کوچک نه بزرگ‌زاده؛ زبان مردم عادی در برابر الیگارشی

کوچک نه بزرگ‌زاده؛ زبان مردم عادی در برابر الیگارشی

صحبت‌های اخیر او درباره تصمیم فروش ۱۰ هزار دلار به هر ایرانی بالای ۱۸ سال، نمونه روشنی از همین رویکرد است.

کوچک‌زاده در صحن مجلس با انتقاد شدید از این تصمیم پرسید وقتی کشور با کمبود منابع ارزی روبه‌روست، اختصاص میلیاردها دلار برای فروش ارز به اشخاص حقیقی چه معنایی دارد و این ارز در نهایت به دست چه کسانی می‌رسد؟ او صریحاً گفت چنین سیاستی عملاً به جیب کسانی می‌رود که توان خرید این میزان ارز را دارند، نه مردمی که با یارانه و درآمد محدود زندگی می‌کنند.

این حرف، فارغ از اینکه درباره راه‌حل اقتصادی آن چه نقدهایی می‌توان مطرح کرد، یک سؤال جدی را وسط می‌کشد:

وقتی منابع عمومی محدود است، سیاست اقتصادی باید به نفع اکثریت جامعه طراحی شود یا به نفع کسانی که سرمایه بیشتری در اختیار دارند؟

کوچک‌زاده دقیقاً همین نقطه را هدف گرفته است.

چرا کوچک‌زاده برای برخی خوشایند نیست؟

مسئله فقط لحن او نیست.

اگر کوچک‌زاده صرفاً نماینده‌ای با ادبیات تند بود، شاید می‌شد تمام ماجرا را به اختلاف سلیقه و شیوه بیان او تقلیل داد. اما مشکل اصلی برای جریان‌های صاحب قدرت و ثروت زمانی آغاز می‌شود که یک نماینده، پرسش‌هایی را مطرح کند که پاسخ آنها می‌تواند منافع گروه‌های برخوردار را به چالش بکشد.

این همان جایی است که مفهوم الیگارشی اهمیت پیدا می‌کند؛ یعنی شکل‌گیری شبکه‌ای از قدرت سیاسی، اقتصادی و مدیریتی که در آن، ثروت و نفوذ می‌توانند یکدیگر را تقویت کنند.

در چنین ساختاری، نماینده‌ای که از توزیع منابع، رانت، امتیاز، تصمیم‌های ارزی و منافع گروه‌های برخوردار سؤال می‌کند، طبیعتاً برای بخشی از این شبکه خوشایند نیست.

کوچک‌زاده بارها وارد همین زمین شده است.

او در دوره عضویت در کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، پرونده‌هایی مانند زمین‌خواری، قراردادهای نفتی و گاز، کرسنت، خودروسازی، ترک‌سل، قرارداد فرودگاه امام خمینی و باغ قلهک را پیگیری کرده است. این سابقه نشان می‌دهد که مخالفت او با مناسبات اقتصادی و مدیریتی خاص، موضوعی مربوط به امروز نیست.

از مقابله با جریان‌های خاص تا ایستادن مقابل قدرت اقتصادی

کوچک‌زاده طی سال‌های گذشته بارها با چهره‌ها و جریان‌هایی در داخل ساختار سیاسی درگیر شده است؛ از اختلاف با رؤسای مجلس بر سر نحوه اداره صحن گرفته تا مخالفت با برخی سیاست‌های دولت‌ها و انتقاد از رویکردهای مذاکره‌ای.

در فروردین ۱۴۰۴، حتی از تریبون مجلس نسبت به مذاکرات عمان اعتراض کرد و درباره کسانی که با عنوان خیرخواهی برای مردم وارد چنین فرآیندهایی می‌شوند، نسبت به خطر منافع اقتصادی و ایجاد امتیازات خاص هشدار داد.

این مواضع نشان می‌دهد که او تلاش کرده خود را وابسته به یک جریان مدیریتی مشخص نشان ندهد؛ حتی اگر همین رفتار برایش هزینه سیاسی داشته باشد.

در شهریور ۱۴۰۴ نیز وقتی رئیس مجلس درباره قوانین در دستور کار توضیح می‌داد، کوچک‌زاده از ضرورت رعایت اولویت‌های واقعی کشور و توجه به تذکر رهبر انقلاب درباره وقت مجلس سخن گفت.

مسئله او فقط مخالفت با دولت یا یک جناح خاص نیست؛ در موارد مختلف، حتی در برابر ساختار مدیریتی همسو با خودش ایستاده است.

حالا دعوا به جیب مردم رسیده است

صحبت‌های اخیر کوچک‌زاده شاید از این جهت اهمیت بیشتری داشته باشد که مستقیماً به زندگی روزمره مردم مربوط است.

در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه با تورم، کاهش قدرت خرید و دشواری تأمین نیازهای اولیه مواجه است، اعلام سیاست فروش ۱۰ هزار دلار به هر فرد بالای ۱۸ سال، این سؤال را ایجاد می‌کند که چه کسی توان استفاده از چنین امتیازی را دارد؟

آیا کارگری که برای تأمین هزینه زندگی خود مشکل دارد، می‌تواند ۱۰ هزار دلار بخرد؟

آیا بازنشسته‌ای که بخش زیادی از درآمدش صرف اجاره، دارو و هزینه‌های ضروری می‌شود، از چنین سیاستی منتفع خواهد شد؟

یا در نهایت کسانی که نقدینگی بیشتری دارند، منابع ارزی را جذب خواهند کرد؟

کوچک‌زاده دقیقاً همین تناقض را فریاد زد و حتی خطاب به رئیس مجلس خواستار توقف این سیاست شد. او گفت منابع ارزی کشور می‌تواند برای دارو و بیماران هزینه شود، نه اینکه در اختیار کسانی قرار گیرد که توان خرید ارز دارند.

این همان جایی است که صدای یک نماینده می‌تواند به صدای بخشی از جامعه تبدیل شود که معمولاً در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی، صدایش کمتر شنیده می‌شود.

چرا باید او را «بزرگ» دید؟

شاید عنوان «کوچک‌زاده» در اینجا معنای دیگری پیدا کند.

کوچک‌زاده، نه بزرگ‌زاده.

نه از آن جنس سیاستمداری که قرار است به واسطه نام خانوادگی، ثروت خانوادگی یا شبکه قدرت شناخته شود؛ بلکه نماینده‌ای که تلاش می‌کند خود را از بالا به پایین نبیند و زبانش را به زبان بخشی از مردم نزدیک کند.

مردمی که از رانت، تبعیض، امتیازهای ویژه و تصمیم‌هایی که هزینه آن را اکثریت می‌پردازند اما منفعتش به اقلیت می‌رسد، خسته‌اند.

البته این به معنای مصون بودن کوچک‌زاده از نقد نیست. ادبیات تند او، نحوه برخوردش با مخالفان و بعضی اظهارنظرهایش می‌تواند و باید نقد شود. دفاع از یک موضع درست اقتصادی به معنای تأیید همه رفتارهای یک سیاستمدار نیست. اما نمی‌توان هر بار که یک نماینده علیه یک تصمیم اقتصادی یا مدیریتی اعتراض می‌کند، به جای پاسخ دادن به اصل حرف، خود شخص را تخریب کرد.

مسئله، کوچک‌زاده نیست؛ مسئله صدایی است که شنیده شده

حمله به کوچک‌زاده، اگر صرفاً به دلیل لحن و ادبیات او باشد، قابل بررسی است؛ اما اگر نقد او به سیاست‌های اقتصادی و منافع گروه‌های برخوردار، با برچسب‌زنی و حذف اصل مسئله همراه شود، نتیجه چیزی جز خاموش‌کردن صدای یک پرسش مهم نیست.

پرسش این است:

چرا باید منابع محدود ارزی کشور به جای اولویت‌های ضروری مردم، در اختیار کسانی قرار بگیرد که توان مالی بیشتری دارند؟

و سؤال بزرگ‌تر:

چرا هرکس این پرسش را بلندتر مطرح کند، باید هزینه بدهد؟

کوچک‌زاده در سال‌های گذشته نشان داده که اهل کوتاه‌آمدن آسان نیست. حتی وقتی ادبیاتش برای دیگران خوشایند نبوده، بارها مقابل جریان‌ها و چهره‌هایی ایستاده که از نظر قدرت سیاسی و رسانه‌ای دست بالاتری داشته‌اند.

حالا به نظر می‌رسد میدان جدید، میدان تقابل با قدرت اقتصادی و سرمایه‌ای است؛ جایی که موضوع دیگر صرفاً اختلاف میان دو جناح سیاسی نیست، بلکه بحث بر سر این است که سیاست اقتصادی کشور قرار است در خدمت چه کسی باشد.

و شاید به همین دلیل است که صدای کوچک‌زاده برای بخشی از مردم شنیدنی شده است.

نه چون هر حرفش درست است.

نه چون هر شیوه بیانش قابل دفاع است.

بلکه چون در لحظه‌ای که بسیاری از مردم احساس می‌کنند کسی صدای آنها را نمی‌شنود، او از پشت تریبون مجلس می‌گوید:

چرا تصمیمی گرفته می‌شود که پولدارها را پولدارتر می‌کند و هزینه‌اش را همه مردم می‌پردازند؟

این، پرسش کوچکی نیست.

و شاید به همین دلیل باید گفت:

کوچک نه بزرگ‌زاده؛ زبان مردم عادی در برابر الیگارشی