در آستانه هفته دفاع مقدس؛ مدرسه راهبردی با تجربه ۸ ساله ۱۲ و ۴۰ روزه

در آستانه هفته دفاع مقدس؛ مدرسه راهبردی با تجربه ۸ ساله ۱۲ و ۴۰ روزه

دفاع مقدس اگرچه روی کاغذ جنگی است که تمام شد، اما یقینا کلاس درسی است که هنوز تمام نشده است. ما از دفاع مقدس برای جنگ‌های امروز و فردا چه یاد گرفته‌ایم؟

دفاع مقدس فقط یک مقطع تاریخی نیست؛ یک مدرسه است. مدرسه‌ای که در آن ایران آموخت چگونه در برابر دشمنی که از نظر تجهیزات، پشتیبانی خارجی و توان هوایی و اطلاعاتی دست بالا را دارد، دوام بیاورد، خودش را بازسازی کند و جنگ را به عرصه‌ای تبدیل کند که محاسبات دشمن در آن به سادگی قابل اجرا نباشد.

اما مدرسه دفاع مقدس فقط درس پیروزی ندارد؛ درسِ اشتباهات پرهزینه هم دارد.

امروز دیگر نمی‌توان با همان ادبیات دهه ۶۰ درباره جنگ حرف زد. جنگ تغییر کرده است.

جنگ‌های جدید فقط در خط مقدم اتفاق نمی‌افتند؛ در آسمان، در دریا، در فضای سایبری، در عملیات اطلاعاتی، در اقتصاد، در رسانه و حتی در افکار عمومی جریان دارند.

جنگ ۱۲روزه سال گذشته این واقعیت را به شکل عریان‌تری نشان داد؛ حملات گسترده، ضربه‌های اطلاعاتی، آسیب‌پذیری‌های پدافندی و هدف قرار گرفتن فرماندهان و زیرساخت‌ها نشان داد که صرف برخورداری از موشک و توان تهاجمی، برای ساختن یک بازدارندگی کامل کافی نیست. در عین حال، توان ایران برای وارد کردن ضربه متقابل نیز بخشی از معادله را تغییر داد.

و جنگ ۴۰روزه، در کنار آنچه در جبهه‌های سوریه و لبنان و در نبردهای یمن و دریای سرخ رخ داده، یک پیام مهم‌تر دارد:

دشمن امروز لزوماً از همان جایی حمله نمی‌کند که انتظارش را داریم.

یمن نشان داده است که یک بازیگر منطقه‌ای با توان موشکی و پهپادی می‌تواند امنیت یک مسیر مهم دریایی را تحت تأثیر قرار دهد؛ گزارش‌های اخیر نیز از تداوم توان حوثی‌ها و فشار آنها بر کشتیرانی در دریای سرخ حکایت دارد.

سوریه هم یک درس متفاوت دارد: هیچ عمق راهبردی برای همیشه تضمین‌شده نیست. تغییر موازنه سیاسی و نظامی می‌تواند در زمانی کوتاه، محاسبات چندین ساله را دگرگون کند.

لبنان نیز نشان داده است که داشتن قدرت نظامی به‌تنهایی کافی نیست؛ باید دید این قدرت در چه محیط سیاسی، اجتماعی، اطلاعاتی و جغرافیایی قرار گرفته و دشمن برای فرسایش آن چه برنامه‌ای دارد.

و هرمز؟

هرمز یادآور این واقعیت است که جغرافیا خودش یک سلاح است، اما فقط برای کسی که از پیش برای استفاده از آن آماده شده باشد. تنگه‌ای که بخش بزرگی از انرژی جهان از آن عبور می‌کند، در صورت تبدیل شدن به میدان درگیری، می‌تواند معادلات منطقه و حتی اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. در درگیری‌های اخیر نیز هرمز به یکی از محورهای اصلی رویارویی ایران و آمریکا تبدیل شد.

اما مهم‌ترین درس دفاع مقدس شاید جای دیگری باشد:

دشمن را دست‌کم نگیریم

در دفاع مقدس، هرجا دشمن دست‌کم گرفته شد، هزینه دادیم؛ و هرجا توانایی واقعی او دقیق‌تر شناخته شد، امکان طراحی پاسخ بهتر فراهم شد.

این درس امروز حتی مهم‌تر است.

نباید با توهم شکست‌ناپذیری زندگی کرد.

اما نباید با بزرگ‌نمایی قدرت دشمن نیز کشور را از درون خلع سلاح کرد.

بازدارندگی واقعی یعنی دشمن بداند حمله برایش هزینه‌ای خواهد داشت که حاضر به پرداخت آن نیست.

و این بازدارندگی فقط با موشک ساخته نمی‌شود.

با اطلاعات ساخته می‌شود؛
با پدافند ساخته می‌شود؛
با امنیت فرماندهان و مراکز حساس ساخته می‌شود؛
با اقتصاد مقاوم و زیرساخت امن ساخته می‌شود؛
با توان سایبری و جنگ الکترونیک ساخته می‌شود؛
با دیپلماسی ساخته می‌شود؛
و مهم‌تر از همه، با جامعه‌ای ساخته می‌شود که در لحظه بحران دچار فروپاشی اعتماد نشود.

عبرت نگرفتن هم هزینه دارد

یکی از خطرناک‌ترین برداشت‌ها از دفاع مقدس این است که فقط قسمت پیروزی‌های آن را ببینیم.

اگر قرار باشد هر شکست یا آسیب با شعار پوشانده شود، دیگر از جنگ چیزی نیاموخته‌ایم.

دفاع مقدس به ما یاد داد که اعتراف به ضعف، تسلیم نیست؛ شرط اصلاح ضعف است.

اگر در جنگ‌های اخیر ضعف اطلاعاتی داشتیم، باید آن را اصلاح کنیم.

اگر پدافند در نقطه‌ای آسیب‌پذیر بود، باید آن نقطه را پیدا کنیم.

اگر فرمانده یا مرکز حساس به‌سادگی قابل شناسایی بود، باید بفهمیم چرا.

اگر بخشی از جامعه در جنگ روانی دشمن دچار تردید شد، باید علت آن را بشناسیم.

اگر اقتصاد در برابر فشار جنگ آسیب‌پذیر شد، باید پیش از جنگ بعدی آن را ترمیم کنیم.

این‌ها شکست‌نامه نیست؛ نقشه راه امنیت ملی است.

دفاع مقدس را نباید موزه‌ای کرد

بزرگداشت دفاع مقدس زمانی معنا دارد که رزمنده امروز بداند دشمن چگونه فکر می‌کند.

اگر رزمندگان دهه ۶۰ با سنگر، خاکریز و عملیات شبانه مواجه بودند، رزمنده امروز ممکن است با پهپاد، ماهواره، هوش مصنوعی، جنگ الکترونیک، عملیات سایبری و ترور هدفمند روبه‌رو شود.

اگر آن روز حفظ یک ارتفاع اهمیت داشت، امروز ممکن است حفظ یک مرکز داده، شبکه ارتباطی، سامانه پدافندی یا زنجیره تأمین اهمیت بیشتری داشته باشد.

نسل امروز باید همان روحیه دفاع مقدس را داشته باشد، اما با ابزار و دانش قرن جدید.

عبرت یعنی چه؟

عبرت گرفتن یعنی نه از گذشته بترسیم و نه در آن متوقف شویم.

یعنی پیروزی‌ها را بشناسیم تا تکرار شوند و شکست‌ها را بشناسیم تا تکرار نشوند.

اگر از دفاع مقدس فقط «حماسه» را یاد بگیریم، نیمی از حقیقت را از دست داده‌ایم.

دفاع مقدس به ما می‌گوید:

آمادگی قبل از جنگ ارزان‌تر از جبران غافلگیری در جنگ است.

اعتماد به توان داخلی ضروری است، اما خودکفایی بدون به‌روزشدن علمی کافی نیست.

قدرت نظامی لازم است، اما بدون اطلاعات دقیق و امنیت داخلی، آسیب‌پذیر می‌شود.

قدرت منطقه‌ای ارزشمند است، اما باید هزینه‌ها، فرصت‌ها و سناریوهای از دست رفتن هر یک از این عمق‌ها نیز محاسبه شود.

و از همه مهم‌تر:

هیچ جنگی دقیقاً شبیه جنگ قبلی نیست.

اگر دشمن را با عینک سال ۱۳۶۰ ببینیم، ممکن است جنگ سال ۱۴۰۵ را نبینیم.

هفته دفاع مقدس امسال می‌تواند فرصتی باشد برای اینکه به جای تکرار صرف خاطرات، یک بار دیگر دفتر آن مدرسه را باز کنیم؛

هم پیروزی‌ها را بخوانیم،
هم اشتباهات را،
هم نقاط قوت را،
هم غافلگیری‌ها را.

چون جنگ بعدی، اگر روزی تحمیل شود، به احترام خاطرات ما با قواعد گذشته وارد نخواهد شد.

دفاع مقدس تمام شده است؛ اما مسئولیتِ دفاع، آمادگی و عبرت گرفتن هنوز تمام نشده.