تداوم نقض انسداد، دیگر نفتی برای حمل نخواهند داشت و ابوظبی نیز انگیزه‌اش برای انتقال نفت دیگر دولت‌ها را از دست می‌دهد.

۲. هدف قرار دادن منافع اقتصادی رژیم صهیونیستی در امارات

حملات محور مقاومت به امارات، به‌ویژه منافع اقتصادی گسترده رژیم صهیونیستی و تجار صهیونیست در آن، می‌تواند به ما به ازایی برای حملات تل‌آویو در لبنان تبدیل شود؛ هر بار و به هر میزان که رژیم در لبنان فعالیت نظامی کند، منافعش در امارات خسارت می‌بیند.

۳. پاسخ به میزبانی نتانیاهو و ادعاهای ارضی

بر اساس اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی، امارات باید در دو مورد دیگر نیز تنبیه شود: نخست به خاطر میزبانی از نتانیاهو به عنوان قاتل رهبر شهید، فرماندهان و مردم ایران؛ دوم به خاطر ادعاهای بی‌جا و مکرر در مورد جزایر سه‌گانه ایرانی. میزبانی از نخست‌وزیر جنایتکار و تروریست صهیونیستی در ابوظبی، گناه کبیره‌ای است که اولاد زاید باید تقاص آن را بدهد.

۴. استفاده از اهرم‌های غیرمستقیم

ایران برای اثرگذاری بر معادله لبنان و کشیدن ترمز رژیم صهیونیستی، دو اهرم را استفاده می‌کند؛ اهرم غیرمستقیم از طریق ملزم شدن رژیم به توقف فعالیت نظامی در لبنان بر اثر فشار آمریکا که به تنگه نیاز دارد و دوم تهدید مستقیم رژیم به حملات موشکی. از میان این دو، ابزار غیرمستقیم به دلیل نزدیکی جغرافیایی برای ایران سهولت بیشتری دارد. در این میان راه سومی هم هست که آن نیز جزو ابزارهای غیرمستقیم بوده و از نظر جغرافیایی نزدیک است: حملات محور مقاومت به امارات.

۵. بهره‌گیری از انزوای منطقه‌ای امارات

به نسبت دولت‌های دیگر، امارات بر اثر سیاست‌های لجوجانه و توسعه‌طلبانه، مغضوب بسیاری از دولت‌هاست. این کشور در جنگ داخلی سودان مشارکت دارد و از شورشیان حمایت می‌کند که باعث شده دولت مرکزی بارها ابوظبی را در این‌باره به طور رسمی مقصر اعلام کند. الجزایر در پی مداخلات زیان‌بار، چندی است روابط دیپلماتیک خود با این دولت را قطع کرده است. در افکار عمومی نیز اماراتی‌ها با گزارش‌های منتشر شده درباره حمایتشان از جنایات مختلف، آبروی گذشته را ندارند. هدف‌گیری تنها یک دولت، آن هم دولت منفور و مغضوب امارات، تبعات و ریسک کمتری نسبت به دیگر راه‌ها دارد.

جمع‌بندی

امارات متحده عربی با ساختار اقتصادی قوی، به هاب مالی و تجاری منطقه تبدیل شده است که کنترل قابل توجهی بر جریان سرمایه و تجارت ایران دارد. این وابستگی اقتصادی، همراه با تحریم‌ها و محدودیت‌های ایران، امنیت اقتصادی و ملی ایران را تهدید می‌کند. سیاست خارجی امارات مبتنی بر رقابت منطقه‌ای و نزدیکی به عربستان، ایران را تهدید راهبردی می‌داند؛ در حالی که تعامل اقتصادی دبی با ایران چارچوبی دوگانه ایجاد کرده است.

لذا اصلاح سیاست‌های اقتصادی ایران در امارات به ویژه حذف تسویه ارزی از کانال شرکت‌های مستقر در آن جا و توسعه نظام پرداخت رسمی با کشورهای همسو ضروری است. همزمان نگاه ایران باید امارات را به عنوان تهدید چندجانبه امنیتی، اقتصادی و اطلاعاتی در نظر بگیرد تا امنیت و منافع ملی حفظ شود. در نهایت، اگر قرار است اقتدار ایران حفظ شود، یک اصل باید بدون استثنا اجرا شود؛ هیچ لابی خارجی، با هر نام و هر پوششی، نباید بتواند منافع ملی را تحت‌الشعاع قرار دهد. اگر چنین نفوذی وجود دارد، برخورد با آن یک انتخاب سیاسی نیست؛ یک ضرورت امنیتی است.