چرا اروپا بازهم در کنار فشار آمریکا علیه ایران ایستاد؟
تنها حدود یک سال از فعال شدن روند «اسنپبک» توسط تروئیکای اروپایی گذشته است. فرانسه، آلمان و بریتانیا در سال ۲۰۲۵ این سازوکار را فعال کردند و در نهایت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران دوباره برقرار شد.
اما اگر فشار و تحریم قرار بود اختلاف هستهای ایران و غرب را حل کند، چرا یک سال بعد دوباره همان کشورها به دنبال تشدید فشار هستند؟
پاسخ روشن است؛ چون اختلاف همچنان باقی مانده است.
اختلاف فقط بر سر تحریم نیست
موضوع اصلی در شرایط فعلی، وضعیت نظارت آژانس بر برنامه هستهای ایران است. پس از حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران در سال ۲۰۲۵، دسترسی بازرسان آژانس به برخی سایتهای آسیبدیده محدود شد. آژانس نیز میگوید درباره وضعیت بخشی از ذخایر اورانیوم غنیشده ایران اطلاعات و امکان راستیآزمایی کافی در اختیار ندارد.
بنابراین نگرانی غرب درباره نظارت بر برنامه هستهای ایران را نمیتوان صرفاً یک ادعای سیاسی دانست. اما مسئله اینجاست که آیا افزایش فشار میتواند این مشکل را حل کند یا برعکس، همکاری ایران با آژانس را دشوارتر خواهد کرد؟
اینجاست که اختلاف دیدگاه شکل میگیرد.
از یک طرف، آمریکا و سه کشور اروپایی میخواهند ایران همکاری بیشتری با آژانس داشته باشد و درباره مواد و فعالیتهای هستهای خود توضیح دهد. از طرف دیگر، همزمان با افزایش فشار سیاسی، امکان بازگشت به یک روند پایدار برای بازرسی و مذاکره دشوارتر میشود.
اروپا چرا دوباره به فشار متوسل شده است؟
تروئیکای اروپایی در سال گذشته تلاش کرد با استفاده از اسنپبک، تهران را به همکاری بیشتر با آژانس و بازگشت به مذاکرات هستهای وادار کند. اما آن سیاست نتوانست اختلاف موجود را از بین ببرد و اکنون موضوع دوباره به شورای حکام آژانس کشیده شده است.
این به معنی آن نیست که اسنپبک هیچ اثری نداشته است. تحریمهای سازمان ملل دوباره برقرار شده و اروپا نیز پس از آن تحریمهای بیشتری علیه ایران اعمال کرده است. اما از نظر حل مسئله هستهای، هنوز همان اختلاف اصلی پابرجاست: آژانس به اطلاعات و دسترسی بیشتری نیاز دارد و ایران نیز با توجه به شرایط امنیتی و حملات انجامشده، همکاری خود را محدود کرده است.
در نتیجه، اروپا عملاً در همان چرخه قبلی قرار گرفته است: فشار برای گرفتن امتیاز، کاهش همکاری، افزایش نگرانی درباره برنامه هستهای و سپس فشار بیشتر.
آیا اروپا واقعاً سیاست مستقلی دارد؟
این بخش مهمتر از خود قطعنامه است.
اروپا از یک سو میخواهد نشان دهد سیاست مستقلی از واشنگتن دارد و منافع خودش را دنبال میکند. از سوی دیگر، در پرونده هستهای ایران اکنون تقریباً همان مسیری را دنبال میکند که آمریکا دنبال میکند: افزایش فشار، تشدید تحریمها و تلاش برای بردن موضوع به شورای امنیت.
البته نمیتوان گفت اروپا هیچ اختلافی با آمریکا ندارد. اروپا منافع اقتصادی و امنیتی متفاوتی دارد و تشدید درگیری با ایران میتواند برای کشورهای اروپایی نیز هزینه داشته باشد؛ از امنیت انرژی گرفته تا افزایش تنش در خاورمیانه.
اما در پرونده هستهای، فاصله میان مواضع واشنگتن و تروئیکای اروپایی در مقطع فعلی چندان زیاد نیست. همین موضوع باعث شده تهران اروپا را بیش از گذشته بخشی از جبهه فشار علیه خود ببیند.
شورای امنیت هم پایان راه نیست
حتی اگر قطعنامه مورد حمایت آمریکا و تروئیکا در شورای حکام تصویب شود و پرونده ایران به شورای امنیت برسد، این به معنای آن نیست که بلافاصله اقدام تنبیهی جدیدی علیه ایران انجام خواهد شد.
روسیه و چین، که روابط نزدیکی با ایران دارند، در شورای امنیت از حق وتو برخوردارند و همین موضوع میتواند هر اقدام بعدی را با مانع جدی روبهرو کند. رویترز نیز گزارش داده است که با وجود تلاش آمریکا و متحدانش برای ارجاع پرونده، اقدام مشخص بعدی در شورای امنیت با دشواری روبهرو خواهد بود.
بنابراین حتی از نگاه عملیاتی نیز مشخص نیست افزایش فشار تا کجا میتواند ادامه پیدا کند.
اروپا در نهایت چه چیزی به دست میآورد؟
مسئله اصلی این است که اروپا همزمان با فشار بر ایران، باید راهی برای بازگرداندن بازرسان آژانس و ایجاد یک چارچوب سیاسی برای حل اختلاف پیدا کند.
اگر فشار سیاسی باعث شود همکاری ایران با آژانس کمتر شود، نتیجه میتواند برخلاف هدف اعلامشده اروپا باشد: اطلاعات کمتر، دسترسی محدودتر و ابهام بیشتر درباره وضعیت برنامه هستهای ایران.
به همین دلیل، سیاست فشار بدون یک مسیر واقعی برای مذاکره نمیتواند بهتنهایی مشکل را حل کند.
اروپا در سال گذشته اسنپبک را فعال کرد و تحریمهای سازمان ملل دوباره برقرار شد. اکنون نیز بار دیگر در شورای حکام آژانس به دنبال افزایش فشار است. اما سؤال اساسی همچنان باقی است:
اگر این مسیر قرار است ادامه پیدا کند، اروپا برای حل نهایی اختلاف چه راه سیاسی تازهای دارد؟
تکرار تحریم و فشار، بدون ایجاد یک مسیر قابل اجرا برای مذاکره و نظارت، ممکن است فقط فاصله تهران و اروپا را بیشتر کند. در این صورت، اروپا نهتنها به هدف اصلی خود یعنی افزایش نظارت بر برنامه هستهای ایران نزدیکتر نمیشود، بلکه ممکن است یکی از معدود کانالهای باقیمانده برای گفتوگو با تهران را نیز تضعیف کند.