مداح حکومتی یا عادی سازی یک جنایت؟

مداح حکومتی یا عادی سازی یک جنایت؟

حمیدرضا رجب‌زاده، مداح جوان را وحشیانه کشته‌اند. هیچ نشانه‌ای در دست نیست که بگوید او رهبر یک جریان سیاسی یا اجتماعی یا چهره‌ای با شهرت بالا بوده است. در عین حال پیدا است که به احتمال تقریبا ۱۰۰٪ او را بر اساس هواداریش از انقلاب و مقاومت انتخاب کرده‌اند.

او فقط یکی از هواداران مردمی انقلاب اسلامی بود؛ کسی که در مجالس اهل‌بیت می‌خواند و در میان مردم زندگی می‌کرد.

ربایش او سیاسی بود و انتخابش نسبتاً تصادفی. قاتلان با برنامه‌ریزی و خونسردی عمل کردند، از عملیات شکنجه و قتل فیلم گرفتند و آن را به خانواده‌اش رساندند. این جنایت، تکرار الگویی است که پیش‌تر آزموده شده و شکست خورده است.

در ابتدای دهه‌ی شصت، فرقه‌ی رجوی موجی از ترورهای «انتخاب بر اساس دسترسی» را به راه انداخت. کشتگان اغلب نه از میان مسئولان ارشد، که از میان مردم عادی و معتقد بودند.

همان منطق تصادفی بودن، همان برنامه‌ریزی و همان تلاش برای ایجاد رعب عمومی در دل جامعه. آن موج به هیچ نتیجه‌ای نرسید. نه اراده‌ی ملت را شکست و نه مسیر انقلاب را منحرف کرد. امروز هم نشانه‌هایی از همان الگو دیده می‌شود؛ گروه‌های ضد انقلاب با حمایت‌های خارجی، با روش و حمایت اسراییلی، وقتی از رویارویی مستقیم ناتوان شده‌اند، به ترور کور روی می‌آورند. اما تاریخ نشان داده که این روش محکوم به شکست است.

دردناک است که رسانه‌ها خبر قتل حمیدرضا رجب‌زاده را مثل یک اتفاق حاشیه‌ای اعلام کردند. امروز که خبر تأیید شد، روز خبرنگار بود. فضای رسانه‌ای پر از پیام‌های رسمی درباره‌ی جایگاه خبرنگار و آزادی بیان بود، همچنین آکنده از انشاهایی بی‌محتوا و زشت که هیچ محتوایی ندارند جز این که «خبرنگار خوب است و ما خبرنگار را دوست داریم»، اما قتل یک انسان با چنین انگیزه‌هایی جایی در اولویت‌های رسانه‌ای نیافته است. این به حاشیه راندن، خود چرخ‌دنده‌ای از ماشین خودکاری ناآگاه است که ناخودآگاه به کار منطق ارعاب و تروریزم می‌آید.خداوند در آیه‌ی ۱۷۹ سوره‌ی بقره می‌فرماید در قصاص برای شما حیات است، ای صاحبان خرد.

قصاص زندگی می‌بخشد. سپس در آیه‌ی ۳۲ سوره‌ی مائده می‌فرماید هرکس انسانی را جز به قصاص یا فساد در زمین بکشد، چنان است که گویی همه‌ی مردم را کشته است. تروریسم با پراکندن ترس دقیقاً می‌کوشد جان جامعه را بگیرد و همان قتل جمعی را محقق کند. ادامه‌ی آیه‌ی ۳۲ سوره‌ی مائده می‌گوید و هرکس انسانی را زنده کند، چنان است که گویی همه‌ی مردم را زنده کرده است. زنده کردن فرد و جامعه با قصاص ممکن است؛ همان حیاتی که آیه‌ی ۱۷۹ سوره‌ی بقره وعده داده و آیه‌ی ۳۲ سوره‌ی مائده آن را به عظمت نجات همه‌ی انسان‌ها پیوند زده است.

این‌جا توجه به این نکته شایسته است، که تروریزم تنها حرکتی علیه گروه هدف نیست، فراتر از آن، گسترنده‌ی ناامنی ذهنی و بعد عینی در تمام اقشار و بخش‌های جامعه است.همه‌ی این‌ها یعنی در برابر قتل انسان نمی‌توان بی‌طرف بود. بی‌طرفی در اینجا پذیرش کشتار جامعه است.

او تنها مدافع انقلاب نبود، یک انسان و یک شهروند و علاوه بر آن مدافع وطن و انقلاب بود. دفاع از خون او، دفاع از اصل حیات اجتماعی است. باید پیگیری حقوقی جدی خواست، خانواده را تنها نگذاشت و هوشیار بود؛ نه با ترس، که با اطمینان به این که الگوهای شکست‌خورده‌ی گذشته، امروز هم به نتیجه نخواهند رسید.

این ترور، اقدام به قتل تمامی جامعه است و باید با آن با دقت و جدیت برخورد شود. فراموش کردن هر یک از این دو رکن می‌تواند به قاتلان در رسیدن به اهداف خود کمک کند.

✍کورش علیانی

۱۷ مرداد ۱۴۰۵

@makshufat