رئیس‌جمهور در میدان جنگ؛ از تجربه دفاع مقدس تا آزمون پزشکیان

رئیس‌جمهور در میدان جنگ؛ از تجربه دفاع مقدس تا آزمون پزشکیان

به همین دلیل، تجربه دفاع مقدس را نمی‌توان فقط در میدان نبرد جست‌وجو کرد. یکی از مهم‌ترین عبرت‌های آن دوران، اهمیت مدیریت هم‌زمان جنگ، اقتصاد، دیپلماسی و زندگی مردم بود. رئیس‌جمهور در چنین شرایطی فقط مدیر دستگاه اجرایی نیست؛ بخشی از مسئولیت او این است که ظرفیت‌های مختلف کشور را در یک مسیر واحد قرار دهد تا توان نظامی کشور با توان اقتصادی و اجتماعی آن پیوند بخورد.

دفاع مقدس نشان داد که کشور در شرایط جنگی به مدیری نیاز دارد که هم قدرت تصمیم‌گیری داشته باشد و هم بتواند در شرایط پیچیده، میان گزینه‌های دشوار انتخاب کند؛ مدیری که نه در برابر فشار عقب‌نشینی کند و نه کشور را بی‌محاسبه وارد هزینه‌های جدید کند.

امروز نیز اگر قرار باشد از تجربه آن سال‌ها برای شرایط جدید استفاده کنیم، رئیس‌جمهور باید چند توانمندی را هم‌زمان به کار بگیرد: تصمیم‌گیری سریع در بحران، هماهنگ کردن دستگاه‌های مختلف، حفظ ثبات اقتصادی، مدیریت افکار عمومی، استفاده از ظرفیت دیپلماسی و مذاکره، و در نهایت چانه‌زنی برای تأمین بیشترین منافع کشور با کمترین هزینه.

در این میان، مذاکره لزوماً نقطه مقابل مقاومت نیست. مذاکره می‌تواند یکی از ابزارهای مدیریت جنگ باشد؛ همان‌طور که مقاومت نیز می‌تواند پشتوانه مذاکره باشد. مذاکره‌کننده زمانی می‌تواند امتیاز بگیرد که طرف مقابل بداند کشور در برابر فشار، ابزارهای دیگری نیز در اختیار دارد. بنابراین رئیس‌جمهورِ دوران جنگ باید هم توان ایستادگی و هم توان گفت‌وگو داشته باشد و بتواند این دو را در یک راهبرد واحد قرار دهد.

مواضع و عملکرد مسعود پزشکیان نیز در ماه‌های اخیر نشان داده که دولت او تلاش کرده این دو مسیر را در کنار یکدیگر دنبال کند. پزشکیان از یک‌سو بر آمادگی ایران برای گفت‌وگو و حل مسائل از مسیر تعامل تأکید کرده و از سوی دیگر گفته است که ایران در برابر فشار و تهدید، توان دفاع از خود را حفظ خواهد کرد.

در حوزه اقتصادی نیز شرایط جنگی، تصمیم‌های عادی و روزمره را به تصمیم‌های امنیتی تبدیل می‌کند. ارز، کالاهای اساسی، سوخت، ذخایر ارزی، نقدینگی و کنترل تورم دیگر صرفاً موضوعات اقتصادی نیستند؛ مستقیماً با تاب‌آوری کشور در برابر فشار خارجی ارتباط پیدا می‌کنند. خود پزشکیان نیز در جلسات اقتصادی دولت بر تصمیم‌گیری به‌موقع و حفظ ثبات اقتصادی در شرایط جنگی تأکید کرده است.

این همان جایی است که تجربه دفاع مقدس می‌تواند برای امروز معنا پیدا کند: جنگ را نمی‌توان فقط با سلاح مدیریت کرد. اگر جبهه نظامی مقاومت کند اما بازار دچار بی‌ثباتی شود، اگر توان دفاعی بالا باشد اما مردم احساس رهاشدگی کنند، یا اگر کشور در میدان نظامی ایستادگی کند اما در میز مذاکره نتواند از دستاوردهای خود استفاده کند، مدیریت جنگ ناقص خواهد بود.

رئیس‌جمهور در چنین شرایطی باید بتواند میان میدان‌های مختلف ارتباط برقرار کند؛ از فرماندهان نظامی و دستگاه دیپلماسی گرفته تا بانک مرکزی، وزارتخانه‌های اقتصادی، دستگاه‌های تأمین کالا و حتی مدیریت افکار عمومی. این هماهنگی، خود بخشی از قدرت ملی است.

از طرف دیگر، جنگ نباید بهانه‌ای برای کنار گذاشتن اقتصاد و معیشت مردم باشد. تجربه دفاع مقدس نشان داد که جامعه زمانی می‌تواند هزینه‌های یک نبرد طولانی را تحمل کند که احساس کند مسئولان نیز در کنار مردم ایستاده‌اند و برای تأمین نیازهای آنان برنامه دارند. امروز نیز حفظ قدرت خرید مردم، تأمین کالاهای ضروری، کنترل بازار و جلوگیری از ایجاد شوک‌های اقتصادی، بخشی از همان «دفاع» است؛ دفاع از تاب‌آوری داخلی کشور.

در میدان سیاست خارجی نیز رئیس‌جمهور باید بتواند میان چند هدف تعادل ایجاد کند: جلوگیری از گسترش جنگ، حفظ حقوق و منافع ملی، استفاده از ظرفیت کشورهای منطقه و جهان، و فراهم کردن زمینه‌ای برای کاهش فشار بر اقتصاد ایران. پزشکیان در مواضع اخیر خود نیز بر اهمیت تعامل و مذاکره، در کنار ایستادگی در برابر فشار اقتصادی، تأکید کرده است.

البته مذاکره موفق صرفاً به نشستن پشت میز محدود نمی‌شود. قدرت چانه‌زنی نتیجه مجموعه‌ای از عوامل است: وضعیت میدان، انسجام داخلی، توان اقتصادی، روابط منطقه‌ای، اعتبار دیپلماتیک و توانایی تیم مذاکره‌کننده برای تشخیص اینکه کجا باید امتیاز داد و کجا نباید از منافع کشور عبور کرد.

از این منظر، آزمون اصلی رئیس‌جمهور در شرایط جنگی فقط این نیست که چه موضعی درباره جنگ می‌گیرد؛ بلکه این است که آیا می‌تواند کشور را از مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌زمان عبور دهد یا نه.

دفاع مقدس برای امروز یک پیام روشن دارد: کشور برای عبور از جنگ به یک توان واحد نیاز دارد؛ توان نظامی، اقتصادی، اجتماعی و دیپلماتیک باید مکمل یکدیگر باشند. رئیس‌جمهوری که در چنین شرایطی قرار می‌گیرد، باید هم قدرت تصمیم داشته باشد، هم قدرت مذاکره؛ هم بتواند در برابر فشار بایستد و هم بتواند از مسیر گفت‌وگو راهی برای کاهش هزینه‌های جنگ پیدا کند.

در نهایت، موفقیت مدیریت سیاسی جنگ را نباید فقط با تعداد روزهای جنگ یا تعداد عملیات‌ها سنجید. معیار مهم‌تر این است که کشور با چه میزان خسارت، چه میزان انسجام و چه میزان حفظ منافع ملی از بحران عبور می‌کند.

این شاید یکی از مهم‌ترین درس‌هایی باشد که تجربه دفاع مقدس برای رئیس‌جمهور امروز دارد: جنگ را باید با قدرت آغازشده در میدان، با عقل در اتاق تصمیم‌گیری، با توان در اقتصاد و با مهارت در میز مذاکره مدیریت کرد؛ هدف نهایی نیز باید عبور سالم‌تر کشور و مردم از بحران باشد.