چرا صهیونیستها از توان ایران در فلج کردن اقتصادشان وحشت دارند؟
در ماههای اخیر، رسانهها و محافل امنیتی رژیم صهیونیستی بهطور فزایندهای به موضوعی پرداختهاند که از آن بهعنوان «شریان حیاتی» اقتصاد اسرائیل یاد میکنند: کابلهای فیبر نوری زیردریایی. تحلیلهایی که در رسانههای عبری منتشر شده، آشکارا نشان میدهد که تلآویو تا چه اندازه نسبت به توانایی ایران و نیروهای همسو با آن برای ضربه زدن به این زیرساختها نگران است. این نگرانی نه یک تبلیغات ساده، بلکه بازتاب آسیبپذیری عمیق ساختاری اقتصاد اسرائیل است؛ اقتصادی که بدون اتصال دیجیتال بینالمللی، عملاً فلج میشود.
گزارشی که از وبسایت عبریزبان واللا که این روزها در محافل اقتصادی-امنیتی اسرائیل منتشر شده، با صراحت میگوید: «اسرائیل یک جزیره دیجیتالِ بالفعل است.» این جمله به چه معناست؟ به این معنا که اقتصاد رژیم صهیونیستی، برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه، نه بر منابع طبیعی و انرژی، بلکه بر صادرات خدمات فناوری پیشرفته بنا شده است.

شریان حیاتی ما در خطر است: آیا ایران موفق خواهد شد ارتباط اسرائیل را با جهان قطع کند؟
بر اساس آمارهایی که در خود این تحلیل عبری آمده، کل صادرات کالا و خدمات سرزمینهای اشغالی در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۶۹ میلیارد دلار بوده است. از این رقم، صادرات خدمات نرمافزاری، مشاوره رایانهای، جنگ سایبری و خدمات مرتبط، بین ۳۳ تا ۳۸ درصد کل صادرات را تشکیل میدهد و سهم این خدمات از کل صادرات خدمات اسرائیل به ۶۰ تا ۷۰ درصد میرسد.
نکته مهم اینجاست که تقریباً تمام این صادرات، به ارتباطات دیجیتال بینالمللی وابسته است و این ارتباطات نیز بیش از ۹۵ درصد از طریق کابلهای فیبر نوری زیردریایی منتقل میشود. به زبان ساده، اگر این کابلها قطع شوند، اقتصاد رژیم صهیونیستی در عرض چند روز از حرکت میایستد. همین واقعیت است که باعث شده تحلیلهای صهیونیستی، کابلهای زیردریایی را «شریان حیاتی بنیادین» و «گزینه نهایی بقای اقتصادی مدرن» اسرائیل بنامند.
چرا ایران برای اسرائیل یک کابوس زیردریایی است؟
در گزارش وبسایت واللا، نویسنده به صراحت از سه لایه تهدید نام میبرد: رویارویی منطقهای اسرائیل با ایران در زمان حال، رویارویی احتمالی با ترکیه در آینده، و تقابل با محور کشورهای دشمن در بلندمدت. او هشدار میدهد که «عملیات جنگی و اقدامات خرابکارانه تحت حمایت دولتهای خارجی، بیشازپیش بهسوی کابلهای فیبر نوری زیردریایی نشانه میرود و حتی افزایش خواهد یافت.»
این اعتراف از آن رو اهمیت دارد که صهیونیستها میدانند ایران از چند مسیر میتواند این تهدید را عملی کند. نخست، توان موشکی و پهپادی ایران و نیروهای مقاومت منطقه است که میتواند مسیرهای دریایی و بنادر حساس را ناامن کند. دوم، حضور نیروهای متحد و همسو با ایران مانند انصارالله یمن است که کنترل بخش مهمی از سواحل دریای سرخ و بابالمندب را در اختیار دارند؛ جایی که چندین کابل حیاتی بینالمللی از آن عبور میکند. سوم، توان سایبری ایران است که میتواند زیرساختهای کنترل و مدیریت این کابلها را هدف قرار دهد.

جالب اینجاست که در خوده این گزارش، نویسنده با وجود تلاش برای کماهمیت جلوه دادن نقش محور مقاومت، اعتراف میکند که «منابع اطلاعاتی غربی، نیروهای انصارالله یمن را متهم میکنند که عمداً به کابلها آسیب زدهاند.» او سپس میافزاید که جنگ منطقه، اعزام کشتیهای تعمیرکننده را دشوار کرده و یمنیها و دیگر نیروهای نیابتی ایران تهدید کردهاند. این دقیقاً همان فضایی است که اسرائیل از آن وحشت دارد: یک ضربه محدود که به دلیل شرایط امنیتی، امکان ترمیم سریع آن وجود نداشته باشد.
نمونههایی که وحشت اسرائیل را واقعی میکند
در اوایل سال ۲۰۲۴، چهار کابل ارتباطی دریایی اصلی آسیب دیدند؛ از جمله کابل EIG که اروپا را به هند متصل میکند و کابل SEACOM که اروپا را به آفریقا پیوند میدهد. در سال گذشته نیز قطعیهایی در کابل South East Asia–Middle East–Western Europe 4 رخ داد که به اختلالات قابلتوجهی در اینترنت هند، پاکستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس منجر شد. هرچند برخی گزارشها این آسیبها را به لنگر کشتیهای تجاری نسبت دادهاند، اما همین حوادث نشان داد که اقتصاد دیجیتال جهانی و بهویژه رژیم صهیونیستی، تا چه اندازه شکننده است.
برای اسرائیل، این شکنندگی چند برابر است. برخلاف کشورهای بزرگ که مسیرهای جایگزین زمینی یا ماهوارهای متعدد دارند، رژیم صهیونیستی از نظر جغرافیایی محصور است و تقریباً تمام ارتباطات بینالمللیاش از طریق چند نقطه فرود کابل در سواحل مدیترانه میگذرد. این یعنی چند گلوگاه معدود، میتوانند به نقطه کور و پاشنه آشیل اقتصاد صهیونیستی تبدیل شوند.

صهیونیستها در ظاهر تلاش میکنند وانمود کنند که برای مقابله با این تهدید آمادهاند. در گزارش وبسایت واللا اشاره شده که شرکت «بِزِک» امسال پروژه کابل زیردریایی جدیدی را با سرمایهگذاری حدود ۵۰۰ میلیون شِکِل آغاز کرده است؛ کابلی با ظرفیت برنامهریزیشده بیش از ۴۰۰ ترابایت در ثانیه که قرار است اتصال اروپا به آسیا را از طریق فلسطین اشغالی تقویت کند. همچنین صحبت از تنوعبخشی به مسیرهای فرود کابل از طریق قبرس، یونان و دیگر کشورهای مدیترانهای شده است. حتی نویسنده در این گزارش پیشنهاد میکند اسرائیل یک کابل زمینی از مسیر اردن ایجاد کند تا وابستگی به مسیرهای دریایی جنوبی کاهش یابد.
اما همین اقدامها، بهجای اینکه نشانه قدرت باشد، نشانه وحشت است. رژیمی که تا دیروز خود را قدرت برتر نظامی و فناوری منطقه میدانست، حالا به فکر آن افتاده که برای حفظ جریان دادههایش، به اردن التماس کند و از قبرس و یونان کمک بگیرد. این یعنی صهیونیستها بهخوبی دریافتهاند که در یک رویارویی واقعی، اهرمهای بازدارندگی سنتی آنها کارساز نیست و اقتصادشان میتواند از نقطهای غیرمنتظره فلج شود.
قدرت ایران در ایجاد بازدارندگی نامتقارن
مقاله وبسایت واللا بهخوبی نشان میدهد که ایران در یک جنگ احتمالی، لزوماً نیازی به درگیری نظامی مستقیم و تمامعیار ندارد. توان ایران در ایجاد اختلال در مسیرهای ارتباطی زیردریایی، بهتنهایی میتواند چنان ضربهای به اقتصاد رژیم صهیونیستی وارد کند که هزینههای آن از یک جنگ کلاسیک کمتر و آثار آن ماندگارتر باشد. تصور کنید تنها چند روز قطع اینترنت بینالمللی در اسرائیل چه بلایی بر سر شرکتهای فناوری، بانکها، بورس اوراق بهادار تلآویو و صنایع نظامی این رژیم میآورد. اسرائیل بهعنوان یک «جزیره دیجیتال»، بدون این شریانها نمیتواند حتی خدمات درمانی، تراکنشهای مالی بینالمللی و ارتباط با متحدان غربی خود را حفظ کند.
علاوه بر این، توان ایران تنها به خود کابلها محدود نیست. ایران با کمک متحدان خود میتواند با ایجاد ناامنی کامل در دریای سرخ، مسیرهای تردد کشتیهای تعمیرکننده کابل را مختل کند. به این ترتیب، حتی اگر ضربه اولیه هم محدود باشد، نبود امکان ترمیم سریع، آثار آن را چند برابر میکند. این دقیقاً همان سناریویی است که صهیونیستها از آن بهعنوان «کابوس» یاد میکنند.
اسرائیل در برابر آسیبپذیری خود درمانده است
آنچه رسانههای عبری منتشر کردهاند، در واقع اعترافی است به یک حقیقت راهبردی: اقتصاد رژیم صهیونیستی بر پایهای بسیار شکننده بنا شده و ایران با شناخت این ضعف، از توانایی ایجاد بازدارندگی نامتقارن برخوردار است. اسرائیل امروز نهتنها در جبهه نظامی، بلکه در جبهه زیرساختی نیز آسیبپذیرتر از همیشه است. تلاشهای تلآویو برای تنوعبخشی به مسیرها و ساخت کابلهای جدید، هرچند ممکن است بخشی از نگرانیها را کاهش دهد، اما نمیتواند این واقعیت را تغییر دهد که یک رژیم کوچک و محصور جغرافیایی، همیشه در برابر ضربه به گلوگاههای ارتباطیاش آسیبپذیر خواهد ماند.

از این رو، تحلیل عبری وبسایت واللا نهتنها نشانهای از آمادگی رژیم صهیونیستی در برابر اقدام تهاجمی ایران نیست، بلکه سند روشنی از وحشت صهیونیستها در برابر قدرت ایران است. قدرتی که میتواند بدون ورود به یک جنگ تمامعیار، شریان حیاتی اقتصاد دشمن را در دست بگیرد و آن را با بحرانی بیسابقه روبهرو کند.