سند راهبردی برونرفت تهاجمی ایران در تقابل با تهاجم ایالات متحده
دفاع سرزمینی و مقاومت مردمی*:
در گام نخست و حیاتیترین بخش دفاع سرزمینی، باید بلافاصله عملیات مسلح کردن گسترده مردم مناطق جنوبی را آغاز کرد. توزیع سریع انواع سلاحهای سبک و بهویژه دوشپرتاب در میان مردم، بسیج عمومی را به یک نیروی مقاومت متفرق و مرگبار تبدیل میکند تا هر پیشروی زمینی دشمن با تلفات سنگین و استهلاک کامل نیروهای متجاوز مواجه شود و هزینه جنگ برای دشمن به سطح غیرقابل تحمل برسد.
*امنیت مرزهای شرقی و خنثیسازی نیابتیها*:
برای خنثیسازی نفوذ گروههای نیابتی دشمن مانند جیشالعدل در حاشیه شرقی، تعامل سطح بالا و فوری با مولوی عبدالحمید جهت آرامسازی سیستان و بلوچستان و سپردن امنیت محلی به ظرفیتهای بومی الزامی است تا از هرگونه درگیری داخلی در حین جنگ خارجی جلوگیری شود.
*جنگ اقتصادی و تأمین لجستیک*:
تشکیل فوری قرارگاه عالی اقتصادی برای نظارت سختگیرانه بر قیمتها، مبارزه قاطع با گرانفروشان و تأمین ذخایر ۶ ماهه مواد اولیه و غذایی از طریق گسترش مراودات با کشورهای جایگزین، تنها راه پیشگیری از فروپاشی اقتصادی و فشار اجتماعی است.
*مدیریت افکار عمومی و انسجام ملی*:
سکوت مسئولین و عدم برقراری ارتباط مستقیم با مردم در این مقطع بحرانی، باعث ایجاد شکاف و دوقطبی شدن افکار عمومی بر اساس تحلیلهای رسانههای بیگانه شده است؛ لذا فعالسازی فوری کانالهای ارتباطی مستقیم میان حاکمیت و مردم و بهکارگیری کادرهای مورد اعتماد در خیابانها برای هدایت افکار عمومی، برای جلوگیری از هرگونه تفرقه ضروری است.
*اهرم فشار استراتژیک و شوک جهانی*:
برای وارد کردن شوک به اقتصاد جهانی و ایجاد اجماع بینالمللی علیه تداوم جنگ، هماهنگی سریع با یمن جهت بسته شدن بابالمندب الزامی است تا با یک فشار بین المللی و اقتصادی مستقیم بر دولت ترامپ، او را به عقبنشینی مجبور کند.
*استراتژی بازدارندگی تهاجمی*:
رویکرد عملیاتی ایران باید بر اساس پیشبینیناپذیری مطلق باشد؛ دشمن نباید با یک ایران دفاعی روبرو باشد که اگر به آن حمله ای شود جوابی در حد انتظارات آنها را بدهد، باید با نسخهای بیسابقه از خشم، درندگی و تهاجم روبرو شود تا وحشت در دل متجاوز ریشه کند و تنها راه نجات خود را عقبنشینی ببینند. در مقابل دشمن اگر یک قدم پیشروی کنید ۱۰ قدم عقب نشینی میکند و اگر یک قدم عقب نشینی کنید ۱۰ قدم پیشروی خواهند کرد .
دیپلماسی در خدمت میدان
دیپلماسی نباید به عنوان مسیری برای صلح یا مذاکره در موضع ضعف دیده شود، باید به عنوان ابزاری برای مدیریت خروجی جنگ و معقولسازی شرایط در سطح بینالمللی به کار گرفته شود. در یک جنگ تمامعیار، دیپلماسی تنها زمانی اثرگذار است که بازوی سیاسی ضربات مهلک در میدان باشد. تیم وزارت خارجه باید با تکیه بر پیروزیهای میدانی، شرایط را برای تحمیل مفاهیم جدید از قدرت ایران به دشمن فراهم کند و پنجرههای دیپلماتیک را تنها برای خروجیهای برد-برد از دیدگاه ملی باز نگه دارد.