از اروندرود تا تنگه هرمز، چرا ایران شکست نمیخورد؟
در ساعت ۱۱ صبح ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، نخستین توپ عراقی توسط صدام حسین به سوی مواضع ایرانی در اروندرود شلیک شد. حدود یک ساعت بعد، در ساعت ۱۲:۳۰، ارتش عراق تهاجم گسترده هوایی و زمینی خود را با اسم رمز «یومالرعد» یا روز صاعقه آغاز کرد. ۱۹۲ فروند جنگنده عراقی به پایگاههای هوایی ایران در تهران (مهرآباد)، اصفهان، شیراز، اهواز، بوشهر، همدان، کرمانشاه، تبریز و چند شهر دیگر حمله کردند. همزمان با حمله هوایی، ۱۲ لشکر پیاده و زرهی و ۳۰ تیپ مستقل عراقی به سمت مرزهای ایران گسیل شدند.
نیروهای عراقی حمله خود را برقآسا شروع کردند و با حدود ۴۵۰۰۰ نفر نیرو، در سه محور اصلی حمله خود را سازماندهی کردند. در محور جنوب ارتش عراق به سرعت شهرهای خرمشهر، آبادان و اهواز را محاصره کردند. در مرکز شهر مهران را تصرف و در محور شمال به ارتفاعات قصرشیرین دست یافتند. صدام حسین در جملهای کوتاه خطاب به وزیر دفاع خود میگوید:«تا نیم ساعت دیگر کمر ایران خواهد شکست» و این سرآغاز جنگ هشتساله رژیم بعث عراق بر علیه ملت ایران است.
روزنامه گاردین یک روز پس از تهاجم عراق با تیتر:«جنگی آشکار با بمباران ایران توسط عراق» به تشریح مسائل مربوط به جنگ ایران و عراق پرداخت و در گزارشی گفت:«جنگندههای جت عراقی برای دومین بار در کمتر از ۱۲ ساعت، به عمق ایران نفوذ کرده و هفت فرودگاه و ایستگاه رادار خاموش ایران را بمباران کردند. عراق همچنین تهدید کرد که جنگ را به تنگه استراتژیک هرمز گسترش خواهد داد.نزدیک به یکسوم تمام نفت مصرفی جهان از این تنگه عبور میکند.» چند روز بعد روزنامه ایندیپندنت در تیتری اعلام کرد:«عراق دست برتر را به دست میآورد» همه گزارشات خبر از پیروزی زودهنگام رژیم بعث عراق میدهند. اما برخلاف پیشبینیها در ادامه جنگ، پیشروی زمینی عراق با مقاومت شدیدی مواجه شد. در جریان تصرف خرمشهر ارتش عراق که برای جنگ شهری آماده نبود متحمل بیش از ۷۰۰۰ تلفات و از دست دادن ۱۰۰ تانک شده تا شهر را به تصرف دربیاورد.
این مقاومت باعث شد عراقیها از حمله مستقیم به شهرهای بزرگ دست بکشند و به محاصره آبادان روی آورند. نیروهای ایرانی موفق شدند پیشروی دشمن را در بسیاری از جبههها متوقف کنند و از دستیابی ارتش عراق به اهداف از پیش تعیینشدهاش جلوگیری نمایند. این شکست راهبردی درست در زمانی رخ داد که دو ابرقدرت بلوک شرق و غرب با وجود تقابل حاصل از جنگ سرد و همچنین درگیریهای نظامی در مناطق مختلف از جمله افغانستان، همزمان به دولت بعث عراق برای حمله نظامی به ایران، کمک نظامی و مالی میکردند. حمایت شوروی و آمریکا به صورت همزمان از رژیم بعثی عراق در نوع خود جالب توجه بود. در سال ۱۹۸۳، آندری گرومیکو وزیر امور خارجه شوروی، اولین موضع رسمی حمایت از عراق را اعلام کرد.
شوروی حدود ۲۰۰۰ مستشار نظامی به عراق اعزام کرد و تسلیحات سنگینی از جمله تانکهای T-72 و جنگندههای MiG در اختیار ارتش عراق قرار داد. از طرفی دیگر دونالد رامسفلد به عنوان فرستاده ویژه ریگان به بغداد سفر کرد و با صدام دیدار نمود و درهمان سال عراق از لیست کشورهای حامی تروریسم آمریکا حذف شد. وقوع انقلاب و درگیریهای سیاسی داخلی در ایران، آمادگی رزمی ارتش بعثی عراق، حمایتهای بلوک شرق و غرب از رژیم بعث همگی نشان از تضعیف جمهوری اسلامی ایران در شرایط جنگ میداد. اما برخلاف تصورات و تحلیلها، جنگ با پیروزی ایران به اتمام رسید.
اما این سوال مطرح است که چطور با وجود اوضاع نابسامان داخلی ایران، حمایتهای سیاسی، نظامی و مالی آمریکا و شوروی از رژیم بعث و انگیزه بالای ارتش عراق، جمهوری اسلامی ایران شکستی راهبردی متحمل نشد و سرانجام بدون از دست دادن یک وجب خاک، خط مرزی اروندرود را تثبیت کرد؟ یا چطور در میانه جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل، درست در هنگامهای که کشور درگیر اغتشاشات و تحریمهای شدید اقتصادی بود، جمهوری اسلامی ایران در برابر حمله متجاوزین که با پشتوانه کشورهای عربی و بمبافکنهای استراتژیک، جنگندههای نسل پنجم و ناوهای هواپیمابر همراه بود مقاومت کرد و مدیریت راهبردی تنگه هرمز را بدست گرفت؟
نگاه برتریجویی و شکستناپذیری بیشتر حاصل آن منطقیست که پیروز جنگ را ابرقدرتهایی میداند که هواپیماها یا ناوهای بزرگتری دارند و این صفت برترین در تکنولوژی و اندازه را مبنای تصمیمات خود قرار میدهند. همان منطقی که بارها در مقابل ایران به سختی شکست خورده است.
گزارش گزارشگر بیبیسی در جریان دوره جنگ تحمیلی در نوع خود قابل توجه است. او در مصاحبهای با عنوان «زیبایی و وحشت جنگ ایران و عراق» جملهای از مهدی طالتی نوجوان ۱۵ ساله ایرانی ضبط میکند که بسیار حائز اهمیت است. مهدی طالتی درباره انگیزهاش برای رفتن به جبهه میگوید:«ما امام خمینی را دوست داشتیم و وقتی او دستور دفاع از کشور را داد، ما با خوشحالی به ندای او پاسخ دادیم. تمام نسل من رفتند و فکر میکنم ما با شادی رفتیم.» بنظر میآید موازنهها دقیقا از اینجا تغییر میکنند.
در جاییکه ارزش خون از شمشیر بالاتر است و قدرت رابطهای مستقیم با عالم معنا دارد. جاییکه وعده صبر و استقامت و پیروزی در مقابل وعده رفاه در جهان آمریکایی قرار میگیرد و توازن را بر هم میزند. شور انقلابی جامعه را به حرکت وامیدارد، به مبارزه فرامیخواند و با هر شکست طرحی نو در میاندازد. اما انقلاب اسلامی ایران ویژگی دیگری نیز دارد. انقلاب اسلامی ایران بر حقیقت متصل است، در مسیر حق میرود و بر عالم غیب ایمان دارد. و اینگونه است که هیچوقت شکست نمیخورد.