هزینه فراموشی سبک زندگی شهدا از جیب جامعه
دفاع مقدس را نمیتوان تنها در تاریخ جنگ، عملیاتها، پیروزیها و شکستها خلاصه کرد. آنچه پس از گذشت سالها همچنان قابلیت بازخوانی دارد، «فرهنگ دفاع مقدس» است؛ فرهنگی که در متن زندگی مردم شکل گرفت و مفاهیمی مانند ایثار، گذشت، سادهزیستی، مسئولیتپذیری، کمک به دیگران و احساس تعلق به سرنوشت جامعه را به رفتار روزمره تبدیل کرد.
شهدا در بسیاری از روایتها، پیش از آنکه با عنوان «رزمنده» یا «شهید» شناخته شوند، انسانهایی معمولی با زندگیهای معمولی بودند؛ جوانانی که درس میخواندند، کار میکردند، خانواده داشتند، شوخی میکردند، آرزو داشتند و برای آینده خود برنامه میریختند. تفاوت اصلی در این بود که در بزنگاه انتخاب، خود را از جامعه جدا نمیدیدند و حاضر بودند بخشی از داشتههای خود را برای دفاع از دیگران هزینه کنند.
همین نکته، مهمترین بخش میراث شهداست؛ میراثی که اگر صرفاً به برگزاری مراسم، نصب تصاویر و نامگذاری خیابانها محدود شود، بخش اصلی آن از دست میرود. یاد شهید زمانی در جامعه زنده است که بخشی از منش او نیز در رفتار اجتماعی بازتولید شود.
جامعهای که ایثار را فراموش کند، چه چیزی را از دست میدهد؟
فراموشی فرهنگ ایثار الزاماً یک اتفاق ناگهانی نیست. ممکن است جامعهای همچنان از شهدا سخن بگوید اما در زندگی روزمره، فردگرایی، مصرفزدگی، بیتفاوتی نسبت به مشکلات دیگران و ترجیح منافع شخصی بر منافع عمومی، آرامآرام جای ارزشهای جمعی را بگیرد.
در چنین شرایطی، حتی مسائل ساده اجتماعی نیز دشوارتر میشوند؛ از کمک نکردن به فرد گرفتار تا بیتفاوتی نسبت به مشکلات همسایه، از کاهش مشارکت اجتماعی تا عادی شدن این نگاه که «مشکل دیگران به من مربوط نیست».
فرهنگ ایثار قرار نیست جامعه را به گذشته برگرداند یا زندگی امروز را شبیه دهههای گذشته کند. مسئله، بازگرداندن یک «منطق اخلاقی» به زندگی امروز است؛ اینکه انسان در کنار حق خود، برای حق دیگران نیز سهمی قائل باشد و رفاه و پیشرفت شخصی را در تضاد با مسئولیت اجتماعی نبیند.
بازگشت به سبک زندگی شهدا، بازگشت به گذشته نیست
یکی از خطاها در معرفی شهدا، تبدیل کردن آنها به شخصیتهایی دور از دسترس و غیرقابل الگوبرداری است. وقتی شهید فقط در قالب یک چهره قدسی و دستنیافتنی معرفی شود، نسل امروز ممکن است تصور کند که سبک زندگی او ارتباطی با زندگی روزمره انسان معاصر ندارد.
در حالی که بسیاری از ویژگیهای سبک زندگی شهدا، کاملاً قابل بازآفرینی است: قناعت، احترام به پدر و مادر، وفاداری به خانواده، کمک به دیگران، مسئولیتپذیری در کار، پرهیز از تجمل، توجه به محرومان، انجام وظیفه بدون انتظار دیده شدن و ترجیح منافع عمومی در موقعیتهای حساس.
اینها ارزشهایی نیستند که تاریخ مصرف داشته باشند.
بازگشت به سبک زندگی شهدا نیز به معنای نسخهبرداری ظاهری از زندگی آنها نیست؛ قرار نیست جامعه امروز لباس، امکانات یا شرایط دهه شصت را تکرار کند. آنچه باید بازگردد، «روح انتخابهای آنان» است؛ اینکه انسان در برابر جامعه، خانواده و کشور خود احساس مسئولیت کند.
دولت فقط برگزارکننده مراسم نیست
در این میان، دولت و دستگاههای فرهنگی مسئولیتی فراتر از برگزاری برنامههای مناسبتی دارند. فرهنگ ایثار با بخشنامه و مراسم یکروزه ساخته نمیشود. اگر قرار است این فرهنگ در نسل جدید ماندگار شود، باید از حالت مناسبتمحور خارج و به یک سیاست فرهنگی مستمر تبدیل شود.
نخستین وظیفه، شناساندن واقعی و انسانی شهداست؛ نه صرفاً با آمار و تصاویر رسمی، بلکه از طریق روایت زندگی، انتخابها، روابط خانوادگی، دغدغهها و حتی ویژگیهای انسانی آنان. نسل جوان باید بتواند شهید را به عنوان یک انسان واقعی بشناسد و بفهمد چه چیزی باعث شد او در لحظه تصمیم، انتخابی متفاوت داشته باشد.
دوم، حمایت از خانوادههای شهدا و حفظ شأن آنان است. نمیتوان از جامعه انتظار داشت فرهنگ ایثار را پاس بدارد اما خانوادههایی را که هزینه این ایثار را پرداختهاند، صرفاً در مناسبتها به یاد آورد. حمایت واقعی، مستمر و محترمانه از خانواده شهدا، بخشی از همان فرهنگ است.
سوم، ورود فرهنگ ایثار به نظام آموزشی و رسانهای است. مدارس، دانشگاهها، رسانه ملی، سینما، پلتفرمها و شبکههای اجتماعی باید به جای تولید محتوای کلیشهای، روایتهای جذاب و مستند از زندگی شهدا ارائه کنند؛ روایتهایی که بتواند با زبان نسل جدید ارتباط برقرار کند.
چهارم، تبدیل ایثار به رفتار اجتماعی است. اگر دولت از مردم انتظار مشارکت، مسئولیتپذیری و همراهی در بحرانها دارد، باید خودش نیز در رفتار و سیاستگذاری این الگو را نشان دهد. فرهنگ ایثار زمانی باورپذیر میشود که مردم آن را فقط در سخنرانیها نبینند، بلکه در عملکرد مسئولان، نحوه خدمترسانی و اولویتبندی منابع نیز مشاهده کنند.
دفاع مقدس هنوز برای امروز حرف دارد
هفته دفاع مقدس میتواند فرصتی باشد برای اینکه به جای تکرار صرف خاطرات جنگ، یک سؤال جدیتر مطرح شود: از فرهنگی که شهدا برای دفاع از آن ایستادند، چه مقدار در زندگی امروز باقی مانده است؟
اگر قرار باشد نام شهدا باقی بماند اما سبک زندگی و ارزشهایی که برای آنها هزینه دادهاند فراموش شود، بخشی از معنای شهادت نیز از حافظه اجتماعی حذف خواهد شد.
جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به سرمایههایی مانند اعتماد، همدلی، مسئولیتپذیری و احساس تعلق جمعی نیاز دارد. فرهنگ ایثار میتواند یکی از منابع مهم این سرمایه اجتماعی باشد؛ به شرط آنکه از قاب عکسها و مراسم رسمی خارج و وارد زندگی واقعی مردم شود.
هفته دفاع مقدس در نهایت باید یادآور یک حقیقت ساده باشد: شهدا فقط برای آنچه در میدان جنگ انجام دادند الگو نیستند؛ برای شیوهای که زندگی کردند، انتخاب کردند و در برابر مسئولیت خود ایستادند نیز میتوانند چراغ راه جامعه باشند.