به احترام مردانی که از اسارت بازگشتند، اما اسارت از آنان بازنگشت

به احترام مردانی که از اسارت بازگشتند، اما اسارت از آنان بازنگشت

 

به گزارش پایگاه خبری شهیدنیوز ؛ امروز ۲۶ مرداد؛ سالروز بازگشت آزادگان سرافراز به میهن اسلامی ، روز بازگشت مردانی است که سال‌ها پشت میله‌های اردوگاه‌های بعثی، با جسمی نحیف و روحی استوار، برای ایران و اسلام ایستادند؛ مردانی که وقتی به وطن بازگشتند، همه تصور کردند «آزاد شده‌اند»

 

اما حقیقت این بود که برای بسیاری از آنان، اسارت در ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ تمام نشد.

 

حدود ۴۳ هزار ایرانی در دوران دفاع مقدس به اسارت دشمن بعثی درآمدند و سال‌ها در اردوگاه‌های عراق، دور از خانواده و وطن، زندگی کردند. آمار بنیاد شهید در سال‌های اخیر حدود ۴۳ هزار و ۴۰۰ آزاده را ثبت کرده و در یکی از آخرین آمارهای اعلام‌شده، از ۴۳ هزار و ۴۴۵ آزاده، ۳۸ هزار و ۲۳۳ نفر در قید حیات بوده‌اند؛ یعنی هزاران آزاده طی این سال‌ها از دنیا رفته‌اند.

در میان آنان، شهدای غریب دوران اسارت جایگاه دیگری دارند؛ مردانی که زیر شکنجه، بر اثر جراحت، بیماری، گرسنگی و عدم رسیدگی پزشکی در غربت به شهادت رسیدند. آمار این شهدا که سال‌ها تنها با چند صد نام شناخته می‌شد، با تلاش آزادگان و خانواده‌ها و جمع‌آوری اسناد و شهادت همرزمان، امروز به ۲۴۰۴ شهید شناسایی‌شده رسیده است.

 

اما سخن امروز ما فقط درباره شهدای اسارت نیست.

سخن درباره آن ۴۳ هزار نفری است که برگشتند؛ اما بسیاری‌شان با بدنی بیمار، روحی خسته و زندگی‌ای از نو آغازشده، به کشور بازگشتند.

اسارت فقط شکنجه نبود؛

فقط سیم خاردار نبود؛

فقط اردوگاه و سلول نبود.

اسارت یعنی سال‌ها سوءتغذیه، محرومیت، بیماری، فشار عصبی، تحقیر، دوری از خانواده، نگرانی از سرنوشت عزیزان و زندگی در شرایطی که هر روز آن می‌توانست با مرگ یک هم‌بند به پایان برسد.

حتی قانون‌گذار پس از آزادی آزادگان، برای آنان معاینه جسمی و روانی و آزمایش‌های پزشکی ویژه پیش‌بینی کرده بود؛ موضوعی که خود نشان می‌دهد آثار جسمی و روانی اسارت از همان ابتدا یک مسئله جدی و شناخته‌شده بوده است.

مطالعات پزشکی نیز این مسئله را تأیید می‌کند. در یک بررسی بر روی گروهی از آزادگان ایرانی، اختلالات روان‌پزشکی پس از بازگشت به‌طور جدی مشاهده شد؛ از جمله اختلالات سازگاری، اختلالات خلقی، اضطراب و سایر اختلالات روانی. در آن مطالعه، ۳۷/۴ درصد افراد مورد بررسی نیازمند بستری روان‌پزشکی تشخیص داده شدند.

بنابراین نباید تصور کنیم همه آثار اسارت با تحویل گرفتن یک کارت شناسایی و بازگشت از مرز خسروی به پایان رسید.

بسیاری از زخم‌های اسارت، روی پوست نبودند که دیده شوند.

زخم‌هایی بودند در استخوان، معده، اعصاب، حافظه، خواب، روح و روان؛ زخم‌هایی که گاهی سال‌ها بعد خود را نشان دادند.

و اینجا یکی از دردهای بزرگ آزادگان آغاز می‌شود:

همه آزادگان با پرونده جانبازی از اسارت برنگشتند.

بسیاری از آنان، با وجود سال‌ها تحمل شرایط طاقت‌فرسا، پس از بازگشت ناچار شدند زندگی را تقریباً از صفر شروع کنند؛ با امکانات محدود، درآمد اندک و مسئولیت خانواده‌ای که سال‌ها چشم‌انتظارشان مانده بود.

عده‌ای وارد مشاغل مختلف شدند؛

عده‌ای کارمند شدند؛

عده‌ای کارگر؛

عده‌ای به شهر و روستا برگشتند و به کشاورزی و کارهای روزمره پرداختند؛

و عده‌ای نیز به دلیل آثار جسمی و روحی اسارت، خیلی زود توان ادامه کار را از دست دادند.

اما همه این رنج‌ها لزوماً در یک درصد جانبازی خلاصه نشد.

و این همان نقطه‌ای است که امروز باید درباره آن صادقانه و بدون تعارف حرف زد.

آیا تمام آثار جسمی و روانی سال‌های اسارت، به‌درستی در پرونده‌های پزشکی آزادگان ثبت و احراز شده است؟

آیا بیماری‌هایی که سال‌ها بعد بروز کردند، با دوران اسارت ارتباط داده شدند؟

آیا اختلالات خواب، اضطراب، افسردگی، مشکلات عصبی، ضعف جسمانی و عوارض ناشی از سوءتغذیه و فشارهای دوران اسارت، همیشه در ارزیابی‌های پزشکی مورد توجه قرار گرفته‌اند؟

اینها پرسش‌هایی است که هنوز برای بخشی از جامعه آزادگان بی‌پاسخ مانده است.

و امروز، پس از گذشت بیش از ۳۶ سال از بازگشت آزادگان، زمان آن رسیده که این پرونده فقط با برگزاری مراسم سالانه و نصب بنر و اهدای لوح بسته نشود.

زیرا آزادگان دارند یکی‌یکی می‌روند…

همین امروز که از «سالروز ورود آزادگان» سخن می‌گوییم، باید به این حقیقت تلخ هم نگاه کنیم که بخش بزرگی از آن نسل، دیگر در میان ما نیست.

بر اساس آمار منتشرشده، از جمع بیش از ۴۳ هزار آزاده، شمار قابل توجهی در طول این سال‌ها از دنیا رفته‌اند.

 

 

و اگر آماری که از جامعه آزادگان درباره فوت بیش از ۶۰ آزاده از ابتدای سال ۱۴۰۵ مطرح شده، دقیق باشد، این موضوع باید به‌صورت رسمی از سوی بنیاد شهید و دستگاه‌های مسئول بررسی و منتشر شود؛ چرا که چنین روندی نمی‌تواند صرفاً یک عدد آماری باشد.

 

پشت هر عدد، یک پدر است؛ یک همسر؛ یک فرزند؛ یک خانواده.

خانواده‌ای که شاید سال‌ها با مشکلات جسمی، روحی و اقتصادی آزاده زندگی کرده و امروز، پس از مرگ او، با آثار همان مشکلات تنها مانده است.

امروز روز تبریک است؛

اما فقط روز تبریک نیست.

روز مطالبه هم هست.

مطالبه برای اینکه پرونده سلامت آزادگان یک‌بار دیگر با نگاه علمی و تخصصی بررسی شود.

مطالبه برای اینکه عوارض دیررس اسارت، بیماری‌های ناشی از سوءتغذیه، مشکلات عصبی و روانی و آثار سال‌ها محرومیت و شکنجه، جدی‌تر مورد بررسی قرار گیرد.

مطالبه برای اینکه خانواده آزاده‌ای که پس از سال‌ها تحمل رنج، امروز سرپرست خود را از دست داده، در پیچ‌وخم مشکلات معیشتی رها نشود.

و مطالبه برای اینکه تاریخ فراموش نکند:

آزاده فقط کسی نیست که از اردوگاه عراق زنده بیرون آمد.

آزاده کسی است که سال‌های جوانی‌اش را در اسارت گذاشت؛

سلامتی‌اش را داد؛

آرامشش را داد؛

از خانواده‌اش دور ماند؛

شکنجه شد؛

تحقیر شد؛

گرسنگی کشید؛

هم‌بندانش را از دست داد؛

 

اما ایران را نفروخت، اعتقادش را نفروخت و تسلیم دشمن نشد.

امروز اگر آزادگان ما یک‌به‌یک غریبانه به خاک سپرده می‌شوند، مبادا تنها چیزی که برایشان باقی بماند، یک قاب عکس و یک عنوان «آزاده» باشد.

آنان بخشی از تاریخ زنده این سرزمین‌اند؛ و تا وقتی آخرین آزاده زنده است، پرونده اسارت ایران هنوز باز است.

 

شهیدنیور،

در سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی،

سر تعظیم فرود می‌آورد در برابر

آزادگان سرافراز،

شهدای غریب اسارت

و خانواده‌های صبور آنان.

 

۲۶ مرداد؛ روزی برای یادآوری بازگشت آزادگان و روزی برای فراموش نکردن رنج‌هایی که با آنان به خانه آمد.