دستاورد مهم مذاکره و جنگ

دستاورد مهم مذاکره و جنگ

در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران (بیش از چهار دهه، معادل ۴۷ سال)، هرگاه تقابل ایران و آمریکا در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی یا امنیتی به سطح بالایی از تنش می‌رسید، دو الگوی تهدیدآمیز ثابت تکرار می‌شد: از سوی آمریکا، تهدید به اقدام نظامی، و از سوی ایران، تهدید به بستن تنگه هرمز. بااین‌حال، به دلیل نامعلوم بودن پیامدهای این دو اقدام راهبردی و نیز وجود دلهره و احتیاط ناشی از فقدان تجربۀ مستقیم از پیامدهای آن‌ها، مسئولان ایرانی اغلب از موضع خود عقب‌نشینی کرده و از تشدید تنش پرهیز می‌نمودند.

اما به‌ویژه پس از تجربۀ جنگ تحمیلی (که در گفتمان رایج با عنوان «جنگ رمضان» نیز از آن یاد می‌شود)، ساختار ارزیابی تهدید و پاسخ به آن در ایران دستخوش دگرگونی بنیادین گردید. جنگ یادشده، به‌مثابه یک آزمون تاریخی تمام‌عیار، نه‌تنها پیامدهای واقعی یک درگیری گسترده با حامیان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را برای نظام تصمیم‌گیری ایران روشن ساخت، بلکه اثر روانی ترس از پیامدهای ناشناخته را نیز زدود. در چنین بستری، تهدید نظامی آمریکا دیگر به‌عنوان یک عامل بازدارندۀ رفتاری عمل نمی‌کند، چه آن‌که مذاکرات به نتیجۀ ملموسی منجر شود و چه در وضعیت فعلی که مذاکرات ظاهراً به بن‌بست رسیده است. از منظر تحلیل راهبردی، کاربست اصل «هزینه‌های شناخته‌شده» به‌جای «تهدیدات نامشخص» موجب تغییر معناداری در محاسبات امنیتی ایران شده است؛ بدین معنا که دیگر «خطر جنگ» به‌تنهایی نمی‌تواند سازوکار کوتاه‌آمدن یا عقب‌نشینی دیپلماتیک را فعال کند. این تحول نشانگر گذار از بازدارندگی مبتنی بر ابهام به بازدارندگی مبتنی بر تجربه و محاسبۀ هزینه‌های بالفعل است. در نتیجه، تهدید نظامی آمریکا وزن پیشین خود را در معادلۀ تصمیم‌گیری ایران از دست داده و مسئولان ایرانی آن را صرفاً یکی از متغیرهای حاشیه‌ای تلقی می‌کنند، نه یک عامل تعیین‌کننده.