روایت یک عهد آسمانی…

روایت یک عهد آسمانی…

رفیق شش دونگ هم بودند؛به هم گفته بودن هر کی اول شهید شد باید بره درِ خونه سیدالشهدا علیه السلام بست بشینه تا شهادت اون یکی رو از آقا  بگیره

 

مصطفی گفت: نری، آبروریزی راه میندازم! مرتضی گفت: هر کی نره

شهید پَستیه!

 

چند وقت بعد؛تیر توی‌ پهلوی‌ مصطفی…تیر توی‌ گلوی‌ مرتضی…

و سالگرد مصطفی شد چهلم مرتضی !