واقعیت پشت پرده تهدیدهای پیاپی آمریکا چیست؟

واقعیت پشت پرده تهدیدهای پیاپی آمریکا چیست؟

در ماه‌هایی که از تهاجم نامشروع و غیرقانونی آمریکا، رژیم اسرائیل و برخی متحدانشان در ناتو و جهان عرب به ایران می‌گذرد، کاخ سفید یک راهبرد ترکیبی را در پیش گرفته است: لفاظی‌های پرسروصدا، تهدیدهای پیاپی، دروغ‌های سیستماتیک، بمباران ساختارهای نظامی، حمله به مناطق غیرنظامی و دستکاری مصنوعی بازار نفت.

هدف این راهبرد روشن است: پنهان کردن این واقعیت که کنترل راهبردی تنگه هرمز از دست آمریکا خارج شده و ایران به قدرت اصلی تعیین‌کننده در این آبراه حیاتی تبدیل شده است. دونالد ترامپ و رسانه‌های جریان اصلی غربی می‌کوشند چنین القا کنند که همچنان آمریکا امنیت کشتیرانی را تأمین می‌کند و نفتکش‌ها با اسکورت نیروی دریایی آمریکا از هرمز عبور می‌کنند.

اما داده‌های میدانی، جغرافیا، توان موشکی و پهپادی ایران، کنترل باب‌المندب توسط متحدان ایران، فرسودگی نیروی دریایی آمریکا و فروپاشی لجستیک پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس، تصویر دیگری می‌سازند. در این تصویر، هر نفتکشی که از هرمز عبور می‌کند، بیش از آنکه مرهون زورگویی آمریکا باشد، وابسته به اجازه مستقیم یا غیرمستقیم ایران است.

از «باز بودن ظاهری» تا بسته شدن واقعی

پس از سفر رئیس‌جمهور ایران به نیویورک و شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، طرف آمریکایی با محاسبه‌ای غلط تصور کرد می‌تواند برگ برنده هرمز را از میز مذاکره حذف کند. نماینده آمریکا در مذاکرات غیرمستقیم ادعا کرده بود چون تنگه هرمز باز است و نفت از آن جریان دارد، ایران نمی‌تواند از این برگه برای چانه‌زنی استفاده کند. این ادعا نه فقط یک خطای تحلیلی، بلکه یک خودفریبی راهبردی بود.

پاسخ ایران فوری و قاطع بود: دستور شلیک انبوه به شناورهای متخلف صادر شد. در طول ساعت‌های پس از بازگشت رئیس‌جمهور، شش تا هفت شناور متخلف هنگام خروج از این آبراه هدف موشک‌های کروز و پهپادهای انهدامی قرار گرفتند و نتوانستند سفر مخفیانه خود را کامل کنند. سپس در شامگاه ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶، دست‌کم هشت موشک کروز و چهار موشک بالستیک ضدکشتی، به احتمال زیاد از نوع خلیج فارس، به سمت شناورهای متخلف شلیک شد. همزمان اخباری از شلیک موشک‌های فجر ۵ منتشر شد؛ موشک‌هایی که حامل مین‌های دریایی هستند و می‌توانند دامنه خطر را برای همه قاچاقچیان بین‌المللی در هرمز گسترش دهند.

در ادامه، بین ۹ تا ۱۱ شناور مختلف هدف موشک و پهپاد قرار گرفتند. این آمار فقط یک بار و در پاسخ به حمله آمریکا به پنج نفتکش ایرانی، با حمله به بیست شناور متخلف تکرار شد. نتیجه این بود که همان دو تا سه میلیون بشکه نفتی که ایران، اصطلاحا، زیر سیبیلی اجازه خروج آن را می‌داد، عملاً متوقف شد. حالا داستان هرمز کاملاً متفاوت است.

وضعیت واقعی هرمز و «گفتاردرمانی» ترامپ کذّاب/ هرمز در سایه جنگ روایت‌ها: چرا ترامپ نمی‌تواند واقعیت را بازنویسی کند

جغرافیا به مثابه سرنوشت

یکی از دلایل اصلی قدرت ایران در هرمز، جغرافیای منحصربه‌فرد آن است. ایران صدها کیلومتر خط ساحلی در خلیج فارس و دریای عمان دارد. ارتفاعات و غارهای مرتفع مشرف بر تنگه، به ایران امکان می‌دهد بدون نیاز به حضور دائمی شناورهای سطحی، بر کل آبراه اشراف داشته باشد. ایران به صورت ۲۷۰ درجه بر هرمز مسلط است. این اشراف یعنی هر شناوری که وارد یا خارج می‌شود، در معرض دید، هدف‌گیری و در صورت لزوم انهدام قرار دارد.

آمریکا و متحدانش می‌توانند هزینه‌های سرسام‌آوری برای عبور دادن نفتکش‌ها از کریدور غیرقانونی جنوبی، یعنی مسیر سمت عمان، صرف کنند؛ اما حتی در آن مسیر نیز عبور بدون مجوز ایران ممکن نیست. اگر نفتی عبور می‌کند، بیش از آنکه نشانه قدرت آمریکا باشد، نشانه چشم‌پوشی یا اجازه غیرمستقیم ایران است. این واقعیت را نه رسانه‌های غربی می‌توانند پنهان کنند و نه ترامپ می‌تواند با توییت و مصاحبه انکار کند. وقتی ایران می‌گوید هرمز بسته است، منظور دقیقاً یک بسته بودن واقعی، قابل اجرا و مبتنی بر قدرت آتش است.

وضعیت واقعی هرمز و «گفتاردرمانی» ترامپ کذّاب/ هرمز در سایه جنگ روایت‌ها: چرا ترامپ نمی‌تواند واقعیت را بازنویسی کند

باب‌المندب و فشار مضاعف بر دشمن

همزمان با کنترل هرمز، باب‌المندب نیز به همت رزمندگان یمنی تحت سیطره محور مقاومت قرار گرفته است. این یعنی دو گلوگاه حیاتی انرژی و کالاهای راهبردی همزمان تحت فشار قرار دارند. باب‌المندب برای کشتیرانی جهانی، به‌ویژه برای عبور کالاهای راهبردی مانند هلیوم و کودهای کشاورزی، اهمیت بالایی دارد.

وقتی هرمز و باب‌المندب همزمان تحت کنترل یا فشار محور مقاومت قرار بگیرند، هزینه‌های آمریکا و متحدانش چند برابر می‌شود. دیگر نمی‌توان با یک ناوگروه در خلیج فارس و یک بیانیه رسانه‌ای، امنیت جریان انرژی را تضمین کرد. آمریکا باید همزمان در دو جبهه دریایی، در دو نقطه دوردست، نیرو و منابع تخصیص دهد. این فشار مضاعف، توان نیروی دریایی آمریکا را فرسوده و پراکنده می‌کند.

در چنین شرایطی، ادعای اسکورت دایمی نفتکش‌ها نه یک واقعیت، بلکه یک شعار تبلیغاتی است.

وضعیت واقعی هرمز و «گفتاردرمانی» ترامپ کذّاب/ هرمز در سایه جنگ روایت‌ها: چرا ترامپ نمی‌تواند واقعیت را بازنویسی کند

افسانه اسکورت و هزینه‌های سنگین آن

واشنگتن ماه‌هاست از اسکورت نفتکش‌ها توسط نیروی دریایی آمریکا سخن می‌گوید. اما واقعیت میدانی چیز دیگری است. برای اسکورت دایمی نفتکش‌ها در هرمز، آمریکا باید شمار زیادی ناوشکن، رزمناو، ناو هواپیمابر و هواپیمای گشت دریایی را در حالت عملیاتی نگه دارد. این کار هزینه‌های سرسام‌آوری دارد: سوخت، تعمیرات، مهمات، نفرات، فرسودگی بدنه و سیستم‌های الکترونیکی. نیروی دریایی آمریکا حتی نمی‌تواند از اصابت موشک به ناو هواپیمابر و ناوشکن‌های خود جلوگیری کند و قدرت شناسایی و رهگیری کامل موشک‌های ایرانی را ندارد.

پس چگونه می‌خواهد از کشتی‌های غول‌پیکر و نفتکش‌های پهناور در یک آبراه باریک که ایران ۲۷۰ درجه بر آن اشراف دارد محافظت کند؟ اگر نفتکشی عبور می‌کند، بیش از آنکه نتیجه اسکورت آمریکا باشد، نتیجه محاسبه ایران و اجازه پنهان یا آشکار آن است. آمریکایی‌ها ممکن است اصابت موشک و پهپاد به ناوشکن‌های خود را پنهان کنند و کشته‌ها و زخمی‌ها را نصفه‌نیمه اعلام کنند، اما حقیقت بزرگ‌تر از آن است که پنهان بماند.

فروپاشی لجستیک و پایگاه‌های آمریکا

یکی از عوامل تعیین‌کننده در ناتوانی آمریکا، نابودی یا غیرعملیاتی شدن بخش عمده پایگاه‌های پشتیبانی رزمی و لجستیک آمریکا در خلیج فارس توسط ایران است. بدون پایگاه‌های لجستیک، نیروی دریایی و نیروی هوایی آمریکا نمی‌توانند عملیات مستمر انجام دهند. تعمیر ناوها، سوخت‌رسانی، تأمین مهمات، امداد و نجات و پشتیبانی اطلاعاتی همگی به این پایگاه‌ها وابسته است. وقتی این پایگاه‌ها از کار بیفتند، اسکورت دایمی نفتکش‌ها به یک آرزو تبدیل می‌شود.

در چنین وضعیتی، آمریکا می‌تواند چند روز نمایش قدرت کند، اما نمی‌تواند ماه‌ها جریان انرژی را کنترل کند. ایران اما به دلیل نزدیکی به میدان، توان بازسازی سریع، استفاده از موشک‌های متحرک، پهپادهای ارزان و مین‌های دریایی، می‌تواند فشار را به صورت نامتقارن ادامه دهد. این همان چیزی است که در ۲۴ ساعت گذشته دیده شد: هیچ عملیات مقابله‌مثلی صورت نگرفت، هرچه توان جنگ الکترونیک دشمن بود وارد میدان شد، اما نتوانست مانع از اصابت موشک‌ها و پهپادها شود.

وضعیت واقعی هرمز و «گفتاردرمانی» ترامپ کذّاب/ هرمز در سایه جنگ روایت‌ها: چرا ترامپ نمی‌تواند واقعیت را بازنویسی کند

نامه عذرخواهی و اثر روانی آن

یکی از نشانه‌های روشن شکست راهبردی آمریکا، نامه عذرخواهی مالکان یکی از کشتی‌های متخلف است. در این نامه، مالکان کشتی صریحاً اعلام کرده‌اند که عبور غیرمجاز از هرمز نه به دستور آنان و نه ناشی از بی‌احتیاطی ناخدا بوده، بلکه در نتیجه دستور مستقیم و اجباری شرکت اجاره‌کننده رخ داده است. شرکت چارترکننده از ناخدا خواسته بود فوراً از تنگه عبور کند، بدون اینکه مراحل لازم مطابق مقررات PGSA، از جمله تکمیل فرم‌ها، تأییدیه و سایر اقدامات، انجام شود. ناخدا تحت فشار تجاری شدید قرار داشت و هیچ گزینه‌ای جز اجرای دستور نداشت.

مالکان کشتی به صلاحیت و اختیارات PGSA در آب‌های تنگه هرمز اعتراف کرده و خواستار حذف نام کشتی از فهرست عدم انطباق شده‌اند. این نامه یک سند مهم است. نشان می‌دهد که بازیگران اقتصادی، حتی اگر رسانه‌های غربی چیز دیگری بگویند، به قدرت واقعی ایران در هرمز اعتراف کرده‌اند. وقتی مالکان کشتی و شرکت‌های چارترکننده مجبور به عذرخواهی می‌شوند، یعنی محاسبه هزینه و فایده تغییر کرده است.

وضعیت واقعی هرمز و «گفتاردرمانی» ترامپ کذّاب/ هرمز در سایه جنگ روایت‌ها: چرا ترامپ نمی‌تواند واقعیت را بازنویسی کند

ترامپ، رسانه و «گفتاردرمانی» دروغ

ترامپ با مجموعه‌ای از لفاظی، تهدید، دروغ‌های مستمر و دستکاری بازار نفت تلاش کرده آثار کنترل هرمز را در محدوده قابل کنترل نگه دارد. اما این تلاش، بیشتر به «گفتاردرمانی» برای خود و افکار عمومی آمریکا شبیه است تا یک راهبرد واقعی. رسانه‌های جریان اصلی آمریکایی و غربی نیز با جهت‌دهی و روایت‌سازی می‌کوشند نشان دهند همه چیز عادی است. اما بازارها، شرکت‌های بیمه، خطوط کشتیرانی و مالکان نفتکش‌ها به واقعیت میدان واکنش نشان می‌دهند.

افزایش نرخ بیمه، تغییر مسیر کشتی‌ها، توقف بارگیری و بالا رفتن هزینه حمل، همه نشانه‌های یک بحران واقعی هستند. وقتی ایران می‌گوید هیچ‌کس حق عبور ندارد، فقط یک شعار نمی‌دهد؛ این جمله با موشک، پهپاد، مین و اشراف جغرافیایی پشتیبانی می‌شود. آمریکا نمی‌تواند با انکار، این واقعیت را تغییر دهد. دشمن باید از خود بپرسد چرا در طول ۲۴ ساعت گذشته نتوانست از شناورهای متخلف در برابر موشک‌ها و پهپادهای ایرانی دفاع کند؟ چرا هیچ عملیات مقابله‌مثلی صورت نگرفت؟ پاسخ این پرسش‌ها، همان چیزی است که ترامپ و رسانه‌های غربی از بیان آن فرار می‌کنند.

وضعیت واقعی هرمز و «گفتاردرمانی» ترامپ کذّاب/ هرمز در سایه جنگ روایت‌ها: چرا ترامپ نمی‌تواند واقعیت را بازنویسی کند

دفاع وجودی ایران و برگ‌های رو نشده

برای ایران، دفاع در برابر آمریکا یک انتخاب تاکتیکی نیست؛ یک ضرورت وجودی است. آمریکا و متحدانش با تهاجم، تحریم، ترور و جنگ اقتصادی، ایران را در وضعیتی قرار داده‌اند که عقب‌نشینی در هرمز به معنای پذیرش شکست راهبردی است. به همین دلیل، ایران هیچ تردیدی در دفاع از منافع خود ندارد.

ایران هنوز برگ‌های خود را رو نکرده است. تسلیحات و تجهیزاتی وجود دارد که وقتی وارد معرکه شوند، همه از معرکه خواهند گریخت. از موشک‌هایی که ناو هواپیمابر و ناوشکن مجهز به سامانه ایجیس را هدف قرار داده و در هم می‌کوبند، تا موشک‌هایی که دشمن برای نخستین بار طعم داغ و گزنده آن‌ها را چشید.

ورود موشک‌های ضدکشتی خلیج فارس یعنی ورود به مرحله جدید جنگ. پیام روشن است: آمریکا و مزدوران منطقه‌اش، از جمله رژیم سعودی و امارات، باید بدانند که دوران تعیین‌کنندگی آن‌ها در خلیج فارس به پایان رسیده است.

نتیجه: هرمز در کنترل ایران است

جمع‌بندی روشن است. با وجود همه لفاظی‌های ترامپ، جهت‌دهی رسانه‌های غربی و تلاش برای بمباران و دستکاری بازار نفت، جمهوری اسلامی ایران قدرت اصلی تعیین‌کننده در تنگه هرمز است. دلایل این امر متعدد و به هم پیوسته‌اند: دفاع وجودی ایران در برابر آمریکا، تسلط سرزمینی گسترده بر تنگه، اشراف ۲۷۰ درجه، کنترل باب‌المندب توسط متحدان ایران، توان اثبات‌شده شلیک به شناورهای تجاری در کریدور غیرقانونی جنوبی، توان هدف قرار دادن رزمناوها و ناوهای هواپیمابر اسکورت‌کننده، هزینه‌های سنگین اسکورت دایمی، فرسودگی نیروی دریایی آمریکا، و نابودی یا غیرعملیاتی شدن بخش عمده پایگاه‌های پشتیبانی رزمی و لجستیک آمریکا در خلیج فارس. در چنین شرایطی، هر عبور از هرمز باید با محاسبه ایران انجام شود.

آمریکا می‌تواند واقعیت را انکار کند، اما نمی‌تواند آن را تغییر دهد. هرمز امروز نه یک آبراه بین‌المللی تحت مدیریت آمریکا، بلکه یک میدان قدرت است که ایران در آن حرف اول را می‌زند. دشمن آمریکایی باید این حقیقت را بپذیرد و در برابر آن سر تعظیم فرود آورد، یا هزینه‌های سنگین‌تری را متحمل شود. این نبرد، با پیروزی ایرانیان به پایان خواهد رسید و هیچ چیزی جز این پیروزی، مقاومت را راضی نخواهد کرد.