پایان روز نوزدهم جنگ
کمربندی که کرانۀ شرقیاش تاسیسات نفتی ابوظبی و دوحه بود و کرانۀ غربیاش پالایشگاههای حیفا و اشدود در اسرائیل و بخش میانیاش هم ریاض و ینبع در خاک سعودی. چهارشنبه و پنجشنبه کل این کمربند زیر ضربه رفت.
تشدید سهمگین تنش از سوی ایران و ارتقای آن از لایۀ اول به یک لایۀ بالاتر عملا نشان داد و اثبات کرد تهران به معنای واقعی کلمه «هیچ» خط قرمزی ندارد. این تشدید تنش اگر باز هم انجام گیرد، آنقدری که برای محور امریکایی آنهم به صورت تصاعد هندسی، هزینهزاست برای طرف ایرانی نیست.
فرامتن ماجرا، تصمیمسازی و انتقال تصمیم به فرایند تولید به کنش در میدان بود آنهم در وضعیتی که دبیر شورای عالی امنیت ملی و وزیر اطلاعات ترور شده و شایعاتی از ترور بعضی دیگر از مقامات هم در حال چرخیدن بود. ساختار در زیر چنین بحرانی همچنان کار میکند و کنش عملیاتی دارد.
نه تنها کار میکند و کنش عملیاتی دارد بلکه کنش عملیاتیاش موثر است. نشانهاش؟! متن رئیسجمهور ایالات متحده و عقبنشینی آشکار از تستی که در میدان زده بودند. پاسخ سنگین ایران که البته در حکم مقدمۀ طرحهای سنگین تدارک دیده شدۀ مراحل بعدی بود در همین مرحله جواب داد.
میدان به نفع ایران تثبیت شده. نگرانی مهم در این بخش اما دامنۀ گسترش شبکۀ پروازی پرندههای دشمن در آسمان کشور است. این نگرانی بیش از آنکه مربوط به بمبارانها باشد به ایجاد ناامنی برای شلیکها و پرتابگرهاییست که بازوهای بلند آفندی ایران علیه محور امریکایی-اسرائیلی محسوب میشوند.
اتفاق مهم در راستای بند قبل زخم زدن به پرندۀ اف-35 امریکایی بود. ساقط نشد؟! مهم نیست. پیام اصلی این کار ناامنی و کمینهای پدافندی در کریدورهای هوایی است که محل رفت و آمد پرندههای متخاصم است. حتی حس ناامنی از سوی دشمن هم بر کمیت و کیفیت پروازهایشان در آسمان ایران تاثیر میگذارد
اتفاق راهبردی مهم دیگر هدف قرار دادن ینبع است. چرا مهم است؟ با مسدود شدن تنگۀ هرمز، صادرات نفت و گاز همه کشورهای منطقه به جز ایران و عربستان متوقف شده. عربستان سعودی یک خط لولۀ 1200 کیلومتری از ساحل خلیج فارس به غرب عربستان در ساحل دریای سرخ کشیده برای مواقعی که هرمز قفل شود.
نقطۀ پایانی این خط لوله در ساحل دریای سرخ بندر ینبع است. پایانۀ نفتی که در هنگام قفل شدن هرمز نفت را از خط لوله دریافت کرده و در دریای سرخ تحویل نفتکشها میدهد. این مسیر، راهِ در روی سعودیهاست. نکته مهم آنکه در حملات موشکی چهارشنبهشب پایانۀ نفتی ینبع هم از اهداف بود!
با وجود ضربات تاکتیکی و بمبارانها اما راهبرد اصلی جنگ تا اینجا تثبیت وضعیت به نفع ایران بوده. تنگۀ هرمز برخلاف تصور امریکاییها قفل شده و ارادۀ حاکم بر آن ارادۀ ایران است. مسالۀ اصلی امریکا هم از راهبردهای محقق نشدۀ قبلیاش(تجزیه ایران، براندازی جمهوری اسلامی) به باز شدن تنگه معطوف شده.
امریکا دست روی دست گذاشته؟! نه! بعد از منتفی شدن ائتلاف دریایی علیه ایران، قرائن و نشانهها حاکی از آن است که ایالات متحده برنامۀ دارد که تنگه را به هر نحوی که شده راسا و با زور باز کند. در حال تدارک لجستیکی و میدانی است. دنبال آن است این برگ برنده را به هر نحوی با زور از دست ایران بگیرد.
یکی دو هفتۀ آینده و وقایع میدانی از این جهت بسیار مهماند. کار در حال رسیدن به جاهای باریکی است و دو طرف هم با تمام ارادۀ خودشان پای کار آمدهاند. تا اینجا اما ایران بوده که ارادۀ راهبردیاش را تحمیل کرده. این پروژه را میخواستند چهار پنج روز جمع کنند اما حالا کار به اینجا رسیده. وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ﴿آلعمران۱۳۹﴾