مدارس شاهد زیر تیغ؛ از مصوبه مجلس تا نفوذ برای حذف
این نخستینبار نیست که موضوع حذف یا ادغام مدارس شاهد مطرح میشود. در سال ۱۳۹۸، مجلس در جریان بررسی مقررات آموزشوپرورش، حذف یا ادغام برخی مدارس از جمله مدارس شاهد را مطرح کرد؛ اما این موضوع با ایراد شورای نگهبان مواجه شد. در آن مقطع تأکید شد که مدارس شاهد بر اساس مجوز شورای عالی انقلاب فرهنگی شکل گرفتهاند و تعیین تکلیف آنها صرفاً با مصوبه مجلس امکانپذیر نیست.
اکنون همان موضوع با عنوان «کاهش تنوع مدارس» دوباره در حال پیگیری است؛ در حالی که همزمان، ایده تمرکز مدارس شاهد در مراکز استانها و حذف یا محدودسازی آنها در سایر شهرها نیز مطرح شده است؛ تصمیمی که میتواند دانشآموزان برخی شهرها را برای ادامه تحصیل ناچار به جدایی از خانواده و سکونت در خوابگاه کند.
اما پرسش اینجاست که چرا در حالی که مدارس شاهد طی دهههای گذشته الگویی از فعالیت آموزشی، فرهنگی و تربیتی ارائه کردهاند، اکنون صحبت از حذف یا محدودسازی آنها به میان آمده است؟ چرا قرار است سیاست کاهش تنوع مدارس، ساختارهایی را نیز دربرگیرد که مأموریت اصلی آنها حمایت از خانوادههای شهدا و ایثارگران است؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که مدارس شهریهمحور با هزینههای سنگین و رانتهای خاص همچنان در حال گسترشاند. در چنین شرایطی، این سؤال مطرح است که چه کسانی از کوچک شدن مدارس شاهد منتفع خواهند شد؟
آیا در پشت این تصمیم صرفاً یک نگاه مدیریتی و آموزشی وجود دارد یا منافع و فشارهای ذینفعان دیگری نیز در شکلگیری آن مؤثر است؟
اگر «نفوذ» را به معنای اثرگذاری منافع و شبکههای ذینفع بر تصمیمات بدانیم، افکار عمومی حق دارد بداند چه کسانی از کوچک شدن یا حذف مدارس شاهد منتفع میشوند و چه منافعی در این تصمیم وجود دارد.
شفافسازی درباره این موضوع میتواند مشخص کند که تصمیم پیشرو واقعاً محصول یک فرآیند کارشناسی است یا تحت تأثیر منافعی قرار دارد که تاکنون درباره آنها توضیح روشنی ارائه نشده است.