مصاحبه بسنت با اینترنشنال در سایه شکست استراتژی «فشار حداکثری»

مصاحبه بسنت با اینترنشنال در سایه شکست استراتژی «فشار حداکثری»

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بازوان اقتصادی جنگ علیه ایران با رسانه تروریستی ایران‌اینترنشنال مصاحبه کرده تا به «ادامه فشارها و آینده اقتصاد ایران» بپردازد. این مصاحبه دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵ در ساختمان وزارت خزانه‌داری آمریکا در واشنگتن انجام شد و در آن، بسنت از «تشدید فشارها در هشت هفته آینده»، «کمبود احتمالی سوخت» و «ضرورت ذخیره‌سازی بنزین و سوخت گرمایشی» گفت.

فارغ از واقعی یا خیالی بودن این ادعاها، ایده‌های آقا یا خانم بسنت را باید در امتداد آرزوی قبلی او درباره فروپاشی اقتصاد ایران ظرف دو هفته ارزیابی کرد. توهمی که به واقعیت نپیوست، اما حالا با ادبیاتی تازه و با محوریت سوخت و انرژی در حال بازتولید است.

نکته دیگر این گفت‌وگو مربوط به فرمت آن است که در جوخه رسانه‌ای اینترنشنال ساخت و پرداخت می‌شود و قرارگیری آن در کنار دیگر پروژه‌های رسانه‌ای این شبکه، نشان می‌دهد دشمن کماکان دل به تولید هراس در جامعه ایران بسته است. در مقابل، همراهی مردم و مدیریت مصرف، از جمله کاهش مصرف روزانه بنزین بر اساس اعداد و ارقام، نشان داده حنای دشمن اپستینی در حال باختن کمترین رنگ خود از بین‌الاذهان جامعه ایران است.

مهم‌تر از همه اینکه گویی بسنت هنوز هم نمی‌داند دولت ترامپ چه هزینه‌هایی به ایالات متحده وارد کرده است. بااین‌حال راهبرد آمریکا تنها به تحریم و جنگ محدود نمی‌شود و شامل جنگ روانی، فشار اقتصادی و تهدید نظامی هم می‌شود که نقطه تمایزش این است که این بار بوم‌رنگ هزینه‌های این تقابل جزءبه‌جزء به عاملان جنگ برگشته و برمی‌گردد.

۲ هفته تا کدام فروپاشی

حدود یک‌ماه پیش‌ازاین مصاحبه، یعنی ۵ مهر ۱۴۰۵ (۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶)، بسنت در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز در برنامه «Sunday Morning Futures» گفت فقط ۱۵میلیون بشکه از نفت ایران روی آب باقی‌مانده و احتمالاً در دو هفته آینده، آخرین محموله‌های نفت خود را به چین می‌رسانند و بعد هیچ‌چیز دیگری برای مبادله باقی نمی‌ماند. او این را «یک مجموعه خالی» نامید. بسنت ۱۵ شهریور (۶ سپتامبر) هم گفته بود تنها ۳۰ میلیون بشکه برای چین باقی‌مانده و به زودی تمام می‌شود. توهم «دو هفته تا فروپاشی» اینجا شکل گرفت. روز ۱۹ مهر ۱۴۰۵ عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی در پاسخ به او گفت: «امروز طبق وعده وزیر خزانه‌داری آمریکا، آخرین روز مهلت دوهفته‌ای فروپاشی اقتصاد ایران بود. آقای بسنت به‌جای اینکه حرف از نتیجه وعده دوهفته‌ای خود به میان آورد، حرف از چاپ پول در ایران زد… فروپاشی اقتصادی نه با تحریم و تهدید اثبات می‌شود و نه با بیانیه‌های سیاسی.» او ۱۶ مهر هم گفته بود: «بسنت اول بگوید وعده‌ای که داد چه شد!» و اینکه «فقط سه روز از این بازه باقی‌مانده است.» واقعیت این است که باوجود دو دور جنگ، محاصره دریایی از ۲۳ تیر ۱۴۰۵ و «عملیات انزوای اقتصادی» که از ۲ شهریور ۱۴۰۵ (۲۴ اوت ۲۰۲۶) آغاز شد، نه‌تنها اقتصاد ایران فرونپاشید، بلکه با همراهی مردم و درک شرایط جنگی، شرایط عملاً خلاف دستگاه محاسباتی دشمن پیش می‌رود.

پاسخ مقامات ایران و منطق اهرم

ایران جنگ روانی را بی‌پاسخ نگذاشت. محسن رضایی، دبیر شورای‌عالی امنیت ملی در ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ گفت: «جنگ اقتصادی با یک منطقه ممنوعه دریایی در سراسر خلیج فارس تا محدوده محاصره پاسخ داده خواهد شد.» این پاسخ منطقی و طبیعی آن است که اگر فشار اقتصادی بیشتر شود، پاسخش در سطحِ منطقه و انرژی خواهد بود. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور نیز در ۴ شهریور گفت: «آمریکا همان‌طور که در جنگ با رشادت نیروهای مسلح و حمایت و پشتیبانی مردم نتوانست کاری از پیش ببرد، در این مرحله نیز با فشار اقتصادی طرفی نخواهد بست.» و ۱۶ مهر گفت: «هر فشار و تحریمی که توانستند علیه ما اعمال کردند تا نتوانیم به مردم خود خدمت کنیم، اما ما مصمم هستیم با تمام توان به مردم خدمت کنیم و نیازهای آنان را مرتفع سازیم.»

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس هم روز ۹ مهر در پاسخ به ادعای «دو هفته تا فروپاشی» نوشت که دولت آمریکا در گذشته وام‌های زیادی با نرخ بهره نزدیک به صفر گرفته بود و حالا موعد پرداخت این وام‌ها رسیده و دولت مجبور است برای تسویه آن‌ها، وام‌های جدید با نرخ بهره بسیار بالاتر بگیرد و افزود: «نقش ایران در بسته نگه داشتن تنگه هرمز و بالا نگه داشتن قیمت انرژی و همچنین اثرگذاری بر افزایش بازده اوراق قرضه، خزانه‌داری آمریکا را با بحران فزاینده روبه‌رو کرده و تمام دردسرهای او را تشدید ساخته است؛ به عبارتی آمریکایی‌ها تا حل این مسائل از طریق احترام به حقوق ملت ایران، توان غلبه بر این مشکلات اقتصادی را نخواهند داشت.»

سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه هم در ۱۹ شهریور در پاسخ به بسنت نوشت: «وزیر خزانه‌داری آمریکا با خوشحالی به خود می‌بالد که می‌خواهد ایرانیان را فقیر کند و اقتصاد ما را به فروپاشی بکشاند. اما در عوض او درمانده و ناتوان در برابر افکار عمومی قرار گرفته است، در حالی که جهان روزبه‌روز اعتماد خود را به نظام مالی آمریکا بیشتر از دست می‌دهد. بحران ناشی از هزینه تأمین مالی بدهی‌های آمریکا تنها آغاز ماجراست.»

او در جای دیگری به سلسله شکست‌های ادعاهای آمریکا اشاره کرد و نوشت: «۱۴ سال پیش: «فلج‌کننده‌ترین تحریم‌های تاریخ.» شکست خورد. ۸ سال پیش: «فشار حداکثری.» شکست خورد. ۵ ماه پیش: «تسلیم بی‌قید و شرط.» شکست خورد. امروز: «کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ.» این هم محکوم به شکست است.»

صهیونشنالیسم در اتاق جنگ

جالب‌ترین بخش ماجرا، میزانسن مصاحبه است. جایی که یک‌طرف آن شبکه تروریستی اینترنشنال ایستاده و طرف دیگر مهم‌ترین بازوی اعمال فشار چنددهه‌ای علیه مردم ایران قرار دارد. بدترین قسمت آن، جایی است که روشن می‌شود با همه فاندها و حمایت‌های سنگین مالی و سیاسی غرب از این رسانه‌ها، بازهم وزیر خزانه‌داری بازوی رسانه‌ای خود را ضعیف می‌بیند و خودش وارد عمل می‌شود که البته این هم کارساز نیست.

اگر به بخش‌های دیگر این مصاحبه دقت کنید، سؤال‌ها – درباره تراستی‌ها، رمزارزها، تضمین اینکه حکومت ایران پس از توافق پایبند بماند – همگی در چهارچوب همان طرح فشار حداکثری آمریکا قرار می‌گیرند. این طرح چند بعد نظامی دارد؛ سه دور جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران شامل جنگ‌های «دوازده‌روزه»، «رمضان» و «محاصره دریایی» و تهدید دائمی ازسرگیری عملیات. یک بعد اقتصادی دارد: «عملیات انزوای اقتصادی» از ۲ شهریور ۱۴۰۵ (۲۴ اوت ۲۰۲۶) و تحریم‌های هماهنگ و روزمره. یک بعد روانی دارد مثل وعده‌های «دو هفته تا فروپاشی»، «بنزین و سوخت گرمایشی کم می‌شود»، «مالیات ندهید»، «ذخیره کنید» و یک بعد دیپلماتیک دارد، همچون هشدار درباره مذاکرات، اصرار بر «شروط اضافه‌شده» و تحریمِ کشورهای واسطه.

مردم چطور حملات اقتصادی را هم خنثی کردند؟

در بخشی از مصاحبه بسنت از سوخت و گازوئیل می‌گوید: «برایم باورکردنی نیست کشوری که سومین منابع بزرگ انرژی جهان را دارد، نتواند بنزین کافی برای نیاز داخلی تولید کند.» و از مردم خواست: «هر چیزی را که برای زمستان لازم دارید، همین حالا تهیه کنید. ذخیره‌کردن سوخت را شروع کنید. کمبود شدیدی در سوخت گرمایشی پیش خواهد آمد. در مورد بنزین هم همه باید همین حالا باک خودروهایشان را پر کنند.» این هم ادعایی است مثل همان نابودی دو هفته‌ای اقتصاد ایران. بنابراین باید آن را کنار اعداد و ارقام واقعی گذاشت.

اما مردم بدون توجه به این لفاظی‌ها، رفتار مصرفی خود را با شرایط کشور تنظیم کردند. آمار شرکت ملی پالایش و پخش نشان می‌دهد مصرف روزانه بنزین از ۱۴۴ میلیون لیتر در مرداد به ۱۳۴ میلیون لیتر در مهر کاهش یافته؛ در تهران، مصرف بنزین در مهرماه امسال حدود ۲۰ میلیون لیتر کمتر از مهر سال گذشته بوده و ۳.۴ درصد کاهش داشته است. بنابراین، اگرچه همچنان نگرانی‌هایی درباره ذخایر سوخت وجود دارد؛ اما بخش قابل توجهی از بحران با همراهی و همدلی مردم مهار شد و این پروژه ضدایرانی هم شکست خورد.

فشار حداکثری چندبعدی

نکته مهم دیگر در تحلیل کنش‌های آمریکا، توجه به جنگ روانی است؛ جنگی که در آن، مسائل بزرگ‌تر از ابعاد واقعی‌شان در رسانه‌ها بازتاب پیدا می‌کنند تا تصویری از فشار حداکثری و پیامدهای سنگین آن بر ایران ساخته شود. در واقع، پیش از هر اقدام نظامی، این جنگ روانی است که تلاش می‌کند محاسبات طرف مقابل را تحت‌تأثیر قرار دهد و او را به عقب‌نشینی وادار کند. بسنت در همان مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفت: «هشت هفته است که این کار را آغاز کرده‌ایم و می‌توانم بگویم در هشت هفته آینده فشار بسیار شدیدتر خواهد شد.» اما مسئله اینجاست که فشار اقتصادی و تهدیدهای آمریکا لزوماً یک‌طرفه باقی نمی‌ماند و می‌تواند برای خود ایالات متحده هم هزینه‌ساز شود.

وقتی ایران به این فشارها پاسخ می‌دهد، آمریکا نیز ناچار است هزینه‌های اقدامات خود را بپردازد؛ هزینه‌هایی که بخشی از آن در بازار جهانی انرژی، خیابان‌های کشورهای مختلف سراسر جهان و اقتصاد داخلی خود آمریکا رخ‌نمایی می‌کند.

افزایش قیمت انرژی یکی از نشانه‌های بارز این وضعیت است. نرخ تورم آمریکا در سپتامبر به ۳.۷ درصد رسید، قیمت بنزین در جایگاه‌های سوخت این کشور به ۴.۳۲ دلار و گازوئیل به ۶.۲۳ دلار جهش پیدا کرد و نفت برنت نیز از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد. بسنت در مصاحبه با شبکه ان‌بی‌سی در ۲۷ مهر خود به این وضعیت اذعان کرد و گفت: «این یک شوک انرژی است. ما به طرف دیگر درگیری ایران خواهیم رسید و آن قیمت‌ها پایین‌تر می‌آیند.» اظهاراتی که نشان می‌دهد فشار بر ایران، برخلاف تصویری که در جنگ روانی آمریکا ساخته و پرداخته می‌شود، برایشان بدون هزینه نیست. به‌این‌ترتیب، علاوه بر تمام خروجی‌های مثبت و منفی که تاکنون درباره جنگ‌های ترامپ علیه او گفته شده، یک مورد مهم دیگر اضافه شده است؛ دیگر هیچ عملیاتی علیه ایران بی‌هزینه نیست.

منبع: روزنامه فرهیختگان