زمانی برای هوشیاری

زمانی برای هوشیاری

 

 

بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ

 

بلکه حق را بر باطل می‌کوبیم تا آن را درهم شکند. (انبیاء: ۱۸)

 

پس از ۵۰ روز تجاوز نظامی، آمریکا و اسرائیل به هیچ‌یک از اهداف خود نرسیدند. ایران تنگه هرمز را بست، واشنگتن با تحریم دریایی پاسخ داد.

 

ترامپ ابتدا اعلام کرد آتش‌بس را تمدید نمی‌کند، اما تنها ۷ ساعت بعد میان دو گزینه قرار گرفت: جنگ تمام‌عیار یا بازگشت به آتش‌بس. او گزینه دوم را برگزید، اما این آتش‌بس نیست؛ مانور خطرناکی است.

 

خطر واقعی: آتش‌بس‌های مکرر، ایران را در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» نگه می‌دارند؛ وضعیتی خطرناک‌تر از جنگ. در این شرایط برنامه‌ریزی بلندمدت متوقف می‌شود، سرمایه‌گذاری فلج می‌شود، و فشار مزمن ایجاد می‌شود. این دقیقاً همان چیزی است که واشنگتن می‌خواهد: فلج کردن ایران بدون شلیک یک گلوله.

 

ایران برای نخستین بار در تاریخ به دو ابرقدرت نظامی ضربه زد. اکنون واشنگتن می‌خواهد با فشار اقتصادی، آنچه را با بمب نگرفت به دست آورد: فروپاشی اقتصادی، شکاف داخلی، و مذاکره تحت فشار.

 

این آتش‌بس فریبنده، فرصتی است برای بازنگری در حکمرانی. اقتصاد آسیب‌دیده نیازمند ساختار چابک و کارآمد است. دولت و نیروهای مسلح در این ۵۰ روز عملکرد موفقی داشتند، اما اکنون باید تحول ادامه یابد.

 

مردمی که با فداکاری ایستادند، حق دارند شاهد تغییر واقعی باشند. این تحول باید با تفویض اختیار به استانداران و راه‌اندازی کانون‌های محله‌محور آغاز شود تا بار بر دوش دولت مرکزی نباشد. همیاری ملی باید از مسجد محله تا دفاتر تصمیم‌گیری جاری شود.

 

چابک‌سازی برای تقویت اقتصاد مقاومتی دیگر انتخاب نیست؛ ضرورت است.

 

✅ راه پیش رو

 

آمادگی نظامی، وحدت ملی، اقتصاد مقاومتی و دیپلماسی فعال، چهار ستون پاسخ ماست. فشار اقتصادی پایان جنگ نیست؛ فصل خطرناک‌تر آن است.

 

ایران نباید در این تله بیفتد. باید با قاطعیت اعلام کرد: یا صلح واقعی با تضمین‌های قابل اتکا، یا آمادگی کامل برای جنگ. وضعیت معلق، به نفع دشمن است.

 

پیروزی از آن کسی است که هم قوی بماند، هم هوشیار، هم از تله (نه جنگ، نه صلح) بگریزد.

 

داداش زاده