سناریوهای جنگ فرسایشی و اقدامات پیشنهادی برای ایران

سناریوهای جنگ فرسایشی و اقدامات پیشنهادی برای ایران

چالش‌های راهبردی کلان

– *فقدان رهبری استراتژیک*: پس از شهادت سردار سلیمانی و دکتر لاریجانی، خلأ شخصیت‌هایی با ترکیب مهارت‌های نظامی-دیپلماتیک مشهود است که توانایی تغییر صحنه بازی را داشته باشند.

– *رویکرد دفاعی انفعالی*: علیرغم بیش از ۶۰ موج عملیات، استراتژی غالب هنوز پدافندی است و فاقد کلان‌راهبرد تهاجمی هماهنگ برای تغییر موازنه قدرت.

– *آسیب‌پذیری زیرساختی*: هدف‌گیری زیرساخت‌های حیاتی (پارس جنوبی، برق، گاز) نشان‌دهنده انتقال جنگ به مرحله جدیدی است که تاب‌آوری سبک زندگی فعلی را به چالش می‌کشد.

– *شکست در بازدارندگی*: ترورهای هدفمند مسئولان و عدم پاسخ‌های بازدارنده مؤثر، نگرانی‌های امنیتی را تشدید کرده است.

 

*اهداف استراتژیک محوری*

۱. *تغییر موازنه امنیتی*: ایجاد شوک در معادلات منطقه‌ای از طریق تنبیه نمونه‌ای رژیم‌های عربی همسو با دشمن.

۲. *انتقال جغرافیای جنگ*: انتقال درگیری‌ها از خاک اصلی به جبهه‌های ثانویه (باب‌المندب، بحرین، سوریه) برای کاهش فشار مستقیم.

۳. *بازدارندگی آتی*: طراحی پاسخ‌هایی که هزینه‌های آینده اقدامات دشمن را به سطح غیرقابل‌تحمل برساند.

۴. *حفظ انسجام داخلی*: تقویت تاب‌آوری اجتماعی و اقتصادی در برابر جنگ زیرساختی بلندمدت.

 

*محورهای اقدام پیشنهادی*

 

*الف) اقدامات نظامی-امنیتی*

– *گشایش جبهه‌های جدید*:

– تمرکز بر تنگه باب‌المندب برای ایجاد شوک انرژی و پراکنده‌سازی توجه دشمن.

– عملیات غافلگیرانه علیه مراکز فرماندهی در اردن/سوریه به‌عنوان پیش‌نیاز جنگ زمینی.

– *تقویت جنگ نامتقارن*:

– ایجاد واحدهای سایبری سراسری با تمرکز بر زیرساخت‌های حیاتی آمریکا/اسرائیل.

– به‌کارگیری نیروهای ویژه برای حملات محدود اما دقیق با اثرگذاری نمادین.

– *بازدارندگی هدفمند*:

– پاسخ‌های سریع و مشهود به ترورها برای شکستن چرخه اقدامات دشمن.

– استفاده از ظرفیت‌های غیرمتعارف (مثل شرکت‌های پوششی برای عملیات امنیتی.

 

*ب) تحولات دیپلماتیک*

– *دیپلماسی چندسطحی*:

– راه‌اندازی شبکه‌سازی دیپلماسی غیررسمی از طریق شخصیت‌های غیررسمی اما اثرگذار.

– فعال‌سازی “خط اضطراری” با جناح‌های غیرترامپی آمریکا برای مدیریت بحران‌ها.

– *ائتلاف‌سازی منطقه‌ای*:

– استفاده از حکم جهاد برای ایجاد هسته‌های مقاومت مردمی در کشورهای همسایه.

– برگزاری اجلاس مجازی عید فطر برای بسیج ظرفیت‌های جهان اسلام.

– **به‌کارگیری دیپلماسی شفاف*:

– گفت‌وگو با اندیشکده ها در حوزه‌های غیرامنیتی (تغییرات اقلیمی، انرژی، ائتلاف های منطقه ای) برای شکست ایزوله‌سازی

 

*ج) اقدامات اقتصادی-اجتماعی*

– *شوک انرژی کنترل‌شده*:

– اجرای سناریوی “نفت برای هیچ‌کس” با زمان‌بندی حساب‌شده برای حداکثر تأثیر بر بازارهای جهانی.

– ترویج فرهنگ “مصرف حداقلی انرژی” در سطح ملی برای افزایش تاب‌آوری در جنگ زیرساختی.

– *اقتصاد مقاومتی مردمی*:

– طراحی مدل “جمع‌سپاری محله‌محور” با استفاده از مدارس و مساجد به‌عنوان کانون‌های خدمات‌رسانی.

– ایجاد سازوکارهای معیشتی جایگزین برای کاهش فشار اقتصادی بر اقشار آسیب‌پذیر.

– *جنگ اقتصادی غیرمستقیم*:

– راه‌اندازی شرکت‌های پوششی در کشورهای ثالث برای نفوذ در اقتصاد کشورهای هدف.

 

*د) تحولات راهبردی*

– *بازطراحی بازی بزرگ*:

– عبور از سناریوی “مرد دیوانه” به سمت “تغییر زمین بازی” با تمرکز بر جبهه‌های آمریکای لاتین (ونزوئلا) و درون‌مرزی آمریکا.

– استفاده همزمان از فشار بر چین (با یادآوری خطر عقب‌افتادگی فناوری از چین) و روسیه.

– *وحدت فرماندهی راهبردی*:

– ایجاد شورای هماهنگی عملیاتی با اختیارات فراقوه برای یکپارچه‌سازی اقدامات نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک.

– طراحی “نقشه راه موفقیت” با شاخص‌های کمی برای پایش پیشرفت به سمت اهداف کلان.

 

*توصیه‌های فوری*

۱. *اجتناب از جزئی‌بینی*: جلوگیری از موازی‌کاری و تمرکز بر “صفحه اصلی پازل” به‌جای موفقیت‌های جزئی.

۲. *فوریت انتقال از پدافند به آفند*: بازطراحی استراتژی با محوریت تهاجم هوشمند در حوزه‌های غیرنظامی.

۳. *سرمایه‌گذاری بر تاب‌آوری اجتماعی*: تدوین بسته‌های حمایتی برای مقابله با اثرات جنگ زیرساختی بر زندگی روزمره.

۴. *بهره‌گیری از فرصت‌های تاریخی*: استفاده از ظرفیت حکم جهاد برای بسیج مردمی فرامرزی و تغییر معادلات منطقه‌ای.

 

پیاده‌سازی این راهبرد مستلزم خروج از “روال‌های پیش‌بینی‌پذیر” و پذیرش ریسک‌های حساب‌شده در چارچوب “بازی مرد دیوانه‌تر” است، اما با هوشمندی برای جلوگیری از تخریب کامل منطقه که می‌تواند به نفع دشمن تمام شود.