تفرقه خواص، انفعال عوام و تکمیل پازل دشمن /لزوم هوشیاری کامل
برچسب زدن های مختلف توسط انواع خواص تریبون به دست اعم از مجازی و واقعی، مسئول و غیر مسئول، در شب های آتش بس، اولا منجر به انفعال و عقب نشینی بسیاری از مردم عادی نگران از دل خیابان و آرمانخواهی شده و ثانیا ضمن خدشه به “اتحاد مقدس” مردم، ایجاد تفرقه را عملیاتی خواهد کرد.
در بزنگاهی که دشمن قطع به یقین در حال آماده کردن مقدمات جدی در قالب شورش خیابانی برای براندازی است، انفعال موجب سقوط نظام به واسطه سقوط سرمایه های آن خواهد شد که از قضا ابتدا گریبان تریبون داران را خواهد گرفت.
آینده مشخص انقلاب و نکات موعود در فرمایشات رهبر شهید و مورد تاکید رهبری و چشم انداز واضح را فقط می توان با تردید از بین برد و اینک تردید با افتراق منبری و مستمع در میادین مستولی است.
گاهی انفعال زمانى پیش می آید كه افراد نمىدانند چه اقدامی بايد بکنند، پس دچار تردید شده و پا پس می كشند.
هنگامی که فرد در جمع، براى ابراز مخالفت با ديگران، ترس از قضاوت و اتهام خوردن داشته باشد كه “نكند دانش و اطلاعات كافى براى بحث نداشته باشم” یا دیگران “به من برچسب های” مختلف بزنند، پس اقدامی نکرده و به انفعال می رسد.
وقتی در قالب تجمعات خیابانی، ملت به وضوح ابراز نگرانی خود برای آرمان ها را به رخ جهانیان کشیده و آنچه می خواهند را نشان داده و ایستادگی کرده اند؛ نادیده گرفتنشان توسط تریبون ها به هر شکل یا توهین به ایشان، آنها را دچار یاس و انفعال می کند.
اینکه موکدا از انفعال نام می برم به این دلیل است که دلواپسان وطن، هرگز علیه آن اقدامی نمی کنند پس منجر به شورش توسط ایشان یا مشارکتشان در شورش ها نخواهد شد اما به اختلاف و تفرقه و خروج از میدان و زمینه سازی برای شورش چرا.
با بیان آتش بس توسط مسئولان نظام و تبیین دو پیش شرط مشارکت در مذاکرات، وقتی هیچکدام محقق نشده و مردم کف خیابان دغدغه مندند آن هم در حالی که داغ رهبر عزیز، عزیزان خویش و جگر گوشه هایشان را دیده اند، خانه و کارخانه و بخشی از زیرساخت هایشان خراب شده و مشاغلشان از بین رفته، زخمی رنج های اقتصادی و “کودتای دی ماه” هستند و خاطره پر رنج “برجام” و شهادت سردار شهید سلیمانی را هنوز التیام نبخشیده اند، با کودکان کالسکه و جنین های در شکم در میادین حاضرند، بجای درک شدن، به انواع برچسب ها متهم شدند.
هیچکس با ایشان درباره نگرانی هایشان سخن نگفت و آرامشان نکرد اما دلسوزان نظام( که البته به اشتباه) و به زعم عده ای “تفرقه افکنان تریبون به دست” مشغول به کار شدند و ابتدا هم از اسم رمزی عجیب بهره بردند که هرکس مخالف نظر ایشان است پس بر طبل دشمن می کوبد
!
مردم عادی از مناسبات میدان نه می دانستند و نه بنای اطلاع را داشتند اما محکوم به دخالت در امور نظامی و جزییات رزم و مردان مبارزه شدند.
آنها درباره مذاکرات نگران بودند اما سوابق جبهه و جنگ سردار عزیز قالیباف و عقبه انقلابی همراهان به سرشان کوبیده شد!
آنها نگران شهادت شیعیان و تضعیف و تنهایی حزب الله لبنان بودند اما محکوم به انواع برچسب های رقت انگیز و توجیهات فضایی نظیر غش کردن در دامن جنگ روانی دشمن شدند.
آنها نگران نقش خود بودند در آرمان های وطن و انقلاب، اما عده ای به ایشان تهمت ناروا زدند.
تریبون دست کسانی است که با عناوین و ظاهر مختلف، یک خط دستور دارند؛
اما این مردم نیاز به شنیده شدن دارند. نیاز به آرام شدن دارند، نیاز به اقناع از طرف امینان خویش دارند وگرنه برای برچسب خوردن که سابقه دارند؛ از “لبو فروش و بی شناسنامه” تا “ترسو و لرزان و دلواپس” و بسیاری عناوین دیگر را پذیرا بوده اند.
با تمام احترام؛ شما را به خدا آقایان تریبون به دست این شب ها، بیایید مردمی را که پای کار همه آرمان ها ایستاده اند، منفعل نکرده و عرصه را برای دشمن قداری که یقینا دل به وحوش داخلی اش بسته باز نکنید.
با مردم مهربان باشید، اگر نمی توانید سخنی آرام بخش بگویید، سکوت کنید.
اصلا چند روز تریبون ها را تعطیل کنید.
برنامه های تحلیلی را کنار بگذارید.
در تجمعات و رسانه ها سخنرانی نکنید و مطلبی در مکان های مختلف مجازیتان نگذارید و سخن گفتن در قالب جهاد تبیین!!! را رها کنید تا مردم -که با گرایشات و سلایق مختلف، تنها نقطعه مشترکشان وطن و انقلابشان است- احساس رها شدن نداشته باشند.
لااقل به فکر انتخابات پیش رو باشیدکه به مشارکت همین مردم نیاز دارید!
اینکه مردم به دید بلندگوی تفرقه و افترا به تریبون ها نگریسته و تریبون ها هم به مردم انگ های مختلف بزنند، فقط و فقط مطلوب دشمن است و دقیقا همان پازل در حال تکمیل ایشان!