پرتره فروپاشی آمریکا
با نزدیکشدن به انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در ۱۲ آبان، فضای سیاسی این کشور به شدت ملتهب شده است. رقابتهای درونحزبی در هر دو جناح دموکرات و جمهوریخواه، نشاندهندهٔ تحولات عمیقی است که میتواند نه تنها توازن قوا در کنگره، بلکه آیندهٔ نظام سیاسی آمریکا را دستخوش تغییر کند. از یک سو، موج «سوسیالیستهای دموکرات» در حزب دموکرات در حال شکستن ساختارهای سنتی است و از سوی دیگر، دونالد ترامپ با چالشهای بیسابقهای از درون جنبش خود یعنی «آمریکا را دوباره بزرگ کن» (ماگا) مواجه شده است. در این میان، نارضایتی گسترده از سیاستهای اقتصادی، شکست در جنگ منطقهای ایران و بدهی سرسامآور ۴۰ تریلیون دلاری، این کشور را به سوی یکی از بحرانیترین دورههای تاریخ معاصر خود سوق داده است.
یکی از مهمترین نشانههای تغییر در سیاست آمریکا، پیروزی روزافزون نامزدهای موسوم به «پیشرو» یا «سوسیالیست دموکرات» در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات است. بر اساس ارزیابی رسانههای آمریکایی، حدود یک سوم از نامزدهای این حزب در انتخابات پیشرو، به جناح چپ گرایش دارند. این پدیده، نتیجهٔ همگرایی دو چالش اساسی در جامعهٔ آمریکاست: نفوذ بیحدوحصر ثروتمندان و قدرت افراطی لابی طرفدار اسرائیل.
در ایالت میشیگان، «پگی فلاناگان» معاون فرماندار این ایالت، با شکست یک نامزد میانهرو، به عنوان نامزد حزب دموکرات برای کنگره انتخاب شد. او شعار خود را «مبارزه با نفوذ شرکتهای بزرگ و مخالفت با ترامپ» اعلام کرد و پس از پیروزی گفت: «ماههاست میگویم که این کارزار، تقابل اکثریت با پول بود و اکثریت پیروز شد.» در فلوریدا، «انجی نیکسون» با وجود اینکه رقیب او ۱۶ برابر بیشتر بودجه جمعآوری کرده بود، در انتخابات مقدماتی سنای این ایالت به پیروزی رسید. او همواره تأکید داشت که «آدمهای عادی از شرکتها و میلیاردرها قدرتمندترند.»، اما شاید چشمگیرترین پیروزی، مربوط به «عبدالسعید»، پزشک مصریالاصل در میشیگان باشد. این پزشک با حمایت از برنامهٔ درمان همگانی رایگان و محکوم کردن «نسلکشی» در غزه، موفق شد رقیب تحت حمایت «آیپک» (لابی صهیونیستی در آمریکا) را شکست دهد، در حالی که این لابی ۳۰ میلیون دلار برای رقیب او هزینه کرده بود. شبکهٔ الجزیره این رویداد را «ضربهای بزرگ» به لابی طرفدار اسرائیل توصیف کرد. حتی برنی سندرز، سناتور دموکرات در نامهای به رهبران حزب خود خواستار ممنوعیت مشارکت آیپک در انتخاباتهای مقدماتی شد و اشاره کرد که این نهاد تاکنون ۵۱۷ میلیون دلار در انتخابات ۲۰۲۶ هزینه کرده است.
از سوی دیگر و در حزب جمهوریخواه، دونالد ترامپ در حالی خود را برای انتخابات میاندورهای آماده میکند که نه تنها با مخالفان دموکرات، بلکه با جبههای از منتقدان در درون جنبش «ماگا» روبهرو است. گروهی از چهرههای سرشناس که از این جنبش اخراج شدهاند، با شعار «او به همهٔ ما خیانت کرد» علیه ترامپ اعلام جنگ کردهاند. این جبهه جدید که اخیراً در خانهٔ تاکر کارلسون روزنامهنگار معروف، گرد هم آمده، شخصیتهای سرشناسی مانند «مارجوری تیلور گرین» نمایندهٔ سابق کنگره، «توماس مسی» نمایندهٔ جمهوریخواه کنگره، «جو کنت» مدیر سابق مرکز ضدتروریسم آمریکا و «برایان گلن» را شامل میشود. آنها ترامپ را به وارد کردن آمریکا به جنگی «از پیش باخته» با ایران به نفع بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل، متهم میکنند. ترامپ نیز در واکنش، آنها را با القابی همچون «خیانتکار»، «آدمهای با ضریب هوشی پایین» و «ضعیف و رقتانگیز» مورد خطاب قرار داده است.
در همین حال، دموکراتها برای دوران پس از انتخابات برنامهریزی میکنند. به گزارش رویترز، آنها قصد دارند پس از پیروزی احتمالی در کنگره، تحقیقات گستردهای را علیه متحدان تجاری و سیاسی ترامپ آغاز کنند. هرچند بعید است که استیضاح اولین گام آنها باشد، اما پروندههای مالی و فساد در دستور کار قرار خواهد گرفت.
رسانههای نزدیک به دموکراتها بهطور فزایندهای ترامپ را متهم میکنند که در سیاست خارجی به دنبال منافع شخصی و خانوادگی است. برای نمونه، نقش کلیدی دامادش جرد کوشنر و استیو ویتکاف، دوست قدیمی و شریک تجاری او، در مذاکرات حساس با ایران و روسیه، نشاندهندهٔ اولویتدادن به منافع اقتصادی شخصی به جای منافع ملی عنوان شده است.
روزنامه واشنگتن پست گزارش داده که ۹۰ درصد از سمتهای سفیران در دولت ترامپ به حامیان مالی بزرگ یا وفاداران حزبی واگذار شده و بیش از نیمی از پستهای سفارتها همچنان خالی است. همچنین، درآمد ترامپ از ۶۲۲ میلیون دلار در سال ۲۰۲۴ به ۲.۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته که برای یک رئیسجمهور در دورهٔ تصدی، رکوردی بیسابقه است.
افزایش هزینههای زندگی، تورم و جنگ منطقهای ایران، سه ضلع مثلث بحرانی هستند که محبوبیت ترامپ را به پایینترین سطح ممکن رساندهاند. نظرسنجی «رویترز-ایپسوس» نشان میدهد که برای اولین بار، دموکراتها در موضوع «جنگ و مناقشات خارجی» از جمهوریخواهان پیشی گرفتهاند. در حالی که پیش از جنگ منطقهای ایران، جمهوریخواهان ۱۱ تا ۱۲ درصد برتری داشتند، اکنون ۴۸ درصد از رأیدهندگان به دموکراتها در این حوزه اعتماد دارند. وضعیت در حوزه اقتصاد نیز به دلیل افزایش قیمت بنزین و گازوئیل، به نفع دموکراتها تغییر کرده است.
ترامپ در تلاش برای آغاز یک جنگ تعرفهای جهانی، دو بار با شکست در دیوان عالی مواجه شده است. در سومین تلاش، دادستان کالیفرنیا به نمایندگی از ۲۵ ایالت دموکرات، دوباره این اقدام را غیرقانونی اعلام کرد و دولت مجبور شد ۱۲۸.۶۸ میلیارد دلار از عوارض جمعآوریشده را به واردکنندگان بازگرداند. شبکهٔ سیانان در تحلیلی تصریح کرد: «ترامپ در میان انبوهی از شکستهای سیاسی، روزبهروز تندروتر میشود.» حتی نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل که وابسته به حمایت آمریکاست، بهتازگی پیشنهاد ترامپ دربارهٔ نوار غزه را بهطور علنی رد کرده است.
افزایش دو قطبیها و تشدید خشونتهای کلامی، بسیاری از تحلیلگران را به این نتیجه رسانده که آمریکا در حال تجربه نوعی «طلاق نرم» یا فروپاشی تدریجی است. «استیون والت» استاد دانشگاه هاروارد، معتقد است که ترامپ وعدهٔ «بزرگکردن دوباره آمریکا» را محقق نکرده و اقدامات او نه تنها به قدرت و جایگاه آمریکا در جهان آسیب زده، بلکه این کشور را به سوی تضعیف و شکاف داخلی سوق داده است. روزنامه نیویورک تایمز نیز در مقالهای با عنوان «آمریکا نوعی فروپاشی نرم را تجربه کرده است» اشاره کرده که از سال ۲۰۲۱، حدود یک سوم آمریکاییها انتظار وقوع جنگ داخلی را در دههٔ آینده دارند. این روزنامه وضعیت کنونی آمریکا را «ازدواجی تلخ و بدون عشق» توصیف کرده که در آن ایالتها و شهرهای تحت کنترل دموکراتها، قوانین فدرال را نادیده گرفته و فضای بیاعتمادی و تحقیر متقابل بر جامعه حاکم شده است.
در این میان، بدهی ملی آمریکا به رقم هشداردهندهٔ ۴۰ تریلیون دلار رسیده و هزینهٔ بهرهٔ آن نزدیک به ۲۰ درصد درآمدهای فدرال را بلعیده و بودجهٔ نظامی و بهداشتی را تحت فشار قرار داده است. نشریه بلومبرگ در مقالهای با عنوان «آمریکا وارد عصر پیری و تهدید فروپاشی هژمونی شده» هشدار داده که ترکیب اشتباهات ترامپ با «آنتروپی» (افزایش بینظمی) که گریبانگیر هژمونهای سالخورده میشود، آمریکا را در موقعیتی خطرناک قرار داده است.
در چنین شرایطی، نویسندهٔ مقالهٔ نیویورک تایمز به شوخی یا جدی، الگوی جدایی چکواسلواکی در سال ۱۹۹۳ را برای آمریکا پیشنهاد کرده و نوشته است: «هرچند طلاق برای یک کشور بزرگ و ناهمگون مانند آمریکا بسیار دشوار و دردناک است، اما در بلندمدت ممکن است برای کودکان بهتر باشد.» این زمزمهها هرچند هنوز در حاشیه قرار دارند، اما نشاندهندهٔ عمق بحران اعتماد به نظام سیاسی در آمریکاست. آینده نشان خواهد داد که آیا این اختلافات به یک گسست واقعی منجر میشود یا نظام سیاسی آمریکا قدرت بازتولید خود را به نمایش خواهد گذاشت.