تداوم روند تولید موشک و پهپاد در ایران

تداوم روند تولید موشک و پهپاد در ایران

برنامه موشکی ایران در دلِ آتش «جنگ تحمیلی هشت‌ساله (ایران و عراق)» و تحت محاصره تسلیحاتی غرب متولد شد و از از آن زمان تا به امروز، نه‌تنها متوقف نشده، بلکه در طول دهه‌های بعدی و در سایه «تقابل استراتژیک و جنگ سایه‌ها با آمریکا و رژیم صهیونیستی»، از یک برنامه وارداتی و مونتاژی، به یکی از پیشرفته‌ترین، متنوع‌ترین و بومی‌ترین زرادخانه‌های موشکی در خاورمیانه و جهان تبدیل شده است.

پیش از ورود به جزئیات تاریخی و فنی، لازم است یک اصلاح مفهومی و راهبردی در صورت‌مسئله مطرح‌شده انجام شود. تا به امروز (اوت ۲۰۲۶)، «جنگ تمام‌عیار و کلاسیک» میان ایران و ایالات متحده آمریکا یا اسرائیل (در حوزه رزم زمینی و ورود سرزمینی) رخ نداده است. با این حال، آنچه در ادبیات نظامی و استراتژیک ایران به‌عنوان «تقابل همه‌جانبه»، «جنگ سایه‌ها» و «بازدارندگی فعال» در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی شناخته می‌شود، دقیقاً همان بستری است که برنامه موشکی ایران در آن شکل گرفته و بالنده شده است.

حمله موشکی

ریشه‌های تاریخی؛ تولد در آتش جنگ و محاصره تسلیحاتی

برای درک تداوم تولید موشک، باید به دهه ۱۳۶۰ و دوران جنگ تحمیلی بازگشت. در میانه جنگ، صدام‌حسین با استفاده از موشک‌های بالستیک اسکاد (تهیه‌شده از شوروی)، تهران و سایر شهر‌های ایران را هدف قرار داد که به «جنگ شهرها» معروف شد. ایران در آن زمان، به دلیل محاصره تسلیحاتی از سوی آمریکا و غرب، و همچنین از کار افتادن بخشی از نیروی هوایی خود، هیچ‌گونه پدافند مؤثر یا موشک بالستیکی برای پاسخ متقابل نداشت.

در این دوران، «جنگ» به معنای کلاسیک آن با عراق در جریان بود، اما رد پای آمریکا و رژیم صهیونیستی در تأمین تسلیحات عراق و همچنین اعمال فشار برای جلوگیری از دسترسی ایران به سلاح، کاملاً دیده می‌شد. ایران برای شکستن این محاصره، با کمک کشور‌هایی مانند لیبی و سوریه، نخستین موشک‌های «اسکاد-بی» را وارد کرد؛ اما درس بزرگ جنگ تحمیلی برای فرماندهان نظامی ایران این بود که اتکا به واردات در زمان جنگ، یعنی تسلیم در برابر محاصره؛ بنابراین، حتی در سال‌های پایانی جنگ و بلافاصله پس از آن، هسته‌های اولیه موشکی در سپاه پاسداران (به رهبری شهید حسن طهرانی‌مقدم) شکل گرفت. تولید در آن دوران به معنای امروزی آن (خطوط انبوه‌سازی) نبود، بلکه به معنای «مهندسی معکوس»، «بومی‌سازی سوخت» و «ایجاد زیرساخت‌های پرتاب» بود. پس از پایان جنگ در سال ۱۳۶۷، تولید موشک نه‌تنها متوقف نشد، بلکه به دلیل درک این واقعیت که ایران هرگز نمی‌تواند نیروی هوایی کلاسیک هم‌تراز با رقبای منطقه‌ای (که توسط آمریکا تسلیح می‌شدند) بسازد، به «اولویت اول استراتژیک» تبدیل شد.

تقابل استراتژیک با آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ موتور محرک ارتقای کیفی

اگر جنگ تحمیلی «مادر» برنامه موشکی ایران بود، «تقابل استراتژیک با آمریکا و رژیم صهیونیستی» «پدر» ارتقای کیفی آن محسوب می‌شود. از دهه ۱۳۸۰ به بعد، با حضور گسترده آمریکا در منطقه (پس از اشغال عراق و افغانستان) و توسعه برنامه‌های نظامی رژیم صهیونیستی، ایران خود را در معرض یک تهدید وجودی و مداوم دید. در این دوران، دکترین موشکی ایران دستخوش یک تغییر بنیادین شد؛ در حقیقت تا پیش از این، موشک‌ها ابزاری برای «آرایش منطقه‌ای» و «تخریب وسیع» بودند؛ اما در مواجهه با پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس و سامانه‌های پدافندی چندلایه اسرائیل («پیکان»، «فلاخن داوود»، «گنبد آهنین» و «آرو»)، ایران دریافت که تولید موشک‌های سنتی و غیردقیق، کارایی بازدارندگی خود را از دست خواهد داد.

اینجاست که تداوم تولید موشک با «جهش تکنولوژیک» گره می‌خورَد؛ ایران در طول این تقابل سایه‌ای و نظامی، خطوط تولید خود را از موشک‌های سوخت مایع (مانند «شهاب-۳») به سمت موشک‌های سوخت جامد (مانند «فاتح-۱۱۰»، «سجیل» و «خیبرشکن») تغییر داد؛ زیرا موشک‌های سوخت جامد زمان آماده‌سازی بسیار کمتری نیاز دارند، جابجایی آن‌ها آسان‌تر است و در برابر حملات پیشگیرانه آمریکا و رژیم صهیونیستی، آسیب‌پذیری کمتری دارند.

علاوه بر این، توسعه موشک‌های هایپرسونیک مانند «فتاح»، خودرو‌های پرتابگر مخفی (TEL) و استفاده از تاکتیک «حملات اشباعی» (شلیک همزمان ده‌ها موشک و پهپاد برای اشباع پدافند‌های رژیم صهیونیستی و آمریکا) که در عملیات‌های اخیر (مانند عملیات‌های وعده صادق ۱ تا ۴ و نصر ۱ و ۲) به نمایش درآمد، مستقیماً زاییده تداوم تولید و تحقیق در طول سال‌های تقابل با این دو دشمن شرور است.

در طول یک سال اخیر آمریکا تلاش کرده است تا برنامه هسته‌ای و موشکی ایران را محدود کند و در این زمینه تحریکات رژیم صهیونیستی نیز برای جنگ با ایران بی‌تأثیر نبوده است. ارتش تروریستی آمریکا در طول جنگ رمضان و نبرد هرمز بار‌ها به شهر‌های موشکی ایران و مناطق نظامی حمله کرد تا بتواند توان موشکی ایران را از بین ببرد، اما نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران نه‌تنها قدرت خود را از دست دادند، بلکه نسبت به قبل از جنگ ۴۰ روزه نیز بسیار قوی‌تر عمل کردند؛ برای مثال در طول نبرد هرمز، نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران بار‌ها مبدأ حرکت هواپیما‌های آمریکایی در پایگاه‌های نظامی «موفق السلطی» و «عقبه» را در اردن هدف قرار دادند و شاهدان محلی از انفجار‌های شدید در این پایگاه گزارش می‌دادند. بر این اساس و طبق گزارش‌های اطلاعاتی، برآورد می‌شود که هم دقت و قدرت مانور پذیری موشک‌های بالستیک ایرانی بسیار افزایش یافته و هم سرجنگی موشک‌ها سنگین‌تر شده و همین حملات سنگین نشان می‌دهد که قدرت موشکی ایران نه‌تنها تضعیف نشده، بلکه تقویت نیز شده است.

گسترش توان موشکی ایران از نگاه فرماندهان نیروهای مسلح

شاهد دیگر درباره گسترش توانمندی قدرت موشکی و پهپادی ایران سخنان فرماندهان نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران است. فرماندهان نیرو‌های مسلح بار‌ها اعلام کرده‌اند که نه‌تنها قدرت موشکی ایران از بین نرفته، بلکه تولید موشک و پهپاد با قدرت بالا در حال انجام است؛ حتی گزارش منابع میدانی نشان می‌دهد که ایران همچنان روزانه صد‌ها موشک و پهپاد با وجود بمباران تأسیسات رو زمینی نظامی تولید کرده است. سردار «محمدرضا نقدی» مشاور عالی فرمانده کل سپاه در این زمینه می‌گوید: برنامه موشکی ایران، یک برنامه «تهاجمی» برای شروع جنگ با آمریکا یا اسرائیل نیست، بلکه «سنگ بنای بازدارندگی نامتقارن» است.

 

سر

وی می‌افزاید: تولید موشک دیگر فقط یک پروژه نظامی نیست، بلکه یک «حرکت ملی» است که با تلفیق توان موشکی سپاه، دانش دانشگاه‌ها و ظرفیت‌های صنعتی کشور، به یک شبکه بازدارنده تبدیل شده است؛ در حقیقت تولید موشک هیچ‌گاه در دوران جنگ هم متوقف نشده است و این تولید با قدرت ادامه داشته و ادامه خواهد داشت.

از سخنان مشاور عالی فرمانده کل سپاه می‌توان نتیجه گرفت که ایران برای آنکه به یک بازدارندگی صد درصدی برسد، باید تولید موشک و پهپاد را که از اجزای مهم جنگ ناهمگون (نامتقارن) است، با قدرت و سرعت بیشتری ادامه دهد. 

سوالی که مطرح می‌شود، این است که تولید موشک به چه شکل و با چه سازوکاری و در کجا انجام می‌شود؟ موضوعی که مشخص است، اینکه با حمله نظامی آمریکا مسئولان بیش از پیش باید در اندیشه انتقال زیرساخت‌های نظامی و زیرساخت‌های راهبردی مهم به زیر زمین باشند و می‌توان صد‌ها متر زیر زمین با خیال راحت و اندیشه‌ای آسوده به فکر ساخت موشک بود.

اگر جنگ با آمریکا چند سال طول بکشد باز هم موشک داریم 

سردار نقدی در این زمینه می‌گوید: اکنون بیشتر از نواختی که داریم، شلیک می‌کنیم، بیشتر از نواخت شلیک، موشک بالستیک تولید می‌کنیم و به دست رزمنده می‌دهیم، خیلی بیشتر از نواخت شلیک پهپاد قابلیت تولید داریم. به آن‌ها گفتیم اگر مشتری دارید بیاورید، حاضریم بفروشیم، این قدر ما زیاد می‌توانیم تولید کنیم، مشکلی در تولید اینها نداریم، این تولید ادامه خواهد داشت.

موشک خرمشهر

وی می‌افزاید: اگر جنگ چند سال طول بکشد در آخرین روز آن باز هم موشک‌های بالستیک توی سر دشمن ما می‌خورَد؛ این موضوع روشن باشد که فقط متکی به ذخایر نیستیم، ما تولید می‌کنیم؛ به انحای مختلف.

علاوه بر گفته فرماندهان نظامی، گزارش منابع رسانه‌ای نیز نشان از گسترش سریع و بازسازی توان موشکی ایران می‌دهد. گزارش‌های تازه رسانه‌های عبری از جمله «جروزالم‌پست» نشان می‌دهد که نهاد‌های امنیتی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی، از جمله ارتش این رژیم و موساد، دچار یک غافلگیری سنگین استراتژیک شده‌اند؛ غافلگیری ناشی از سرعت باورنکردنی احیا و توسعه توان موشکی جمهوری اسلامی ایران.

بر اساس ادعای محافل دفاعی تل‌آویو، صهیونیست‌ها پس از حملات خود به خیال خام خویش تصور می‌کردند روند ساخت موشک‌های بالستیک ایران سال‌ها به عقب رانده شده است؛ اما واقعیت روی زمین، طراحان حمله را به شوک فروبرده است. اطلاعات مندرج در این گزارش‌ها اعتراف می‌کند که ذخایر موشک‌های بالستیک ایران تنها ظرف چند ماه از حدود هزار و ۳۰۰ فروند به بیش از دو هزار و ۵۰۰ فروند جهش یافته و محاسبات تل‌آویو را کاملاً برهم زده است.

امروز دغدغه اصلی اتاق‌های فکر امنیتی رژیم صهیونی دیگر شمار موشک‌های موجود نیست، بلکه جهش بی‌سابقه سرعت تولید در صنایع دفاعی ایران است؛ سرعتی که ثابت کرد توان بومی و ساختار موشکی ایران غیرقابل‌مهار است. تحلیلگران عبری اذعان دارند که ایران با دستیابی به ظرفیت ساخت صد‌ها فروند موشک در ماه، به‌سرعت در حال پرکردن مجدد انبار‌ها و تثبیت اقتدار بازدارندگی خود است. پیام این تحولات روشن است؛ خط تولید اقتدار ایران ایستادنی نیست و محاسبات روی کاغذ دشمن، در عمل با پاسخ برق‌آسای متخصصان ایرانی دود می‌شود.

نکته‌ای که مشخص است، اینکه کار تولید موشک با قدرت ادامه دارد و نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران هر روز به میزان زیادی چه در جریان جنگ و چه در زمان صلح به تعداد موشک‌ها اضافه می‌کنند؛ لذا باید این تولیدات هرچه بیشتر افزایش یابد و دولت هم در این زمینه نقش همفرساز و مؤثر را ایفا کند؛ چرا که وزارت دفاع و پشتیبانی نیرو‌های مسلح با همین هدف ایجاد شده تا پشتیبانی لجستیکی و تجهیزاتی را از نیرو‌ها انجام دهد؛ البته که تاکنون وزارت دفاع در این زمینه کارنامه درخشانی داشته، اما برای مقابله با یک ابرقدرت که بودجه نظامی آن بیش از یک تریلیون دلار است، تولید جهادی تجهیزات نظامی برای جنگ نامتقارن همچون موشک و پهپاد لازم و ضروری است.

تهدیدات نظامی آمریکا، حضور ناوگان‌های دریایی در خلیج فارس، و تهدیدات اتمی و نظامی اسرائیل، نه‌تنها مانعی برای ایران ایجاد نکردند، بلکه به عنوان «محرک‌های اصلی» برای تغییر دکترین از «تولید انبوهِ کم‌دقت» به «تولید هوشمند، نقطه‌زن، هایپرسونیک و اشباع‌گر» بوده است و این رویه همچنان به صورت قدرتمندانه ادامه خواهد داشت.